تبليغاتX
عرفان، آزادی، برابری

عرفان، آزادی، برابری

 

                       گفتمان فردوسی همچنان پا برجاست ...

 

     دیروز در صفحه فرهنگی یکی از روزنامه ها خبر برگزاری بزرگداشت روز فردوسی را در دانشگاه تهران و با حضور اندیشمندانی چون محمود دولت آبادی خواندم . همچنین در روزهای قبل نیز  مطالب ، مصاحبه ها و پژوهشهای مختلفی با موضوع فردوسی و شاهنامه در مطبوعات منتشر شد . مشاهده این مستندات رسانه ای برمن ثابت می کند که با گذشت زمان ، جوهره ارزشمند اندیشه حکیم توس بیش از پیش  هویدا می شود .و ما را به کاووش در آن و یافتن پاسخهایی حکمت آمیز برای پرسشهای جهان امروز مشتاق تر می کند . هرچند که به جرآت می توان از شاهنامه فردوسی بعنوان  آیینه تمام نما ی فرهنگ و هویت ایرانی یاد کرد اما در یک نگاه فراگیر شایسته است که جانمایه  این گنجیینه ادبی را جهانشمول و صد در صد انسانی نامید . نکته ارزشمند دیگر در شاهنامه فردوسی ، عجین ساختن روح مهین دوستی و  جوانمردی با روح معنویت است . اگر در برخی داستانهای مطرح ادبیات حماسی دنیا دلایل جنگها و خونریزی ها را در مسایلی چون عشق مادی مشاهده می کنیم ، اما در شاهنامه بخوبی پیداست که هیچگاه شخصیتهای فرهمند با انگیزه هایی پست قدم در عرصه مبارزه نمی گذارند . دفاع از ناموس و میهن و تداوم راه نیکی و مبارزه با بدخویی را می توان علت اصلی خلق حماسه های پهلوانی نیک نام  چون رستم نامید . رستم علی رغم توان بسیار شگفت انگیز ، و با آنکه در برهه هایی حساس ، چون فرشته ای نجات به فریاد پادشاهان ایرانی رسید ، اما   هیچگاه  خیال  رسیدن به تاج و تخت را  در سر نپروراند . و ما تا انتها شخصیت او را بعنوان پهلوانی تاجبخش ( و نه قدرت طلب ) می شناسیم .  فرهنگی که در جامعه کنونی ما نیاز به ترویج دارد ... از گنجینه های ارزشمند و حکمت آمیز شاهنامه ، در ابعاد مختلف اخلاقی ، حماسی ، نظامی  ، ،سیاسی ، معنوی و... سخن بی شمار می توان گفت .. وقتی که خبر استقبال خوب از نشستهای شاهنامه خوانی و شاهنامه پژوهشی را علی رغم پیچیده گی ها و مصائب جامعه امروز  می شنوم ، شاید بزرگترین دغدغه ای که در وجودم احساس می کنم  ، هموارکردن راههای  ارتباطی جدید  و کارآمد نسل امروز با اندیشه های حکیم توس است . طبیعی است که با نگاه صرفآ کلاسیک و موزه ای نمی توان به این مهم دست یافت . یکی از سازنده ترین ابزارها برای ماندگاری و روزآمد کردن شاهنامه ، ابزار هنر بخصوص در حیطه تئاتر ، تلویزیون و سینما است .

       

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 14:20  توسط رضا کیانی  | 

 

                                   هدیه روز ارتباطات .......

 

امروز مصادف است با  روز  ارتباطات و روابط عمومی . و به همین مناسبت قصد داشتم که مطلبی به رشته تحریر درآورم .می خواستم به این نکته بپردازم که هرگونه حرکت تازه اعم از اکتشاف یا اتفاق مهم محصول یک ارتباط است و هیچگاه نمی توان در انزوا  به انتظار معجزه نشست . می خواستم از سه نوع ارتباط انسان سخن بگوییم ، ارتباط انسان با خدا ، ارتباط انسان با انسان و ارتباط انسان با خود .... و در نظر داشتم که از تنزل جایگاه رفیع روابط عمومی به یک تدارکاتچی  در برخی ادارات  و انتساب عده ای کم سواد  بعنوان مدیر روابط عمومی شکوه کنم ... اما شنیدن خبر توقیف زود هنگام روزنامه یاس نو  مرا وادار کرد تا مسیر قلمم را تغیر دهم و  چند خطی از مصائب  روزنامه نگاران آزاد اندیش بنویسم .مگرمی شود  شعار افزایش دامنه ارتباطات را بر زبان جاری کرد ، اما از آزادی مطبوعات بعنوان یکی از  سازنده ترین وسایل ارتباط جمعی و رکن چهارم دموکراسی غافل بود ؟!  براستی که بروز چنین رفتاری را می توان  یک ضایعه برای جامعه ارتباطی ایران  دانست ....   توقیف یاس نو  بیشتر به یک لطیفه شبیه بود  تا یک خبر . روزنامه ای پس از شش سال توقیف ،  مجددآ منتشر می  شود و بعد از همان یک شماره نخست با یک چشم بر هم زدن حکم توقیف را در دستان خویش می بیند  . هرچند که رویارویی با چنین   برخوردها یی برای مطبوعات اصلاح طلب امری عادی است اما براستی فضای فرهنگی ما تاکی باید شاهد این برخوردها باشد ؟!  چرا همچنان یکسونگری ها د امنه تحمل اندیشه  مخالف را در نظر آقایان مسدود می کند؟! آیا این می تواند آیه ای روشن از رفعت ، برادری و متانت معنوی باشد ؟!  ... اکنون که در آستانه برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری هستیم انتشار روزنامه ای منتقد مانند یاس نو که  بخش قابل توجه ای از تفکر  اصلاح طلبان را اشاعه می داد ، می توانست در حرارت بخشیدن به فضای انتخابات، جلب مشارکت مردم و اطلاع رسانی در این راستا  بسیار موثر ظاهر شود . اماصدافسوس که .................

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 18:23  توسط رضا کیانی  | 

 

                 هم اندیشی تئاتر با مطبوعات 

 

        

 

دیروزبه میزبانی  روابط عمومی سازمان مسکن و شهرسازی خوزستان جلسه مشترکی میان انجمن نمایش اهواز و خانه مطبوعات خوزستان با هدف تعامل و همکاری مشترک در انجام امور فرهنگی برگزارشد شاید کمتر کسی انتظار داشته باشد که سازمانی غیر فرهنگی مانند مسکن و شهرسازی متولی این کار فرهنگی بشود ! اما بهرحال به همت مدیرجوان و  هنرمند روابط عمومی این سازمان یعنی امید زمانی جلسه مذکور بسیار صمیمانه اما واقعآ هدفمند برگزارشد. ای کاش همیشه دغدغه چنین جلساتی در وجود اهالی فرهنگ و هنر احساس شود و سایر روابط عمومی های ادارات نیز از روابط عمومی مسکن و شهرسازی الگو بگیرند. .. آنچه در ذیل می خوانید بخشی از صحبتهای من  در جلسه مذکور و به نقل از خبرگزار ی  شوشان است .

رضا کیانی از کارگردانان  و نویسندگان  تاتر در استان خوزستان نیز از انجمن نمایش به عنوان مرکز ثقل برای تبلور خلاقیت و نوآوری هنرمندان در این عرصه یاد کرد و گفت: تاتر را باید هنر نخبگان نامید. رشد و گسترش هنر تاتر می تواند باعث توسعه همه جانبه زیرساخت های فرهنگی جامعه   شود. ابزار تاتر انسان است .

این کارگردان هنر تاتر را به یک مربع تشبیه کرد و گفت: مدیران و مسئولان، هنرمندان، تماشاگران و رسانه ها اضلاع این مربع هستند. رسانه ها می توانند به عنوان رکن اصلی اعتلای تاتر به حساب آیند. ما هرچه از مرکز دور می شویم تاتر بیشتر در انزوا قرار می گیرد اینجاست که مطبوعات محلی باید نقش خود را در اطلاع رسانی و شکوفایی تاتر بیشتر ایفا کنند. وی پیشنهاد کرد بعد از پایان اجرای هر نمایش در اهواز کنفراس خبری با عوامل آن برگزار شود. هنر ما باید این باشد که بتوانیم همه اقشار جامعه را برای تماشا ی تاتر ترغیب کنیم.

کیانی ادامه داد: اینكه خلق آثار هنری و نشان دادن آن در جامعه،‌ بدون آگاه كردن مخاطبان و اطلاع رسانی  خطرآفرین خواهد بود، حقیقتی انكار ناشدنی است و از سوی دیگر، با معرفی و تحلیل‌های درست در مطبوعات می‌توان بر میزان بسامد تأثیر آثار هنری بر احوال مخاطبان افزود. اگر هنرمندان  از جامعه حذف شوند، آسیب‌های زیادی بر هر جامعه رو به رشد و پیشرفت وارد خواهد آمد، بنابر این وظیفه متولیان فرهنگی و هنری هر كشور است كه هنرمندان و منتقدان ادبی و هنری جامعه خود را شناسایی كنند و با حمایت از آنان، بر ‌جریان‌های هنری و ادبی نظارت داشته باشند.

این نویسنده تاتر گفت: رسانه همواره پل میان هنرمند و مخاطب است و می‌تواند با پرداختن به لایه‌های مختلف یك اثر و كشف و شرح نشانه‌ها، مخاطب را به شناخت بهتر اثر برساند. از این رو رسانه جایگاهی خاص و موثر، همچنین انواع و رویكردهای گوناگون دارد. یك رسانه  می‌تواند از منظرهای مختلف به نقد نمایش‌های اجرا شده یا نمایشنامه‌های منتشر شده بپردازد. یك رسانه  علاوه بر اینكه در نقد اثر، گروه اجرا كننده را متوجه نقاط ضعف و قوت كار می‌كند، به تماشاگر هم كمك می‌كند تا به درك درست و بهتری از اثر برسد، همچنین  ارائه یک نقد در مطبوعات می‌تواند باعث شود عده‌ای از دیدن یك نمایش منصرف یا بعكس ترغیب شوند تا از آن نمایش دیدن كنند. همه آنچه گفته شد، نشان می‌دهد نمی‌توان از تئاتر صحبت كرد، ولی از نقد تئاتر در رسانه صحبتی به میان نیاورد.

برای خواندن متن کامل گزارش  اینجا را کلیلک کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 21:14  توسط رضا کیانی  | 

 

                                          بودن یا نبودن ...

 

این روزها مهمترین بحث سیاسی روز جامعه ما پرداختن به مسئله انتخابات ریاست جمهوری است . هرچند که عده ای نیز دراین بین از کمرنگ جلوه دادن  بحث انتخابات  از سوی صدا و سیما گله مند هستند .  اما عده ای دیگر معتقدند که فضای شور و اشتیاق انتخاباتی هنوز در سطح کشور  بوجود نیامده است (و یا  به حد قابل قبولی نیست !) و بعید بنظر می رسد که در یک ماه آینده نیز شاهد افزایش شور و حرارت انتخابات در فضای کشور باشیم ! چرا که مردم انگیزه لازم را برای شرکت در این فراخوان ملی ندارند ! ... فارغ از هرگونه جهت گیری سیاسی می بایست از حضور در انتخابات بعنوان یک احساس مسئولیت سیاسی و اجتماعی یاد کرد . شاید که حضور پرشور و آشکار در عرصه سیاسی ( مانند حضور فعال در احزاب ، انجام سخنرانی و... ) توام با صرف هزینه های مختلف باشد اما حضور در پای صندوقهای رآی  ضمن مشارکت در تغیر فضای کشور ، هیچگونه هزینه مادی و معنوی را برای افراد  در برندارد .  برکسی پوشیده نیست که  هیچکدام  از کاندیدهای حاضر در صحنه ، بطور صد درصد نمی توانند فضای ایده آل و آرمان شهر مورد نظر ما را ترسیم کنند و در برابر تمامی خواسته های ما سرتعظیم فرو آورند!.  بطور حتم هریک از آنها  علی رغم محبوبیت احتمالی و کارآمدی خاص ،دارای نقاط ضعفی نیز هستند که می بایست با نگاه نقادانه با آنها مواجهه شد  .  اما انتخاب ما باید در برهه حاضر براساس عقلانیت ، واقعیت اجتماعی و اشراف بر  مقتضیات روز صورت گیرد. به بیانی دیگر انتخاب فردی با دارا بودن حداقل شرایط از میان سایر نامزدها . بهرحال هوشمندی سیاسی را می توان در یافتن راه از بیراهه در بدترین شرایط تعریف کرد .از سویی دیگر ایام انتخابات بهتر فرصت است برای تنویر افکار عمومی و بیان نقطه نظرات مختلف .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:20  توسط رضا کیانی  | 

 

                                              اگر نود نباشد ...   

 

 

                              

اکثر  علاقه مندان به فوتبال شبهای دوشنبه  را با دیدن برنامه  نود سپری می کنند . با پایان یافتن مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران ، پخش برنامه  نود نیز  بطور موقت  متوقف شد . ... همه می دانیم که محبوبیت برنامه نود تنها بواسطه پخش مسابقات فوتبال و مباحث کارشناسی نیست . بلکه به جرات می توان گفت که این برنامه با مدیرت و اجرای هنرمندانه و صریح عادل فردوسی پور بسیاری از کاستی ها و ناگفته های فوتبال ما را  با استعانت از کلام کنشگر،بی طرف و  منتقد هویدا کرده  و با آنکه زمان پخش آن گاهی تا ۲ بامداد نیز ادامه میابد ،حتی تماشاگران غیر حرفه ای فوتبال هم با  اشتیاق موارد مطرح شده در این برنامه را پیگیری می کنند .به نظر من روحیه نقد و نقد پذیری موجبات پویایی هر مجموعه ای را فراهم می آورد و جامعه مانیز به شدت محتاج به تقویت این فرهنگ است .هرچند که هیچ تضمینی برای تاثیر صد درصدی نکات ارزشمند این برنامه ،بر رویه فوتبال ایران  وجود ندارد، اما در نظرمن این نکات می تواند حکم یک بیدار باش  هم ازنظر فنی  و هم از ابعاد  فرهنگی ، مدیریتی  و... برای جامعه فوتبال  ما باشد.

                        

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:17  توسط رضا کیانی  | 

  

                              شاخه گلی برای همیشه ....

 

۱۲ اردیبهشت عجین است با نام و یاد استاد شهید مطهری . انسانی وارسته و آزاد اندیش که حق بسزایی در تحکیم پایه های نواندیشی دینی و تبین آرمانهای انقلاب داشت . و صد افسوس که شهادت او در نخستین ما ههای پیروزی  انقلاب ، نسل امروز را  از خدمات و تعامل با او محروم کرد ... اما از سویی دیگر این روز (۱۲ اردیبهشت ) بسیاری از خاطرات شیرین دوران مدرسه را در دلم زنده می کند . برگزاری جشن روز معلم ،تهیه روزنامه دیواری (به این مناسبت ) و خاطره انگیزتر از همه ،تقدیم یک شاخه گل به معلم ... شاخه گلی ساده اما مملو از ارادات و عشقی صادقانه به مقام آموزگار.دیدن لبخند سراسر مهر  معلم و جلب  رضایت او ، انگیزه ای مثال زدنی در وجودنسل ما فراهم می آورد.اکنون  علی رغم دوری ۱۴ ساله از دوران مدرسه، در نظر من همچنان جایگاه معلم دارای منزلتی ارزشمند و فرهنگی است . جایگاهی به قدمت تاریخ و فرهنگ ایرانی و اسلامی . فرهنگی که خرد و دانش را رمز پویایی و سرزنده گی بشریت معرفی می کند .به امید روزی  که تنگناهای معیشتی معلمان عزیز ما به حداقل برسد . 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:1  توسط رضا کیانی  | 

 

                              اشکها و لبخنده ها به انتها رسید 

 

 

              

دیشب به تماشای آخرین قسمت از مجموعه تلویزیونی اشکها و لبخنده ها  ،جدیدترین  اثر حسن فتحی ( بعنوان کارگردان ) نشستم . هرچند که در سالهای اخیر بجز ایام ماه مبارک رمضان و عید نوروز  فرصت  دنبال کردن سریالهای تلویزیونی را در طی سال  نیافتم  ،اما فضای خاص  داستان و ترکیب عوامل اجرایی اشکها و لبخندها   ،باعث شد تا با انگیزه خاص خود را موظف به پیگیری آن کنم. از این رو بسیار مایلم که با انجام یک نظر سنجی فراگیر ،از میزان محبوبیت و ارتباط این مجموعه تلویزیونی با اقشارمختلف جویا شوم .نوشتن این مطلب نیز بهانیه ای است تا باب تعامل در وادی این اثر تلویزیونی در محیط مجازی گشوده شود ...

 اشکها و لبخندها مانند دیگر آثار حسن فتحی دارای یک بافت ساده و ایرانی بود . و فکر می کنم که همین مشخصه  را می توان  نخستین دلیل برقراری ارتباط مخاطبان با آن نامید . اصطلاحات بومی و فرهنگ عامیانه  برآمده از طبقات سنتی و متوسط جامعه  با زبان کمیک ، در جای جای این سریال موج می زد و بوی صمیمیت از آنها  به مشام می رسید  .بهرحال تجربه نشان داده است که سریالهایی با مشخصات سنتی ،  نظیر پدرسالار ، لبه تیغ ، شب دهم ،روز حسرت و... صرف نظر از چگونه گی کیفیت فنی ، به راحتی مخاطبان را مجذوب خود می کنند .حسن فتحی در پرداختن به این حال و هوا تجربیات نسبتآ موفقی در تلویزیون و سینما (فیلم سینمایی ازدواج به سبک ایرونی ) داشته است . در اشکها و لبخندها ، ضمن ترسیم فضای سنتی ، پیوند این فضا را با حال و هوای امروزی و برخی مطالبات نسل کنونی شاهد هستیم . و بنظر من اینچنین روایتها (تلفیق دو فضا ) بهتر می تواند کنش ها و واکنش های داستان  و موقعیتهای طنز را برای مخاطب جذاب جلوه کند و رویه کلی داستان را از حالت تک بعدی خارج سازد .   از دیگر مولفه های  جذاب و نقطه قوت  این سریال می توان به بازی های خوب و روان بازیگرانی چون مهدی هاشمی ،شهره لرستانی، گوهر خیراندیش و هومن برقنورد  اشاره کرد . بازیهایی که عاری از هرگونه کلیشه ، با خلاقیت و توان حرفه ای نقش آفرینان همراه بود ... امیدوارم که در آینده شاهد جهشی تازه در زمینه ساخت مجموعه های تلویزیونی باشیم .

پی نوشت :

 نظر مخاطبان عزیز را به خواندن این گزارش  و صحبتهای کارگردان جلب می کنم .

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 13:49  توسط رضا کیانی  | 

 

                              مدیریت فرهنگی را بهتر بشناسیم   

 

یکی از واژه گانی که همیشه با آن مشکل داشته و دارم و هیچگاه حاضر به هضم آن نیستم ، (( فرهنگسازی )) است . که متاسفانه در طی روز بارها و بارها آن را از زبان افراد مختلف می شنویم . در سال گذشته که معضل خشکسالی دامن بخش وسیعی از کشور را گرفته بود ، هر روز شاهد بودیم که عده ای خود را مدعی امر فرهنگسازی در زمینه صرفه جویی معر فی می کنند !! .... در پاسخ به مصرف کننده گان این واژه باید گفت که فرهنگ ریشه درخت هر سرزمینی است . و کالایی خلق الساعه نیست ! فرهنگ شایسته و کارساز را می توان اشاعه داد و با مقتضیات زمان سنجید  و با استعانت از نرم افزار هایی چون هنر به جهانیان معرفی کرد و سپس برای  نسل آینده به  یادگار نهاد . اما به هیچ عنوان نمی توان آن را در مدت زمان محدودی ساخت ! از اینجاست که در مواقعی مشاهده می کنیم که  امر مدیریت فرهنگی در کشورما ( بواسطه وجود مدیران غیرکارشناس ) به بیراهه  منحرف می شود . بطورکلی یک مدیر فرهنگی تا زمانیکه از دانش و تخصص فرهنگی محروم باشد  باید بداند که وظیفه ای جز هدایت ، حمایت و نظارت ندارد . در اینجا بازیگر اصلی کارشناسان امور فرهنگی هستند و بدون شک دخالت  غیرموجهه مدیر فرهنگی در کار کارشناسان ،موجبات انحراف کار فرهنگی را فراهم می آورد . مدیر فرهنگی می بایست تنها در اندیشه بستر سازی باشد و بس . او باید با سعه صدر بالا، به جمع آوری نظرات مختلف ارج نهد و ضروری است که بیش از دیگران تحمل پذیرش انتقاد را در وجود خود تقویت کند .جایگاه مدیرفرهنگی  و روابط عمومی ،جایگاهی برای آزمون و خطا ، آزمایش  و یا سکوی پرتاب افراد نباید باشد . متاسفانه گاهی مشاهده می شود که از سرناچاری ! و حسب برخی ضدو بندهای کاذب ،  عنوان مدیر روابط عمومی و یا مدیر فرهنگی  به افراد نالایق  و غیر متخصص اعطا می شود .چرا که این افرادمی پندارند که امور فرهنگی دریایی است که همه می توانند در آن شنا کنند و  به راحتی از پس مشکلات بر آیند و  قلمرو قدرت خویش را افزایش دهند . این دقیقآ یعنی نادیده گرفتن جایگاه مدیریت فرهنگی .با عنایت به این نکته که در علوم انسانی هیچ پدیده ای قابل اندازه گیری نیست ،نمی توان بطور دقیق مولفه های ثابتی را در وادی مدیریت فرهنگی تعریف کرد . چه بسا که انجام پژوهشها و تبادل داشته های فکری نوین ما را با افقهای تازه ای مواجهه کند . اما به جرات  می توان گفت که آنچه که در این مجال بدانها اشاره شد در زمره حداقلها و بنیانهای مدیریت فرهنگی قرار دارند .

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 2:14  توسط رضا کیانی  | 

 

                         ستاره قطبی دوباره  می درخشد  

 

                                  

 

پس از آمد و رفت عجیب محمد مایلی کهن ، حکم افشین قطبی به سمت سرمربی تیم ملی فوتبال ایران  صادر شد . تا دوباره نام  این مربی با نزاکت بر صفحه اول  رسانه های خبری ایران قرار گیرد . افشین قطبی خصوصیات ویژه ای دارد که از بسیاری جهات با دیگر مربیان ایرانی متفاوت است . نخست اینکه او  بیست ونه سال از عمر خود را در خارج از کشور گذراند و بدون دغدغه مشهور شدن درمستطیل سبز فوتبال بعنوان بازیکن ، از دوران جوانی قدم در راه آموزش و هدایت نهاد .( ناگفته نماند که او سابقه بازی در باشگاههای آمریکا را هم دارد)  و در این گام بر سرکلاسهای معتبر جهانی حاضر  و موفق به اخذ مدرک معتبر مربی گری شد .و سپس تجاربی هم در سطح ملی با تیمهای آمریکا و کره جنوبی کسب کرد . از این رو به سختی  می توان به او برچسب هایی نظیر  انجام ضد و بند  و یا داشتن  کینه دیرنه با فلان بازیکن را زد .  دوم اینکه  قطبی به شخصه انسانی اخلاق مدار است . و هیچ تمایلی   به حاشیه های کاذب  و پرداختن به مسایل غیر فوتبالی رادر فضای فوتبال  ندارد .تاکنون در موضع گیری های سیاسی و حمایت از جناح خاصی هم سهیم نبوده است ... بزرگترین خاطره خوش فوتبال دوستان ایرانی با قطبی ، به قهرمانی تیم پرسپولیس در لیگ برتر سال ۸۶ برمی گردد که این موفقیت نام  او را بعنوان شخصیتی صاحب علم و اخلاق  فوتبال ، به جامعه ایرانی معرفی کرد .البته این محبوبیت تنها به مسایل فنی منتهی نبود ، رفتار  و منش قطبی چنان بود که رقیبان ایشان نیز ( مانند قلعه نوعی  و  فیروز کریمی) از او به نیکی یاد می کردند .حتی عده ای معتقد بودند که قطبی ادبیات جدیدی را برگفتمان فوتبال ایران حاکم کرد .بنحوی  شخصیت جذاب و برونگرای او  رضایت همه از جمله فعالان عرصه رسانه های مختلف  را برانگیخت . حال افشین قطبی در شرایط بسیار سختی قرار دارد . استقبال خوب مردم از او در فرودگاه هنگام ورود به تهران نشان از آشتی دوباره مردم با تیم ملی بواسطه شخصیت افشین قطبی بود . و این بزرگترین سرمایه برای تیم ملی و سرمربی جدید می تواند باشد . حالا باید دید که قطبی در این شرایط چگونه عمل خواهد کرد . یکی از موارد مهمی که او می بایست در نظر بگیرد بحث مدیریت بحران است . بازیکنان تیم ملی در برهه کنونی بیش از پیش به تقویت روحی و کاستن کنشهای غیرضروری  و تلطیف فضا نیاز دارند . از سویی دیگر باید مراقب بود تا وضعیت تیم ملی تحت الشعاع فضای سیاسی انتخابات قرار نگیرد .

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 1:22  توسط رضا کیانی  | 

 

                                      مگر این پنچ روزه دریابی ...

                                        

                                         

                                          

یکماه از آغاز سال جدید گذشت .  خدا را سپاس که فرصت زیست دوباره یافتیم .امیدوارم که در روزهای آتی با یاری حق و  استعانت از تجارب گذشته برنامه ریزی بهتری درجهت انجام امور  داشته باشم .وقتی که از گذر عمر و شناخت منزلت و ارزش ثانیه ثانیه لحظات زندگی  سخن به میان می آورم ،بی درنگ نام سعدی شیرین سخن در دلم زنده می شود . بخصوص در نخستین روز اردیبهشت که مقارن است با روز بزرگداشت این شاعر و معلم عزیز حکمت و معرفت ایران زمین .ادبیات امروز جهان به داستانهای کوتاه (مینی مالیستی) غرب افتخار می کند ،فارغ از اینکه بگوییم که  در قرن هفتم هجری حکایتهای گلستان سعدی در کوتاه ترین زمان و ساده ترین زبان ، ارزشمندترین مضامین اخلاقی و اجتماعی را به مخاطب انتقال داد . آن هم در زمانی که هیچ نشانی   از تکنولوژی عظیم رسانه ای و قدرت ارتباطات ، رقابت فرهنگی   و سرمایه های کلان و مادی امروز  در میان نبود  . سعدی با پرهیز ازنگاه ظاهر پرستانه ،  به آراسته گی جان و زدودن  پلشتی و زنگار از درون ، بیش از هر چیز اصالت می داد . تاسف می خورم که ما در برابر آثار گرانسنگ سعدی ( و سایر شاعران کلاسیک چون حافظ ، فردوسی ، مولوی و...) بسیار سطحی برخورد می کنیم و کمتر به کارآیی جانمایه و مفاهیم و اندرزهای آنها در زندگی امروز می اندیشیم . در دنیایی که به راحتی لحظات ارزشمند عمر خود را به سوختن می دهیم و از سویی دیگر در برخی مواقع ارج نهادن به اخلاقیات ، محبت ، معرفت  و رقابت سالم  را به باد فراموشی می سپاریم و تنها به منیتها ، غرور کاذب و تخریب شخصیت دیگران برای رسیدن به اهداف خود می اندیشیم ، واقعآ تفکر سلیم و انسانی سعدی که در واقع برآمده از معرفت قرآنی است ، می تواند ما را لحظه ای به تفکر و نزدیک شدن به فطرت پاک انسانی تشویق و ترقیب کند ..

يک شب تاًمل ايام گـذشته مي کـردم و بر عـمر تـلف کرده خـود تاًسف مي خوردم و سنگ سراچـه دل را به الماس آب ديده مي سفتم و اين ابيات را مناسب حال خـود يافتم:  


 
هر دم از عمر می رود نفسی       چون نگه می کنم نمانده بسی
ای که پنجاه رفت و در خوابی       مگر این پنج روزه دریابی
خجل آنکس که رفت و کار نساخت       کوس رحلت زدند و بار نساخت

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 12:6  توسط رضا کیانی  |