گفتمان فردوسی همچنان پا برجاست ...
دیروز در صفحه فرهنگی یکی از روزنامه ها خبر برگزاری بزرگداشت روز فردوسی را در دانشگاه تهران و با حضور اندیشمندانی چون محمود دولت آبادی خواندم . همچنین در روزهای قبل نیز مطالب ، مصاحبه ها و پژوهشهای مختلفی با موضوع فردوسی و شاهنامه در مطبوعات منتشر شد . مشاهده این مستندات رسانه ای برمن ثابت می کند که با گذشت زمان ، جوهره ارزشمند اندیشه حکیم توس بیش از پیش هویدا می شود .و ما را به کاووش در آن و یافتن پاسخهایی حکمت آمیز برای پرسشهای جهان امروز مشتاق تر می کند . هرچند که به جرآت می توان از شاهنامه فردوسی بعنوان آیینه تمام نما ی فرهنگ و هویت ایرانی یاد کرد اما در یک نگاه فراگیر شایسته است که جانمایه این گنجیینه ادبی را جهانشمول و صد در صد انسانی نامید . نکته ارزشمند دیگر در شاهنامه فردوسی ، عجین ساختن روح مهین دوستی و جوانمردی با روح معنویت است . اگر در برخی داستانهای مطرح ادبیات حماسی دنیا دلایل جنگها و خونریزی ها را در مسایلی چون عشق مادی مشاهده می کنیم ، اما در شاهنامه بخوبی پیداست که هیچگاه شخصیتهای فرهمند با انگیزه هایی پست قدم در عرصه مبارزه نمی گذارند . دفاع از ناموس و میهن و تداوم راه نیکی و مبارزه با بدخویی را می توان علت اصلی خلق حماسه های پهلوانی نیک نام چون رستم نامید . رستم علی رغم توان بسیار شگفت انگیز ، و با آنکه در برهه هایی حساس ، چون فرشته ای نجات به فریاد پادشاهان ایرانی رسید ، اما هیچگاه خیال رسیدن به تاج و تخت را در سر نپروراند . و ما تا انتها شخصیت او را بعنوان پهلوانی تاجبخش ( و نه قدرت طلب ) می شناسیم . فرهنگی که در جامعه کنونی ما نیاز به ترویج دارد ... از گنجینه های ارزشمند و حکمت آمیز شاهنامه ، در ابعاد مختلف اخلاقی ، حماسی ، نظامی ، ،سیاسی ، معنوی و... سخن بی شمار می توان گفت .. وقتی که خبر استقبال خوب از نشستهای شاهنامه خوانی و شاهنامه پژوهشی را علی رغم پیچیده گی ها و مصائب جامعه امروز می شنوم ، شاید بزرگترین دغدغه ای که در وجودم احساس می کنم ، هموارکردن راههای ارتباطی جدید و کارآمد نسل امروز با اندیشه های حکیم توس است . طبیعی است که با نگاه صرفآ کلاسیک و موزه ای نمی توان به این مهم دست یافت . یکی از سازنده ترین ابزارها برای ماندگاری و روزآمد کردن شاهنامه ، ابزار هنر بخصوص در حیطه تئاتر ، تلویزیون و سینما است .


