تبليغاتX
عرفان، آزادی، برابری

عرفان، آزادی، برابری

 

                                                       بازهم  خوزستان ...

                        

                                         عکس یادگاری من با میرحسین  ( بادوربین موبایل ! ) 

  در روزهای گذشته من به همراه برخی از دوستان درگیر سفر مهندس میرحسین موسوی به خوزستان بودیم. شور و شوق مردم در استقبال از ایشان به حدی بود که  رسانه های مختلف داخلی و خارجی به انعکاس ویژه آن پرداختند . به هنگام ورود میرحسین به اهواز فرودگاه مملو از جمعیت شده بود . از تیپ های مختلف دانشجویی گرفته تا چهره های شاخص فرهنگی هنری ... صدای موسیقی اصیل بختیاری در فرودگاه طنین انداز شده بود . هواپیمای حامل میرحسین با تاخیر زاید الوصفی به زمین نشست .اما در همین فاصله هم شور و شوق مشتاقان و منتظران رنگ و بوی رخوت و سکون به خود نگرفت . جوانان حاضر در سالن انتظار فرودگاه با صدای بلند سرود یاردبستانی را خواندند . جالب اینجا است که جوانان عرب زبان نیز با رقص محلی (یزله) و ابراز احساسات صادقانه  خود  به همراه سایرین اطراف ماشین میرحسین را احاطه کردند و او نیز با تکان دادن دست  به همه احساسات مشتاقان پاسخ داد . بعد از اینکه ماشین حامل ایشان به سمت محل سخنرانی در مسجد ارشاد حرکت کرد ترافیک سنگینی در مسیر حرکت ایجاد شد   .واقعآ کمتر تجمع و استقبال  اینچنینی را در چند سال اخیر در اهواز شاهد بودیم .  از زمانی که  مسئولیت کمیته فرهنگی هنری ستاد ایشان در خوزستان را (با همراهی هنرمند عزیز سامان خلیلیان ) پذیرفتم ، تلاشم را معطوف به تشویق و دعوت از عزیزان هنرمند و اهل قلم  به فعالیت در ستاد کردم . و خوشبختانه هنرمندان خوزستانی استقبال خوبی از این امر نشان دادند ... .به همت سامان عزیز بیانیه اعلام حمایت جمعی از هنرمندان خوزستانی  از مهندس موسوی تنظیم و در محل سخنرانی های ایشان  پخش شد . بعد از انجام سه سخنرانی و یک جلسه ( با امام جمعه اهواز )  سرانجام مهندس موسوی به مهمانسرای محل اقامت آمد . در آنجا فرصتی مهیا شد تا  در جمع خودمانی بچه های ستاد  ، یک نسخه از بیانیه  به همراه شرح مختصری هم از فعالیت کمیته را خدمت مهندس موسوی ارائه دادیم .فردای آن روز به همراه ایشان به دانشگاه شهید چمران اهواز رفتیم .( هرچند که او در نخستین ساعات صبح به گلزار شهدا نیز رفته بود )  در سالن محل سخنرانی جای یک سوزن انداختن هم نبود .به همراه چهار نفر از ب دیگر بچه های ستاد به زحمت خود را به بالای سن و در کنار تیم حفاظت ایشان رساندیم . و دانشجویان را به حفظ نظم و نشستن دعوت کردیم . استقبال گرم دانشجویان با سر دادن شعارهای  سلام بر خاتمی دورود بر موسوی ، آزادی اندیشه همیشه همیشه.. حرارت جلسه را صد چندان کرده بود . در این روز  علاوه بر نماینده گان دانشجویان اصلاح طلب حتی منتقدان جریان اصلاحات نیز از تریبون آزاد جهت بیان سئوال خود استفاده کردند . شواهد به همگان ثابت کرده است که   طیف وسیعی از جریان تحول خواه و منتقد دولت فعلی چشم امید به راهکارهای توسعه طلبانه میرحسین دارند .                                  

                                  

                             سخنرانی در دانشگاه شهید چمران اهواز

 

 

  

                            سخنرانی در کنار مسجد ارشاد اهواز    

              

                                     معترضان  به وضع موجودنیز   در سخنرانی  حاضرشدند!

      

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 1:52  توسط رضا کیانی  | 

 

                                 تو اگر برخیزی ، من اگر برخیزم ...

 

 

حمایت اقشار مختلف  از کاندیداتوری  میرحسین موسوی روز به روز افزایش میابد . دیروز چندین پیامک از دوستان غیرسیاسی ( یا بهتر است بگوییم  غیرفعال ) دریافت کردم که همگی حکایت از علاقه به شخصیت و برنامه های آخرین نخست وزیر ایران داشت .دو روز پیش برنامه ای با سخنرانی فرشاد مومنی و  به بهانه افتتاح ستاد میرحسین در اهواز برگزار شد ،که استقبال خوب مردم خونگرم از این برنامه ، بسیاری از فعالان سیاسی را به تداوم راه امیدوارتر کرد .در آن برنامه در کنار نیروهای سیاسی افرادی را دیدم که تاکنون در کمتر تجمع سیاسی حضور داشتند و عده ای دیگر نیز شاید در هیچ تجمعی در سالیان اخیر شرکت نکرده بودند .از عشایر عرب گرفته تا بختیاری و تا جانبازان جنگ تحمیلی ، معلمان  و برخی از چهره های فرهنگی و ... گویی به همگان ثابت شده بود که میرحسین یک کاندید کاملآ مردمی   است . تجربه چند سال اخیر نشان داده است که تازمانی توده های مختلف مردم وارد عرصه نشوند نمی توان به پیروزی  امیدوار بود .  امروز نیز بیانیه جبهه مشارکت را خواندم که  در آن بطور جامع و محکم ضمن تشریح اوضاع روز ، حمایت قاطع  از میرحسین موسوی اعلام گردید. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که رهبران آن را جمعی از یاران قدیمی میرحسین تشکیل می دهند ،نیز چنین موضعی اتخاذ کرد .بهرحال ملت در برابر یک آزمون سرنوشتساز قرار گرفته و در عین حال بستر مناسبی برای تعامل و همبستگی میان  احزاب و شخصیتهای  اصلاح طلب با اقشار مختلف مردم مهیا شده است . همه در انتظارند تا ببینند که در ۲۲ خرداد۱۳۸۸ ، به مانند ۲ خرداد ۱۳۷۶ جلوه ای از روح مسئولیت پذیری  و توسعه طلبی مردم ایران به نمایش درآید.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 11:20  توسط رضا کیانی  | 

 

     

                                             فرمول ۲ ...

 

 

احساس می کنم تجدید ساخت آثار سینمایی و تلویزیونی درکشورما مبدل به یک سنت شده است . بعداز  ساخت زیرآسمان شهر ۲ ،  مرد ۲ هزار چهره ، اخراجی های ۲ ، کارگاه علوی ۲   ، ( و همچنین تولید و پخش  بیشمار مجموعه کلاه قرمزی !!)  بعید نیست که  در آینده نزدیک خبر ساخت سری های جدید ، تعدادی دیگر از فیلمها و سریالهای گذشته ، با اضافه کردن یک پسوند ۲ را بشنویم !! .  از یک سو می توان نتیجه گرفت که استقبال خوب مخاطبان از سری نخست این آثار مهمترین انگیزه برای فیلمسازان ما در ساخت سری دوم آثارخود باشد و چه بسا که  جامعه ، اشتیاق، ذوق و مهمتر از همه مسئولیت عوامل تولید را در ساخت سری دوم ، صد چندان کند . اما از دگر سو نمی توان تضمین داد که سری دوم آثار سینمایی و تلویزیونی برای مخاطبان ،جذابیت سری اول را به همراه  داشته باشد   .  . اما بهرحال نکته ارزشمند در این وادی ارج نهادن به خلاقیت در پردازش موضوعات جدید و تآثیرگذار از سوی فیلمسازان امروز  است .بنظرمن ساختن سری های دوم هر مجموعه یا فیلمی می تواند یک ریسک تلقی شود ، چرا که در صورت بروز   کوچکترین ضعفی در آنها  ، چه بسا   خاطرات  خوش مخاطبان از سری اول نیز  نابود  شود .  در برخی از آثار ( با عنایت به ساختار دراماتیک آنها ) حق مطلب بخوبی ادا می شود و نیازی به ساخت سری دوم نیست .      

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 12:27  توسط رضا کیانی  | 

                                   

                           قرعه بنام مایلی کهن افتاد ... 

                                           

 

                                                               

 

شکست تلخ تیم ملی فوتبال ایران در برابر عربستان  ،موجی از اعتراضات  را از سوی آحاد مختلف جامعه برانگیخت تا بار دیگر به همه ثابت شود که هرگونه سهل انگاری  و عدم موفقیت در عرصه ورزش پرطرفدار فوتبال می تواند چگونه بر روحیه مردم اثرگذار باشد .برکناری علی دایی از سمت هدایت تیم ملی و کش و قوسها و شایعات مختلف برای انتخاب جانشین او ،از دیگر مواردی بود که نگاههای بسیاری را معطوف به خود ساخت.در مدت حدود ۱۰ روز گذشته ، در کوتاهترین زمان نام یک مربی بعنوان مرد شماره یک نیمکت تیم ملی بر سر زبانها می افتاد و در اندک زمانی دیگر این خبر تکذیب می شد و این چرخه همچنان ادامه داشت تا بالاخره قرعه بنام محمد مایلی کهن افتاد و به  تشخیص متولیان امر او بطور رسمی و بعد از ۱۲ سال ، برای دومین بار سکان هدایت تیم ملی فوتبال بزرگسالان ایران را بدست گرفت .(هرچند  که در کارنامه او هدایت تیم ملی امید و همچنین تیم ملی فوتسال و کسب مقام چهارم دنیا به همراه آن ،نیز  به چشم می خورد ) ... محمد مایلی کهن را در اواسط دهه ۶۰ و با پیراهن شماره ۱۹ پرسپولیس و بعنوان یک کاپیتان بازیساز، صبور  و یار همیشه گی علی پروین شناختم  .ظاهر او نسبت به گذشته چندان تغییری نکرده است . حاشیه های مایلی کهن زمانی آغاز شد که پا به عرصه مربیگری گذاشت .او توانست بستری برای تبلور خلاقیت نسلی نو در فوتبال ملی ایران فراهم آورد  تا  جهش تازه ای در این وادی صورت گیرد (بقول خودش رنسانس فوتبال ایران) .اما  برخی اقدامات او انتقادات جدی  بدنبال داشت ... اکنون فوتبال ملی ما در راه رسیدن به جام جهانی با شرایط سختی مواجهه است .بهرحال محمدمایلی کهن علی رغم  دارا بودن برخی نقاط ضعف امروز سکاندار تیم ملی است .ومانیز با پرهیز از هرگونه پیشداوری و حاشیه سازی به عنوان یک ایرانی موظف به حمایت از این تیم هستیم . هرچند که امید می رود مایلی کهن نیز با ارج نهادن به اخلاق ورزشی در برابر انتقادات سالم و سازنده سرتعظیم فرودآورد .باید تلاش کرد که دعواهای قدرت طلبانه و دسته بازیهای کاذب و غیر فوتبالی ،نتواند بر مدیریت فوتبال ما سایه افکند .

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 12:45  توسط رضا کیانی  | 

 

                                همه برمی خیزند ... 

 

از دوران دبستان تا دبیرستان  همیشه آخرین روز تعطیلات نوروز برای من خاطره انگیز بوده است . یا بهتر است بگوییم که این روز را  با عنوان روز دلهره و اضطراب و گاهی هم هیجان در دفتر خاطرات زندگی ام به ثبت رساندم .  بعد از ۱۳ روز تعطیلی، استراحت و تفریحات گوناگون می بایست خود را برای فردا آماده می کردم .  بازگشت به محیط مدرسه و قرارگرفتن در انضباط خاص آنجا ( دبستان دهه ۶۰  و در اوج جنگ ، که نه صحبتی از مدارس غیر انتفاعی بود و نه رفاه امروزی ... ) کمی برای من سخت بود . این حس به مرور زمان و با فاصله گرفتن از دوران کودکی در وجودم کمرنگ شد اما به هیچ عنوان از بین نرفت ... اکنون نیز بعد از سپری شدن مراحل مختلفی از زندگی ام ، رفتن به دانشگاه ، استخدام در اداره  و... هنوز هم یک حس عجیبی نسبت به پایان تعطیلات نوروزی دارم . امسال نیز مانند سالهای گذشته  تمام ایام عید را  مرخصی گرفتم ( زمان آغاز کار ادارات از ۵ فروردین بود )و وقتم را در اختیار دیدار بابستگان ،و کمی هم مطالعه  قرار دادم ... فردا برای من یک روز دیگری است . قرارگرفتن در نظام اداری و آغاز بسیاری از فعالیتهای جدی من در زمینه های فرهنگی و اجتماعی و.... مطبوعات از فردا  اولین تیتر خود را در سال ۸۸ می زنند و بعد از دوهفته استراحت مجددآ در دسترس عموم قرار خواهند گرفت . بررسی انتخابات ریاست جمهوری و آینده تیم ملی فوتبال ، نقد سریالهای نوروزی و تحلیل پیام نوروزی رهبرانقلاب ، می تواند سوژه های خوبی برای مطبوعات باشد . بسیاری از مراکز هنری بطور رسمی فعالیتشان را آغاز خواهند کرد .برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری یکی از بزرگترین رویدادهای سال ۸۸ در کشورمان خواهد بود و طبیعی است که از فردا موتور  احزاب ( اگربطور حرفه ای وجود داشته باشد ) و محافل سیاسی با جهش خاصی به حرکت درمی آید . وحرارت بازار اخبار دو چندان  می شود . ( و در عین حال  سوژه های برنامه بیست وسی نیز پر رونق خواهد شد )  بهرحال با گذشت یک سال دیگر و فرارسیدن بهاری دیگر از ایام زندگانی ،می بایست تغیراتی جدی در جهت بهترشدن در  وجودمان  احساس کنیم . به خود بقبولانیم که مسئولیت ما در برابر جامعه و اطرافیان دو چندان شده است . علم مسیر خود را می پیماید .و مانیز موظف به ارتقآ سطح دانش و اتخاذ ادبیاتی  سازنده و عمیق بر گفتمانمان هستیم  .  ای کاش که در سال جدید  وبه حکم انسان بودن  در گام نخست به انجام وظیفه و اخلاقی عمل کردن بیاندیشیم . 

 

                            خدایا ! چنان  کن سرانجام کار    که تو خشنود باشی و ما رستگار

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 19:30  توسط رضا کیانی  | 

 

                                           آن که گفت آری.. 

 

 

 

 

۱۲ فروردین یادآور حضور پرشور مردم ایران در پای صندوقهای رآی و آری گفتن به استقرار نظام جمهوری اسلامی است . سی سال از آن ایام پرشور گذشت . عده ای در همان اوایل انقلاب معتقد بودند که مردم ایران می دانند که چه نمی خواهند اما نمی دانند که چه می خواهند ، از این رو به استقبال از هرگونه حرکت قهرآمیز در جهت سرنگونی نظام شاهنشاهی می روند . در روز ۱۲ فروردین جهت اصلی انقلاب مشخص شد . مردم با حضور حماسی خود اعتماد خویش را نسبت به شعار جمهوری اسلامی که نوعی قرائت مدرن و برآمده از روشنفکری دینی بود نشان دادند. ( چرا که در نگاه برخی  بنیادگرایان ،  جمهوریت در کنار دیانت  به هیچ عنوان قرار نخواهند گرفت) . مردم به این باور رسیده بودند که افق های جدید ی در تحقق شعارهای دموکراسی خواهی، عدالت اجتماعی و آزادیهای سیاسی در پرتوی معنویت و دین را شاهد خواهند بود .مردم به امید روزهایی بودند که شایسته سالاری جایگزین حامی پروری ،انصاف و عطوفت اسلامی جایگزین خشونت و سرکوب  ،  و ایرانی آباد ، آزاد و مستقل جایگزین نظام مستبد و سنتی  گردد . در راستای رسیدن به همین دغدغه های والای انسانی بسیاری از بهترین فرزندان این آب و خاک عاشقانه جان خویش را در  طبق اخلاص نهادند .... اما اکنون تا چه اندازه به آن آرمانهای اصیل دست یافته ایم ؟ آیا با وجود ردصلاحیتهای ناموجهه در انتخاباتهای مختلف ،توقیف مطبوعات و... می توانیم مدافعان و میرات داران خوب گذشته گان باشیم ؟

بنظرمن آغاز دهه چهارم انقلاب فرصت خوبی است برای یک آسیب شناسی دقیق پیرامون آرمانها و نتایج انقلاب تاکنون ...

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 17:17  توسط رضا کیانی  | 

 

                                  جشن  جهانی تئاتر در نوروز ایرانی 

 

 

 

شاید یکی از دشوارترین پرسشها این باشد که بطور مختصر تئاتر را تعریف کنید ... چرا می گویم دشوار ؟ زیراکه یافتن مختصر جمله ای که بتواند احساسات مرا نسبت به تئاتر بیان کند و از سویی دیگر کلامم را در دست اندازهای فلسفی و متافیزیکی  و وادی شعار زده گی و ژستهای کاذب نیاندازد  دشوار است .متاسفانه گاهی مشاهده می شود که هنرمندان ما برای ارائه یک تعریف ساده از تئاتر به هزاران نوع کلام فوق آسمانی !! و یا برای پوشش ضعف فکری خود به انواع  ایسمهای غربی متوسل می شوند  !   اما من همیشه گفته ام که تئاتر از یکسو ریشه در فرهنگ دارد و از دگرسو ریشه در هنر . بدین معنا که جانمایه آن فرهنگ است و زبان ارتباطی آن هنر .  امروز مصادف است با روز جهانی تئاتر . و فرصتی است که فارغ از سایر مسایل روز کمی هم به این هنر مظلوم و دوست داشتنی بیاندیشم . هنری که  با او به شناخت بهتر خود و  اجتماع  و... نایل آمدم .تئاتر انگیزه و عطش مطالعه  بهتر تاریخ ، فلسفه ، ادبیات و سیاست را در وجودم دوباره  زنده  کرد .و به جرآت می توانم بگوییم که بهترین خاطرات شیرین زندگی من در فضای تئاتر به ثبت رسید . از روزهای پردردسر انتخاب بازیگر گرفته تا آغاز تمرین در اتاقهای گرم تا برگزاری جلسات نقدوبررسی تا رفتن به تهران ونفس زنان خود را به چهار راه ولیعصر رساندن تنها به عشق دیدن یک تئاتر حرفه ای !  و هزاران خاطره دیگر ...اما امروز  احساس می کنم آنچنان که شایسته بود نتوانستم در خانواده تئاتر خدمت کنم .( بخصوص در سال ۸۷) اکنون هزاران راه نرفته وبی نهایت کتاب و مطلب نخوانده پیشروی خود می بینم .  در فضایی که کمترکسی به فعالیت مطالعاتی ارج می نهد ! همواره شوق خواندن و یادگیری را در وجودم زنده نگه داشتم تا مبادا در دام حاشیه های کاذب گرفتار شوم . تئاتر را با تمام مشکلات و محدودیتهای مالی و گاهی فقر مدیریتی آن دوست دارم .و همچنان مشتاقم  تا دامنه این هنر عزیز روز به روز گسترده تر شود ، در جای جای ایران  عامه مردم پی به ضرورت آن ببرند و در عمل تحقق شعار تئاتر برای همه راشاهد باشیم . درپایان مطلب  مخاطبان عزیز را به خواندن پیام روز جهانی تئاتر دعوت می کنم .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 18:6  توسط رضا کیانی  | 

 

                            آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد !  

 

پیام رییس جمهور آمریکا به مناسبت عید نوروز بازتابهای مختلفی را در سطح محافل سیاسی و فرهنگی داخل و خارج از کشور یافته است . عده ای از آن به عنوان یک فرصت ارزشمند سیاسی یاد می کنند و عده ای دیگر معتقدند که دیوار بی اعتمادی میان دولتمردان آمریکا و حاکمیت و ملت ایران همچنان پابرجاست واین پیام به تنهایی نمی تواند نشانه خوبی برای ایجاد یک صلح پایدار بین دو کشور باشد . دسته ای دیگر از تحلیلگران بطور نسبی به این پیام می نگرند  و  آن را دارای نکات مثبت و منفی می دانند ... من در اینجا قصد تحلیل دقیق آن را ندارم هرچند که  بطورکلی فارغ از هرگونه تعصب کور ، به اتخاذ مواضعی واقع بینانه و براساس حفظ منافع ملی  معتقدم .اما نکته ارزشمندی که دراین مجال قصد اشاره به آن را دارم ، ستایش ریس جمهور آمریکا از هنر وادبیات ایرانی در قسمتی از  پیام خود است .بدون شک این ستایش می تواند برگی دیگر از دفترافتخارات فرهنگی ما را رقم زند . نه اینکه بخواهیم از آمریکا بت بسازیم و غلام بی چون و چرای او باشیم .هرگونه تعامل ما با کشورهای بیگانه می بایست توام با اقتدار باشد .اما شایسته است که اقتدار دیپلماتیک ما هم در منزلت فرهنگ و حکمت غنی ایرانی و اسلامی باشد .کافی است کمی به گذشته برگردیم تفکرخود را بر افتخارات گذشته گانمان متمرکز کنیم . به منشور حقوق بشر کوروش ،به حکمت و خرد سیاسی بزرگانی چون فارابی ، ملاصدرا و ابن سینا و به گنجینه های ادبی فردوسی ، حافظ ، سعدی ،باباطاهر  و به هزاران هنر اصیل ایرانی درجای جای این خاک پهناور ... ای کاش که ما بیشتر از گذشته به  افتخارات فرهنگی خویش ببالیم  و آنها را بعنوان بخشی از قدرت خود معرفی کنیم. به این گوشه از پیام اوباما توجه کنید :

 نوروز تنها بخشی از فرهنگ نام آور شماست. هنر، موسیقی، ادبیات و نوآوری شما جهان را به دنیایی زیباتر و بهتر تبدیل کرده است..

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 3:21  توسط رضا کیانی  | 

 

                                          

 

                                                   چشمها رو باید شست ....

 

                                  

 

برخی معتقدند که بعد از کناره گیری رسمی سیدمحمد خاتمی از صحنه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ، دیگر آنچنان شور و حالی در میان جوانان حامی توسعه و اصلاح طلبان پیشرو وجود ندارد . گویی که فضا برای نواندیشان بسیار رخوت انگیز بنظرمی آید ... بدرستی که خاتمی با حضور خود دراین عرصه می توانست سلسله جنبان یک حرکت فراگیر باشد . من نیز معتقد به تداوم گفتمان خاتمی  بوده و هستم. ولی در عین حال معتقدم  که در شرایط حاضر مانیز چون او کمی نگاه خود را به  افق های دور بیاندازیم .می دانم که  کناره گیری خاتمی برای همه تحول خواهان اعم از روشنفکران ، هنرمندان ، دانشجویان ، اهل قلم و... سخت است . و می بایست به همه کسانیکه ارزشهای هشت ساله دوران خاتمی را باتمام وجود احساس کرده اند حق داد که امروز در غیاب او کمی بهت زده و نگران باشند.اما براستی که این پایان کار نیست .اگرما می گوییم خاتمی شخص نیست که یک تفکراست ، امروز تفکر او که سرلوحه آن اخلاق سیاسی است ، نیاز به حمایت دارد . نباید پنداشت که زمان به پایان رسیده است و دیگر هیچ راهی برای استمرار اصلاحات وجود ندارد ! در وضعیت کنونی جلوگیری از ایجاد تنش و چند دسته گی میان اصلاح طلبان امری بسیار ضروری است . باید کوشش کرد تا فضای انتخابات را از حالت احساسی ، بسوی عقلانیت  سیاسی سوق دهیم . هرچه فضا سیاسی تر شود عرصه برای ایجاد تعامل و تضارب اندیشه مهیا خواهد شد . از سویی دیگر نسل امروز می بایست با نگرشی کاملآ روشن و بدور از هرگونه تعصبات و خواسته های کاذب شخصیت و افکار مهندس میرحسین موسوی را مورد بازشناسی  قرار دهند ،  و در فضایی فکری و صمیمی  با او به تعامل بپردازند . نباید از نطر دور داشت که مهندس موسوی علاوه بر دارابودن کارنامه درخشان اقتصادی ، دارای شخصیتی فرهنگی و دانشگاهی است . او را می بایست بر حسب مقتضیات زمان مورد ارزیابی قرار داد و از انجام قضاوتهای زودهنگام و احساسی پرهیز کرد .

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 16:59  توسط رضا کیانی  |