تبليغاتX
عرفان، آزادی، برابری

عرفان، آزادی، برابری

 

                                 به یاد دو مرد ...  

 

                             

حسینیه ارشاد و دهلاویه ، دو مکان متفاوت با فرسنگها فاصله اما تداعی کننده دونام ازیک قبیله ...  آری نامهای علی شریعتی و مصطفی چمران عجین با این دو مکان است . که همه سالها در سالروز عروج این دو مرد فرزانه نامشان بر زبانها جاری می شود و نگاههای مشتاقان را به سوی خویش معطوف می کنند ... یکی کارزار اندیشه و کلام  دیگری عرصه خون وحماسه ... فصلهای مشترکی بین شریعتی و چمران وجود دارد . وفاداری ، صداقت و رفاقت بین  این دو انسان آزاده مثال زدنی است . رفاقتی که  نه بوی ریا از آن به مشام می رسید و نه مانند  برخی ازاین ائتلافهای موسمی سودای قدرت طلبی را در اذهان پرورش می داد ... شریعتی و چمران مردانی بودند که با پشت پا زدن به برخی تفکرات منجمد و انزواطلب  ، باهمتی بلند  قدم در راه نهادینه کردن ارزشهای انسانی نهادند و مردانه وارد میدان مبارزه شدند . در نگرش این دو بزرگمرد ارزش اندیشه در عمل و تواضع هویدا می گردید و نه در سر دادن شعار بی محتوا  ... منش و کردار چمران و شریعتی به همه ثابت کرد که مبارزه در راه آزادی و معرفی الگویی واقعی از اسلام هزینه ها ی زیادی را می طلبد . راه شریعتی و چمران از نگرش به جوهره دین که همان اخلاق و  انساندوستی است ،  می گذرد . در برهه کنونی نام این دو آزادمرد می تواند الگوی شایسته ای برای رهروان راه عزت و آزادگی باشند .

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 2:17  توسط رضا کیانی  | 

                                    نادر ابراهيمي هم رفت ...

                     

 

از جمله معدود شخصيتهاي فرهنگي هنري  بود كه در حوزههاي مختلف و حتي در زمينه هاي  كودكان و نوجوانان  يادگاران ارزشمندي از خويش برجاي نهاد . زبان  ساده و صميمي نادر ابراهيمي در ادبيات داستاني  بطرز كم نظيري مخاطبان را باخود همراه مي ساخت . زباني كه برآمده از عشق و تعهد او به خانه پدري و ماحصل تجربيات ارزشمندش در برهه ها و صنوف گوناگون بود . نمي دانم ضايعه در گذشت او را به چه كسي تسليت بگويم ، چرا كه ابراهيمي را متعلق به جاي جاي جامعه فرهنگي ايران مي دانم . و صدافسوس كه بضاعت فكري ام  مرا از نوشتن بيشتر در مورد او و آثارش محروم ساخته است . يادش گرامي باد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 13:49  توسط رضا کیانی  | 

 

                         شارلاتانیزم ، از جنس ادارای !!

 

 

اگر بخواهم از خاطرات دوران کودکی ، حرفی بزنم ، شایسته  است که به سراغ رویاهای آن دوران شیرین بروم .  رجعت به نخستین آرزوی های زندگی ، و مرور آن ایام می تواند برای همه جذاب باشد . بخصوص برای آنها که  هنوز  به کودک درونشان عشق می ورزند و روح لطیفش را بر  بر روزمرده گی های  کسل کننده زندگی امروز جاری می کنند . بدون شک یکی از آرزوهای همه کودکان ، دست یافتن به دنیای  بزرگتر ها و الگو پذیری از رفتار آنها  است .یادم میاد در دوران دبستان معلم به ما می گفت که شما باید روزی جانشین اولیای خود در پشت میز  ادارات شوید . از همان زمان تا اسم ادارات بگوشم می رسید ، مجموعه ای مملو از انضباط و بلوغ فکری در ذهنم تداعی می شد .در یک کلام بگویم که برای تمامی دوستان من ( شاید هم برای همه کودکان دیروز و امروز )  نام اداره برابر بود با بزرگی و رسیدن به مرحله ای بسیار متفاوت .  اما وقتی که در ابتدای جوانی تقدیر برایم چنین رقم خورد که به عنوان کارمند در یک سازمان دولتی مشغول بکار شوم ،با دیدن برخی رفتارها متوجه شدم که  بسیاری از  تصوراتم نسبت به ادارات  غلط بود ! ... امروزه پس از گذشت نزدیک به ۱۰ سال از سابقه کاری خویش ، وقتی با رفتارهای بسیار بچه گانه از جانب افراد به اصطلاح  بالغ و تحصیلکرده !!!  در محیط اداره ،  مواجه می شوم با خودم می گویم که صد  رحمت به دوران کودکی و صداقت آنروزها  .  واقعآ ناجوانمردانه است  که اگر بخواهیم  همه  شیطنتها و دعواهای کاذب را به بچه ها نسبت دهیم  !  

واقعآ جای تاسف  دارد  وقتی که ضد ارزشهایی چون غیبت ،  دروغ، تکبر ، تهمت ،  تظاهر و کنجکاوی های غیر موجه  نقل و نبات برخی محافل اداری باشند . و صدافسوس که دامن زدن به ابتدایی ترین مسائل موجبات بروز جدایی ها و دعواهای بسیار بچه گانه را در ادارات فراهم می آورد .                                       

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 4:29  توسط رضا کیانی  | 

 

                                   به صداقت طلیعه خرداد ...

 

از میان تمام ماههای سال ، خرداد برایم عزیز و خاطره انگیز بوده است .( شاید اولین دلیل آن تولد من در این ماه عزیز باشد ! ) ...  در این مطلب  برحسب برهه زمانی از میان روزهای تاریخی خرداد ، قلمم را معطوف به دوم و سوم آن می کنم . هرچند که از نظر تقویمی میان آن دو ۱۵ سال اختلاف است اما وجهه اشتراکشان را می توان در حماسی بودن ، میهن دوستی  ، ایمان و دریک کلام صداقتی زاید الوصف  و حرکتی مسئولانه  و  مردمی عنوان کرد . و براستی آنچه که  امروز  دغدغه ما را تشکیل می دهد ، سرنوشت دستاوردهای این دو حماسه عظیم و ملی است ...

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 22:51  توسط رضا کیانی  |