تبليغاتX
عرفان، آزادی، برابری

عرفان، آزادی، برابری

 

                  روابط عمومي ها را چه مي شود ؟!!

 

               

 یورگن هابر مارس جامعه شناس بزرگ آلمانی ( بازمانده نسل مکتب فرانکفورت ) از خرد ارتباطی و کنشگر بعنوان سازنده ترین گفتمان برای جهان امروز یاد می کند . این نظریه هابرمارس دقیقآ در تقابل با آن خرد سوژه محور ( ارتباط یکسویه ) قرار دارد ... جانمایه خرد ارتباطی تعامل دوسویه و پذیرش نقد و اجتناب از اسطوره سازی های کاذب و شکننده است ... این ها را برحسب بضاعت محدود  فکری ام در علم جامعه شناسی گفتم تا اشاره ای داشته باشم به جایگاه و کارکرد روابط عمومی ها در نهادهای دولتی . روابط عمومی که از معدود ترین نهادهایی است که به جرآت می توان گفت  در تمامی وزارتخانه ها ، ادارات ، سازمانها و حتی صنوف هم وجود دارد .همه کم و بیش با نام روابط عمومی آشنا هستیم ، در گذشته ایام  روابط عمومی  را با عنوان مردمسرا می شناختیم . در پیامهای مختلف مندرج بر پلاکادر ها و یا تابلوهای بزرگ تبلیغاتی هر نهاد  ، نام روابط عمومی آن در ذیل  به چشم می خورد . یا به بیانی دیگر همه ما روابط عمومی ها را در نقش سخنگو ادارات متبوع خویش می شناسیم ... اگر بخواهم از روابط عمومی بطور جامع  بگویم  ، سخن به درازا می رود اما مجبورم به برخی معضلات  امروز روابط عمومی ها و موانع موجود در عدم درک صحیح جایگاه آن در برهه فعلی اشاره ای مختصر  داشته باشم . حقیقتآ در بیشتر مواقع متاسفانه  آنچه  که بعنوان روابط عمومی در برخی نهادهای دولتی شاهد هستم ، فرسنگها با حقیقت روابط عمومی و جایگاه شایسته فکری و فرهنگی آن فاصله دارد . روابط عمومی که در واقع می بایست حکم پیشانی و منشآ هرگونه فرهنگسازی و تحول سازنده را در مجموعه سازمان داشته باشد ، متاسفانه مبدل به تدارکاتچی مدیریتها شده اند ! ادبیات حاکم بر گفتمان روابط عمومی در حقیقت ادبیات نقد و پرسشگری است اما آنچه در برخی نهادها مشاهده می کنیم گرایش بیش از حد مدیران روابط عمومی ها به ادبیات بله قربان گویی و چاپلوسی و تظاهر است ! ...  پیش تر از این خوانده بودم که   مشتری محوری  و تعامل دوسویه با مردم باید مبنای کار  روابط عمومی  ها قرار گیرد   بنحوی که مشکلات را ازبان مخاطبان جویا شود و مثال یک پل ارتباطی به مدیرت سازمان خویش انتقال دهد .  از این رو بنظر من اولین شرط یک مدیر روابط عمومی موفق دارا بودن شجاعت و صراحت لهجه ( البته با حفظ کرامت انسانی  ) است . چرا که گاهی امکان دارد  که مدیر روابط عمومی مجبور شود که  در دفاع از حقوق ملت ،  ریاست سازمان خویش را در بستری سالم به نفد بکشاند .  اما  صد افسوس که برخی مدیران روابط عمومی از ترس از دست دادن منافع مادی خویش حاضرند به هررنگی در آیند و فریاد بحق مخاطبان را خواسته های غیر معقول!!! معرفی کنند و از سازمان خویش بت بسازند !!!

  از آنچه گفته شد  به این نتیجه می رسیم  که روابط عمومی های موفق  و پرسشگر یکی  از  بنیانهای  دموکراسی در جامعه هستند . کلامم را در اینجا خاتمه می دهم ، امیدوارم که این چند  سطر جهش تازه ای را در ذهن مخاطبان نسبت به روابط عمومی ایجاد کرده باشد .  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 10:29  توسط رضا کیانی  | 

 

 

                                   عصري كه آسمان ايران قرمز شد 

 

                      

 

امروز تيم فوتبال پرسپوليس در يك ديدار گرم با شكست دادن  سپاهان اصفهان قهرمان ليگ برتر فوتبال  ايران شد  و جشن و شادي  توسط  ميليونها هوادار اين تيم محبوب  در جاي جاي كشور  برپا گرديد. براي من  عصر امروز بسيار خوش خاطره بود . چراكه از ايام كودكي تا كنون طرفدار پروپاقرص اين تيم قرمز پوش  بودم . امروز عصر با جشن خودجوش هواداران پرسپوليس در خيابانهاي  اهواز  مواجهه شدم ، از اينكه بهانه اي براي ابراز شادي اين مردمان خونگرم فراهم گرديد خدا را شكر كردم  و بسيار خوشحال شدم . شاید عده ای تصور کنند که بابرگزاری لیگ حرفه ای و تقویت سایر تیمهای شهرستانی ، دیگر دوتیم محبوب پرسپولیس و استقلال مانند گذشته نمی توانند صاحب تماشاگرانی دوآتیشه در سطح شهرستانها باشند  ! اما آن  جشن شوق و  شادی که من دیدم ( آنهم در خوزستان که بقولی معدن فوتبال ایران است و دقیقآ در روزی که یکی از نماینده گان  فوتبال  این استان یعنی صنعت نفت آبادان به لیگ دسته یک سقوط کرد ) به همه نشان داد که عشق به پرسپولیس همچنان در رگهای طرفداران آن در هر کجای ایران است .

             

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 22:43  توسط رضا کیانی  | 

 

                            ياد يار مهربان آيد همي ...

 

فرارسيدن هفته معلم هميشه براي من خاطره انگيز بوده است ... اینروزها وقتی که نام هفته معلم را می شنوم  صفای روزهای مدرسه در دلم جان می گیرد . به راستی که آن دوران کجا و این روزگار غریب کجا ! ... برای ما معلم حکم یک مقام  فرهمند و صد البته عاشق را داشت که با تمام وجود از گفته ها ، شخصیت و حتی نگاه او حساب می بردیم ...  تجربه آن سالها  و مقتضیات این زمان  به من  می گوید  معلم موفق کسی است که بتواند بر دلها حکم براند . و به درستی که هنر معلمان واقعی هم همین حاکمیت بردلها بود که تاثیر آن را  اکنون  می توانیم درک کنیم .  شا ید  پیچیده گی روزافزون  دنیای امروز بطرز فجیعی ما را از درک معانی انسانی و عاطفی محروم  و ارتباط از راه دل را مبدل به یک عمل فرسایشی کرده است !   در نظرمن هنوز معلم در زمره نجیب ترین  ،  مخلص ترین  و صد البته صبورترین گروه شغلی جامعه قرار دارد ، که علی رغم وجود تنگناهای زیاد معیشتی بازهم عاشقانه در صحنه فرهنگ و دانش می ماند .  نمی دانم چگونه سخن برانم که در چنبره شعارزدگی و  خود شیفته گی    گرفتار نشوم ! فقط می توانم ساده بنویسم که در روز گاری  که ناشایسته سالاری  و دلبستگی به میزها  ( نه حاکمیت بردلها ) را  می بایست  در محیط کار  شاهد باشم ،دلم برای تقدیم یک شاخه گل به معلم و پذیرایی از لبخند سراسر مهر او تنگ شده است . 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:8  توسط رضا کیانی  | 

 

              اندر احوالات جشن تیاتر ایران

              

               

این روزها به مناسبت هفته تئاتر در سراسر کشور مراسمهایی برپا است ،و این بهترین بهانه برای زنده کردن نام هنر مظلوم تئاتر و تجدید دیدار در این قبیله فرهنگی  می تواند باشد ... اما برگزاری اینچنین برنامه هایی تاچه اندازه بتواند تئاتر را از انزوای فرهنگی اجتماعی نجات دهد و به عنوان یک ضرورت فرهنگی به عامه جامعه معرفی کند ، می بایست به آینده سپرد و نمی توان بطور یقین به این پرسش پاسخ داد . گفتم هنر مظلوم تئاتر ! ... همگان می دانیم که تئاتر هنری وارداتی است .اما آمیزش این هنر با فرهنگ بومی و زایش گونه های نمایشی مانند تئاتر قهوه خوانه ای ، سیاه بازی ، روحوضی و ... که همگی برآمده از تصنیفهای عامیانه و آیین های مردمان ایران زمین بود ، راههای پیوند میان فرهنگ ایرانی با هنر تئاتر را هموار کرد ... امروزه بعد از گذشت سالها از ورود تئاتر به ایران ، هنوز میان این هنر ارزشمند و انسانی و عامه جامعه فرسنگها فاصله است ، بنحوی که عده ای از تئاتر بعنوان رسانه محدود ( برخلاف تلویزیون و سینما که فراگیر هستند ) یا هنر ویژه روشنفکران یاد می کنند . به هر میزان که از سمت تهران به سوی شهرستان حرکت کنیم ، ذهنیت مردم عامه نسبت به تئاتر سنگین و غیرشفاف و در نهایت استقبال از اجراهای نمایش کمرنگ ( و مختص جشنواره ها !) می شود . از سویی دیگر برخی نابسامانی ها در مدیریت تئاتر موجبات بروز مشکلاتی چون شکاف بین نسلها ، عدم توجه به امر آموزش ، ناشایسته سالاری در انتخاب مدیران ، موانعی در جهت توسعه تئاتر در سطح کشور بوجود آورده است . بطوریکه مباحث حاشیه ای بیش از اندازه بر موضوعات علمی ( در سطح شهرستانها) غلبه کرده است . امیدواریم که برگزاری جشن تئاتر بتواند تاثیری سازنده و مستمر بر جریان تئاتر کشور برجای گذارد .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:41  توسط رضا کیانی  | 

 

                            

                     امروز روز انتخاب است ...

 

 

 

امروز با بر گزاری  مرحله دوم  انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی  منتخبان ملت در این فراخوان ملی بطور کامل مشخص می شوند ... هر چند که  متاسفانه بسیاری از  نامزدهای شاخص ،  مردمی  و اصلاح طلب توسط شورای نگهبان از حضور در این انتخابات محروم شدند  و  این امر  کاهش حرارت رقابت در این دوره ، و در نتیجه  مشارکت کم رنگ  مردم  را به همراه داشت و نه تنها  انگیزه های حضور  ،  حتی انگیزه  اظهار نظر و ثانیه ای اندیشیدن به این موضوع را از مردم سلب کرد !   اما با این تفاسیر  هنوز سایه هایی از امید برای تشکیل یک فراکسیون اقلیت قوی از میان معدود نامزدهای اصلاح طلب ( یا متمایل به اصلاحات ) در مرحله دوم وجود دارد . در نظر حقیر تحریم انتخابات نمی تواند منفعتی برای جریان اصلاحات داشته باشد . بطور حتم با حمایت گسترده مردم جریان اصلاحات می تواند با حداقل افراد کیفی حداکثر استفاده از فضای  مجلس هشتم را ببرد . پس چه بهتر برای جلوگیری از تشکیل  یک مجلس صد در صد یکنواخت و مطیع ، اندک یاران اصلاح طلب را در اقصی نقاط کشور یاری دهیم ...

 

 

 

                                            

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 4:11  توسط رضا کیانی  | 

 

                               شيرين تر از قند ...

 

                  

 

اول ارديبهشت را روز شيخ اجل سعدي شيرين سخن ، شاعر نامي و مردم دوست ايران زمين مي نامند ... در روزگاري كه معيار تجدد در نظر برخي ها  ، سركوب و انكار گذشته گان است  و با نام نوپردازي تيشه به ريشه ادبيات ارزشمند كلاسيك مي زنند ، همواره نام سعدي ، فردوسي ، حافظ ، مولانا و... بر آسمان شعر و حكمت ايران زمين و حتي جهان فرهنگ مي درخشند ... علی رغم پیشرفت تکنولوژی در دنیای امروز مشاهده می کنیم که شعر و ادبیات معاصر ایران هنوز نتوانسته است بعنوان ادبیات جهان شمول در سطح عالم معرفی شود . اما در عین حال شعر کلاسیک ایران همچنان جهانی است . با گذشت قرنها می بینیم که هنوز در جای جای جهان اندیشمندان و هنرمندان به آثار گرانسنگی چون شاهنامه ، مثنوی معنوی ، دیوان حافظ ، موش و گربه ، منطق الطیر ، گلستان سعدی و ... عشق می ورزند و حتی در عرصه سینما و تئاتر این  آثار را مورد پردازش قرار می دهند ...

اما اگر بخواهم در این مجال مختصری از شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی ، بعنوان یکی از مفاخر تاریخ ایران زمین بگویم ، می بایست به برجسته ترین ویژگی اندیشه او که همان نگاه اخلاقی و اجتماعی است اشاره ای داشته باشم . نگاه سعدی نسبت به مسائل اخلاقی یک نگاه کاملآ اجتماعی ، ملموس ( و نه انتزاعی )  و برآمده از قرآن بود . او با این نوع نگرش به مسائل روز می پرداخت . از اینرو  است  که حکایتهای سعدی هم از نظر محتوی و هم از نظر زبان شیرین و هنرمندانه اش و مهمتر از همه پردازش داستانی و حتی تصویری  برای همه اقشار جامعه قابل فهم و جذاب بوده و است . بدون شک  سخن زلال او در قالب نصایح و اندرز تا جهان باقی است می تواند  بسترمعرفت را برای تمامی انسانها فراهم آورد و همدم خوبی برای لحظات تنهایی ما  باشد.

 

 

 


 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:36  توسط رضا کیانی  |