تبليغاتX
عرفان، آزادی، برابری

عرفان، آزادی، برابری

           ای برادر تو همه اندیشه ای ...

 

دیروز وقتی نظرات خواننده گان عزیز را در رابطه با مطلب قبلی می خواندم ، با یادداشت ذیل  از سوی جناب آقای ابراهیم عباسی  (  پیرامون مطلب قطار اصلاحات به کجا می رود )  مواجه شدم :

سلام دوست عزیز
 مطلبت را در مورد اصلاح طلبی شهرستانی خواندم . گفتم که مطلب کوچکی قلمی (تایپی) کرده باشم. به نظر من مطبت دغدغه ای از من را به روز کرد. و در تحلیلی عمقی تر سوال من خیلی اوقات چنین بوده است. آیا سوءاستفاده طلبی است یا نگاه متفاوت. روش تمایز بین این دو کدام است. آیا هر نگاه متفاوتی را با برچسب سوءاستفاده طلبی منکوب کنیم؟ آیا هر سوءاستفاده طلبی را با برچسب نگاه متفاوت بیخیال شویم؟ شاید مطلب بیشتری از این دغدغه همیشگی ام را روی وبلاگم بگذارم.

در پاسخ به سئوال دوست عزیز می بایست به این نکته مهم اشاره کرد که با شناخت مبانی اندیشه اصلاح طلبی  ، به راحتی می توان فرق میان تجربه هایی متفاوت از اصلاح طلبی و سوء استفاده از نام اصلاح طلبی را تشخیص داد .متاسفانه یکی از ایرادهای اساسی ما ، همین غفلت از اندیشه های اساسی ، یا بهتر است بگوییم جوهره اصلی اصلاح طلبی است .در این شرایط همیشه عادت کرده ایم که اصلاح طلبی را قائم به شخص بدانیم و نه آرمانهایی نظیر عدالتخواهی ، نقدپذیریَََ، َ  تواضع ،اندیشه ورزی ، اجتناب از زد وبندهای مالی و ارج نهادن به فضای فکری ،دفاع از آزادی بیان ، مشارکتجویی،  تحمل اندیشه مخالف ، اهمیت به خرد جمعی و پرهیز از خودمحوری  ، نوچه پروری و خودشیفته گی و.... پس اگر معیار مشخص باشد ، و نگاه ما کنشگر ، تشخیص این دو بسیار آسان است . متاسفانه عادت کرده ایم که بیشتر به نامها توجه کنیم ونه رفتار . از این رو به راحتی حق فدای مصلحت می گردد. در صورتی که می بایست معیارهای ناب اصلاح طلبی را با اعمال مدعیان این جریان بطور دقیق بسنجیم و در مواقعی که انحراف از مسیر اصلاحات( در رویه کاری مدعیان آن) مشاهده شد ، بدون در نظرگرفتن هیچ مصلحتی ، جسورانه ونه گستاخانه ، فریاد انتقاد سرداد . در این شرایط می توان به صیانت از آرمانهای جنبش اصلاحات امیدوار بود . 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 7:40  توسط رضا کیانی  | 

                           

                          فرزند هنر زنده کند نام پدر ...

        پانزدهمین سالروز شهادت سیدمرتضی آوینی گرامی باد

 

                      

           

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 18:15  توسط رضا کیانی  | 

 

                                  خیرات نامحدود و رسانه های محدود ...

 

امروز داشتم به مسائل روز فکر می کردم که ناخودآگاه به یاد اندیشه افلاطون در ریشه یابی مسائل و دغدغه های بشری افتادم و شایسته دانستم که در این مجال به آن اشارتی داشته باشم . در نظر افلاطون  انسانها در زندگی  یکی از این  دو  هدف را دنبال می کنند ، اولی  خیر محدود (  قدرت و ثروت )  و دیگری خیر نامحدود ( محبت ، علم ، فضیلت اخلاقی ، زیبایی ، هنر ، انفاق )  . در نظر او  ریشه  جنگها و نزاعهای تاریخ  بیشتر  نتیجه تمایل بشر به خیر محدود است  . چرا که دستیابی فرد و یا گروهی به هریک از مناصب و یا منابع ثروت و قدرت ، حسادت و حرص فرد و گروه  رقیب  را برانگیخته خواهد کرد و مملکت  بطور ناخواسته  دچار   هرج و مرج و سپس دیکتاتوری می گردد  .( بدلیل محدود بودن منابع  و ازدیاد مدعیان  ) . اما در مقابل اگر گروهی یا بخشی از مردم برخوردار از خیرات نامحدود شدند ، حسادت دیگران  متجلی نخواهد شد . بلکه همه در جهت  کسب و گسترش  آنها  در سطح جامعه تلاش می کنند . مدینه فاضله افلاطون برآمده از  رویکرد دوم  است در چنین مدینه فاضله ای سیاست به معنایی ارزشمند و متعالی نمود پیدا خواهد کرد  ...   با توجه به آنچه گفته شد  و  با اندکی تفکر می توان دریافت که نه  تنها در سطح کلان حکومتی ، بلکه در بسیاری از صحنه های خرد زندگی همچنان شاهد تبلور تاثیرات این دو نگرش بشری هستیم ...

نتیجه :

۱. قدرت به خودی خود نمی تواند امری شکننده و ضد انسانی باشد ، چنانکه در طول تاریخ بسیاری از انسانهای نیک صفت نیز بدنبال قدرت بودند، اما آنچه  را که در طول تاریخ  بعنوان ریشه  بسیاری از کشتارهای غیرموجهه و حرکات ظالمانه  می توان  نامید،  هدف قراردادن قدرت  و رسیدن به آن به هر وسیله است. ناگفته روشن است که دراین شرایط رقابت سالم ، سازنده و دموکراتیک  فراموش شده و  در مقابل  راههای سیاه و زدو بندهای کاذب و ضد انسانی  جلوه گر می شوند  .

۲. با پیشرفت روزافزون در جهان امروز و تولد پدیدههای نوین ،  دامنه خیرات نامحدود  با توجه به نیاز انسان امروز افزایش می یابد .تجربه سالیان اخیر نشان داده است نهادینه کردن خیرات نامحدود به شدت نیازمند به صرف هزینه های معنوی است . بعنوان نمونه یکی از بسترهای  اشاعه خیرات نامحدود رسانه های آزاد و روشنگر است . رسانه هایی که مستقل از  حاکمیت بتوانند از حقوق مسلم ملت دفاع کنند .اما دریغ که در دنیای کنونی خیرات نامحدود درگیر با نگاههای جزم اندیش است .

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 2:24  توسط رضا کیانی  | 

 

                                فریدون آدمیت به تاریخ پیوست

 

 

                                   

 فریدون آدمیت مورخ نامی تاریخ معاصرایران پس از مدتها مبارزه با بیماری در سن ۸۷سالگی درگذشت . نمی دانم نام آدمیت تا چه اندازه برای نسل امروز آشنا باشد . کسانیکه به نحوی دستی در پژوهش تاریخ ایران ( بویژه از دوران قاجار تا انقلاب مشروطیت ) دارند ، بخوبی به تمایز قلم آدمیت با سایرین و نگاه عمیق  و تحلیلی او آشنا هستند .  آدمیت در دوران جوانی  در نقش  یک دیپلمات تحصیلکرده و بعنوان سفیر ایران در سازمان ملل متحد به انجام وظیفه پرداخت اما دیری نپایید که انجام مطالعات و ارائه خدمات پژوهشی را بر صدارت و مقام دولتی مقدم دانست و برای همیشه از حاکمیت کنار رفت . و بدون هیچگونه هیاهو و در انزوا ( آنچنان بی هیاهو که باور نداشتم  او در ایران است )  به انجام تحقیقات ونگارش کتب تاریخی پرداخت . یادش گرامی باد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 2:26  توسط رضا کیانی  | 

                  نقدی بر  حرکتهای اصلاح طلب نما در برخی  شهرستانها

                      قطار اصلاحات به کجا می رود ؟!

 

شاید به جرآت بتوان گفت نجات  قطار انقلاب از انحراف ، اساسی ترین دغدغه ما برای پیوستن به خط اصلاح طلبی و پیروی از شعارهای سیدمحمدخاتمی در ایام انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ بود .در آن ایام احساس می کردیم که عده ای به تنهایی خود را قیم انقلاب می دانند و حاضر به پذیرش قرائتی متفاوت و امروزی از آرمانهای نظام و شعارهای ابتدای انقلاب نیستند . بهرحال همگان نتیجه اعتراض به چنین رویکردی را در دوم خرداد دیدند . اما اکنون با گذشت نزدیک به یازده سال از آن حماسه مردمی این سئوال مطرح است که اگر روزی حرکت  احزاب اصلاح طلب و شخصیتهای همسو با این جریان به بیراه منحرف شود ( بطوریکه  از آرمانهای دموکراتیک  خویش به طرز فجیعی فاصله گیرد ) می بایست در انتظار کدام حرکت اصلاح گر بود؟ در اینجاست که نقش نیروهای روشنفکر و معتقد به فلسفه و حقیقت  اصلاحات ( نه واقعیت اصلاح طلبانه ) مشخص می گردد . بدیهی است که با ارج نهادن به فضای تئوریک و علمی در جبهه اصلاحات و صادقانه برخورد کردن با افکار مختلف ، راه سوء استفاده برخی افراد فرصت طلب  از نام جبهه اصلاحات بویژه در شهرستانها مسدود می گردد . متاسفانه مشاهده می گردد که عده ای تنها با نگاه سلبی قصد اشاعه ادبیات اصلاح طلبانه را در برخی شهرستانها دارند و نه با تکیه بر نگرش ایجابی !  بطوریکه از زبان این عده فقط شاهد نقد جریان رقیب ( جریان محافظه کار ) هستیم . اگر در این شرایط از آنها  سئوالی  چنین  پرسیده شود که  : شما بعنوان داعیه داران جریان اصلاحات !!، چه تئوری و ایده ای را با کدام پشتوانه تاریخی و علمی  بعنوان  جایگزین سیاستهای دولت و مجلس فعلی در نظر دارید ، کلامشان از پاسخ  منطقی قاصر می ماند!!! در این شرایط تنها هوشیاری ملت  و برقراری ارتباط با متفکران دلسوز  می تواند جریان اصلاحات را از خطر استفاده ابزاری  عده ای فرصت طلب نجات دهد . جنبش اصلاحات دراین شرایط نیازمند به مدیریت کارآمد،صاحب نگاهی فراگیر و مشارکت طلب ،  متکی بر تعقل ، عاری از موجسواری  و  از همه مهمتر آگاه به البفای علم سیاست در سطح شهرستانها است .

 نتیجه بحث :

۱ . ای کاش جریان اصلاحات در سطح شهرستانها متکی بر فرد نباشد ، بلکه استوار بر اندیشه ای سلیم و دموکراسی خواه قرارگیرد . دراینصورت عملکرد غلط عده ای محدود بحساب کل جریان اصلاحات نوشته نخواهد شد ...

۲. رفتار اصلاحطلبانه می بایست بسیار ممتاز و متکی بر اخلاق باشد . اگر همه ما نسبت به تخریبهای ضد انسانی برخی جراید و رسانه های  محافظه کار  معترضیم ، پس نباید  دست به مقابله به مثل زد . در اینجا است که حساب اصلاح طلب از ضد اصلاح طلب جدا می شود . جریان اصلاحات باید ثابت کند که حرفهای زیادی برای گفتن دارد .  رفتار اصلاح طلبانه حکم بربیان استدلال و صدالبته دفاع آگاهانه و مستمر از حقوق و آزادیهای ملت می کند .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 23:34  توسط رضا کیانی  | 

 

 

                      حلول سال ۱۳۸۷ و نوروز ایرانی بر همگان مبارکباد

 

                    

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 0:31  توسط رضا کیانی  |