می نویسم ، پس هستم !
بالاخره بعد ازمدتها دست حقیر به نوشتن در این وبلاگ باز شد ! تا شاید کمی از گرد و غبار رخوت و انفعال در این مجال کاسته شود . هرچند که معتقدم کهنگی بهتر از بی خاصیتی است ،اما احساس می کنم چاره ای جز نوشتن ندارم ... مخصوصآ اینکه در آستانه بهار هستیم و نوروزی دیگر ... ای کاش که نو شدن طبیعت بر گفتار و کردار ما نیز موثر واقع گردد . دقیقآ این همان دعایی است که همیشه در ماه مبارک رمضان نیز بر زبانم جاری می شود ... زدودن زنگار و پلشتی از دلها و انیس شدن با نور و معرفت و فضیلت اخلاقی ... وجه اشتراک نوروز با رمضان نیز در همین زایشهای نوین و دور انداختن کژی ها است ... بهرحال بعد از مدتها غیبت ! به دور از هرگونه غوغاسالاری و خودشیفته گی کاذب ،آمدم ساده بگویم که همچنان با شما هستم .

.jpg)