این قافله عمر عجب می گذرد ...
امروز با احساس ویژه ای دومین سال تولد این وبلاگ و آغاز فعالیت نوشتاری خویش را در دنیای مجازی آغاز می کنم ، در حسرت هزاران راه نرفته و دغدغه فرداهای .... ! اما راضی به رضای دوست . امروز فرصت خوبی است برای لحظه ای در خود فرورفتن و به کردار خویش اندیشیدن .به گذشته رفتن و کوله بار آینده را بستن . نمی دانم با این ادبیات ضعیف احساس درونم را چگونه بیان کنم ؟ بازار ریاکاری ، شعار و تظاهر به نحوی حرارت یافته است که انسان حتی به گفته های خویش نیز شک می کند ! ... چند روز پیش در جایی خواندم که بیشترین تحولات فن آوری جهان امروز مختص به علم ارتباطات است . همچنین شاهد هستیم که در دنیای امروز روابط عمومی الکترونیکی جایگیزین بروکراسی پیچیده سنتی در تعاملات روز مره در سازمانها می گردد . وحتی بسیاری از کارشناسان علوم ارتباطات از(( تله دموکراسی)) یا همان دموکراسی راه دور بجای دموکراسی کلاسیک در جهان آینده یاد می کنند .به گفته ماکس وبر جهان امروز عصر حاکمیت عقلانیت است . و چه بسا که انسان در قفس سازمان و تحکم بروکراسی ها بادستان خویش خود را به سوی نیستی منحرف سازد ! دراین وادی ما هستیم و فطرت و جوهره اساسی خویش . ما هستیم و کوزه وجودمان که هرچه از او طرواد ماهیت ما را تثبیت و هویدا می سازد .تاریخ به ما ثابت کرده است که هیچ خلاقیت و کشف جدیدی در انزوا صورت نمی پذیرد . هر تحولی که در این گیتی رخ دهد محصول یک ارتباط است . فلسفه وجودی این وبلاگ در گام نخست ارج نهادن به مبحث ارتباط دوسویه و ایجاد بستری سازنده جهت تعامل با کلیه همراهان دراین فضای مجازی است. به نظرمن می بایست ثابت کرد که می توان با استعانت از تکنولوژی و همین عقلانیت حاکم بر جهان ، بازهم از عاطفه ،آزادی ، فرهنگ ، مدارا ، هنر و دریک کلام انسان بودن و توجه به زیبایی های معنوی سخن گفت و در راه تبلور ارزشهای هریک اهتمام جدی ورزید .زمان به سرعت می گذرد و عمر ما کوتاه است . نباید گذاشت که میان حرف و عمل فاصله قرار گیرد . بجای آنکه در دام شعار سالاری و اوهامات کاذب قرار بگیریم ، شایسته است در راه اجرایی کردن و به عینیت بخشیدن آرمانهای مشترک انسانی چاره بیاندیشیم و گام برداریم . جا دارد که از عنایت همه سروران عزیز نسبت به این وبلاگ تشکر کنم . و انتظار می رود که با یاری حق در آینده نیز با نگرشی آگاهانه و نقادانه به این کلبه حقیر مجازی بنگرند. البته جا دارد از عزیزی یاد کنم که اگر تشویق و رهنمودهای دلسوزانه ایشان نبود تفکر راه اندازی وبلاگ هیچگاه به ذهنم خطور نمی کرد ... برای او آرزوی سرافرازی و سلامتی دارم .

شوشان:


