تبليغاتX
عرفان، آزادی، برابری

عرفان، آزادی، برابری

 

                   ۱۳ آبان ، واقعه ای که باید از نو شناخت ...

 

             

یادم است چند روز پیش با یکی از اساتید تاریخ پیرامون انقلاب کبیر فرانسه صحبت می کردیم . بعد از بیان بحثهای مختلف  از زوایای گوناگون ، به نکته بسیار خوبی اشاره کرد . او به من گفت : در مورد انقلاب کبیر فرانسه هرچقدر بخوانیم ، کم خواندیم ! ... بدرستی که  برخی از رویدادهای مهم تاریخی را با یک بار خواندن و یا یک نگاه سطحی نمی توان شناخت . بویژه وقایعی که به نحوی ادبیات خاصی را برگفتمان سیاسی اجتماعی حاکم کند . و یا به عنوان نقطه عطفی در تاریخ یک مملکت بحساب آیند .  واقعه  تسخیر سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ از جمله آن حوادث موثر در اوضاع سیاست داخلی و خارجی و همچنین مروج نوعی شعارها و حرکات افراطی ( نظیر بدعت آتش زدن پرچم آمریکا ) ضد امپریالیستی در تارخ ایران معاصر معرفی شده است . باگذشت ۲۸ سال از آن حرکت  تاریخی همواره شاهد ارائه نظرات ضدو نقیض پیرامون نفس حرکت خودجوش دانشجویان پیرو خط امام (ره) هستیم . عده ای همچنان به وقوع چنین رویدادی افتخار می کنند ( حتی کسانیکه در آن دوران مخالف تسخیر سفارت آمریکا بودند ) و در مقابل دسته ای دیگر از واقعه ۱۳ آبان به عنوان حرکتی نسنجیده وبر پایه احساسات یادمیکنند ( حتی کسانیکه زمانی  خود حامی دو آتیشه این حرکت بودند و در راه دفاع از آن هزینه هایی را نیز پرداخت کرده اند ) و طراحان اصلی این جریان همچنان به کرده خویش افتخار می کنند و انجام چنین حرکتی را در آن برهه حیاتی می پندارند . شایسته ترین راهی که  می توان به نسل امروز  در راه شناخت ۱۳ آبان و قضاوت پیرامون آن پیشنهاد کرد مطالعه عمیق و عاری از تعصبات کور پیرامون فضای حاکم بر کشور در سال ۵۸ است .متا سفانه در برهه فعلی برخی افراد نا آگاه ( یا شاید مغرض ) هرگاه که  بخواهند تحلیلی و یا روایتی از واقعه ۱۳ آبان ذکر کنند ،  به تخریب شخصیتهای دولت موقت و نقد غیر منصفانه پیرامون شخصیت مرحوم مهندس بازرگان می پردازند تا شاید  خلا ناشی از کمبود بضاعت فکری خویش را بپوشانند ... بهرحال آن چه که می تواند در شناخت عمیق این واقعه یاری گر ما باشد ، بررسی و سنجش حرکت دانشجویان در ظرف زمانی آن دوره است . 

               

             میردامادی ،  بیطرف ،  اصغرزاده ، فرماندهان اصلی فتح سفارت آمریکا در سال۵۸

          

                                میردامادی و بیطرف  در قامت اصلاح طلبان امروز

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 7:1  توسط رضا کیانی  | 

 

                       از سنگ ناله خیزید روز وداع یاران ...

 

                

 دیروز صبح از جانب یکی از دوستان مطبوعاتی مطلع شدم که پیکر پاک قیصرامین پور ساعت ۲۲ از طریق هواپیما  برای تشیع در زادگاهش ( شهرستان گتوند )به اهواز منتقل می شود آری این جسم بی جان پس از عبور از خانه هنرمندان و دانشگاه تهران، برای همیشه به قدم  زادگاهش نهاده است ... درهمین ساعت خود را به فرودگاه رساندم . بادیدن شور وحال همشهریان خونگرم باردیگر به خوزستانی بودنم افتخار کردم . حضور چهرهای فرهنگی ، برخی از مسئولین و جوانان ایل غیور بختیاری ( بالباس محلی ) و عرب زبان  در استقبال از پیکر پاک قیصر شعرایران گوشه ای از این مصیبت جانکاه را از روح وروانم دورساخت ...به سخنی دیگر می توان گفت که  این استقبال خوب وکم نظیر آیه ای روشن از فرهنگ دوستی و وحدت میان قومیتهای مختلف را در خطه قهرمان پرور خوزستان به نمایش گذاشت ... وقتی که  جسم بی جان قیصر بردستان مشتاقان به سمت آمبولانس حرکت داده می شد  جهت ادای دین و احترام به مقام شامخ آن شاعر فرزانه   خودم را به زیر تابوت رساندم ،  ناگهان  موسیقی تشمال چپ ( موسیقی عزا در ایل بزرگ بختیاری ) و پس از آن مارش ویژه عزا ( توسط گروه موزیک ارتش ) نواخته شد تا سوز محفل صد چندان شود . در دلم گفتم :دقیقآ  نمی دانم که قیصر امین پور برای آخرین بار در چه تاریخی به خوزستان سفر کرده بود ! اما آیا با چنیین استقبالی مواجه شده بود ؟؟ ...  متآسفانه ما عادت کرده ایم در بیشتر مواقع تجلیل از بزرگان را به زمان بعداز مرگشان واگذار کنیم .  اگر در زمان حیات امین پور مراسمی جهت ارج نهادن به فعالیتهای افتخار آمیز آن در خوزستان برگزار می شد بطور حتم مردم خونگرم بازهم ارادت خالصانه خویش را ابراز می کردند ، چنانکه در مراسم بزرگداشت  احمد محمود ( قبل از مرگشان در دی ۱۳۸۰ - اهواز  ) استقبال خوب مردم  برای همیشه در یادها باقی مانده است ... بهرحال امروز خاک خوزستان میزبان پیکر پاک یکی دیگر از فرزندان بزرگ خویش است ... جسمش را به خاک زرخیز خوزستان می سپاریم اما  یادش را دردلهای تمامی ایرانیان عاشق .

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 0:58  توسط رضا کیانی  | 

               

             خانواده ادبیات  وهنر ایران در سوگ شاعر نام آشنای خوزستانی

                    قیصر امین پور هم رفت ...

 

             

  در نخستین لحظات بامدادی شنیدن خبر عروج آسمانی  قیصرامین پور  برایم سخت و دردناک بود ...به جرات می توان گفت که  اشعار امین پور برای همه زیبا و دلنشین است. دردمندی ، عشق و عاطفه در قلم این شاعر خوزستانی بیش از هرچیز دل ودیده مخاطبان را مجذوب خویش می سازد ...

               آنچه در ذیل می خوانید ازنوشته های آن شاعر فقید به نام (( راز زندگی )) است

غنچه بادل گرفته گفت

زندگی

لب زخنده بسته است

گوشه ای دررون خود نشستن است

   گل به خنده گفت : 

        زندگی شکفتن است

             بازبان سبز راز گفتن است

 گفتگوی غنچه وگل ا درون باغچه بازهم بگوش می رسد

تو چه فکر می کنی ؟

کدامیک درست گفته اند ؟

من فکر می کم که گل به راز زندگی اشاره کرده است

هرچه باشد او گل است

گل یکی دو پیراهن بیشتر زغنچه پاره کرده است !

نگارش این مطلب ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 8:24  توسط رضا کیانی  |