تبليغاتX
عرفان، آزادی، برابری

عرفان، آزادی، برابری

                           چرا چه ؟

 

                     

 خواندن سرمقاله شماره ۵۰ هفته نامه شهروند با عنوان پوپلیسم جاده صاف کن کمونیسم  به قلم محمد قوچانی خاطره نگارش مطلبی در این وبلاگ را (اسفند ۸۴) را در ذهن من زنده کرد ...

دیدن عکس چه گووارآ بر پیراهن یک جوان ایرانی بهانه ای شد تا  در اسفند ۸۴ مطلبی  دراین وبلاگ ( تحت عنوان سلام فرمانده ) به رشته تحریر درآورم. که در آن به فراموشی اسوه های ملی و توجه بیش از حد نسل امروز به الگوهای بیگانه اشاره کرده بودم ... در آن مطلب بیشتر پیکان انتقاد من معطوف به بی تفاوتی نسل جوان نسبت به تاریخ و افتخارات ملی بود ( ای کاش که خواننده گان محترم سری به آرشیو این وبلاگ و مطلب مذکور بزنند ) . اما متاسفانه در برهه کنونی می بایست اعتراف کرد که دولتمردان در مواقعی منادی الگوهای بیگانه و چشم پوشی از ستاره گان ملی شده اند ! دراین میان شاهد توجه بیش از حد دولت به مبارزان چپگرای آمریکای لاتین هستیم . برجسته کردن سفر دانیل اورتگا و هوگو چاوز به ایران ، برگزاری مراسم ویژه برای فرزندان چه گووارآ و ... صرف نظر از عقاید ایدئولوژیکی  ، مبارزات ضد امپریالیستی چه گووارآ و حس آرمانخواهی و اجتناب از قدرت طلبی آن مبارز آمریکای جنوبی ، قابل ستایش است .( ای کاش مدعیان امروز  نام چه گووارآ ذره ای از غیرت و مردمداری صادقانه او را هم داشته باشند )  اما لازم است که گوشه چشمی به دغدغه های ذیل بیاندازیم :

۱. ارج نهادن به مبارزان کمونیست آمریکای لاتین در کشور ما در حالی صورت می گیر د که بیان اندیشه های لیبرالیستی ( راستگرایان غربی )  با حساسیت خاصی همراه است ! ویا حتی  در مواقعی با بردن  نام اندیشمندان لیبرالی چون جان لاک ، مونتسکیو ، رسو و حتی پوپر  میایست منتظر دریافت برچسبهای کاذب از جانب محافظه کاران جزم اندیش باشیم ! جای بسی سئوال است که چرا کسی از الگوی مبارزاتی دموکراسی خواهی و روشنفکری دینی در مبارزه با امپریالیست یادی نمی کند ؟

بدیهی است که پذیرش بی چون وچرای منش و الگوی لیبرالیست غربی در جامعه ما و تزریق آن به بدنه اجتماعی وسیاسی ایران پذیرفتنی نیست . اما می توان با اهتمام جدی به مبحث گفتگوی بین فرهنگها و برقراری تعامل سازنده ، نکات مفید و قابل انطباق با جامعه اسلامی ما را از مکتب لیبرالیستی کشف کرد  و مورد بررسی قرداد . تا شاهد هیچ گونه برخورد مطلقگرا و نفی کننده در این وادی نباشیم .آنچنان که دردل سوسیالیست نیز وجوه اشتراک با فرهنگ ملی مذهبی ما نیز وجود دارد .

۲. تجلیل از مشاهیر بیگانه در کشور ما ( کشور یکه شعار نه شرقی و نه غربی او زبانزد عالم شده بود ) در حالی صورت می گیرد که فراموشی یا بهتر است بگویم تکفیر  و یا تخاصم  با برخی از چهره های ارزشمند ملی مذهبی ایرانی همچنان ادامه دارد . بعنوان نمونه بعد از گذشت نزدیک به سی سال از پیروزی انقلاب ضد امپریالیستی ایران هنوز نام دکتر محمد مصدق حتی بر سر  یک کوچه بن بست هم دیده نمی شود ! و صد افسوس که منتقدان این شخصیت بزرگ ملی و قهرمان مبارزه با استعمار ، در بیشتر موارد به دور از دایره انصاف پیرامون ایشان نظر می دهند ! نباید فراموش کرد که چه گووارآ الگوی مبارزاتی خود را یک مبارز ایرانی بنام  میرزا کوچک خان جنگلی معرفی کرده بود . شاید بتوان وجه اشتراک میرزاکوچک و چه گووارآ را دارابودن تفکرات سوسیالیستی قلمداد کرد . اما مشی سوسیالیست میرزا کوچک همچون شیخ محمد خیابانی و بعدها محمد نخشب و خلیل ملکی در واقع سوسیالیست توام با مذهب، دموکراسی و مهین پرستی بود نه سوسیالیست رو به قبله مسکو ( مانند جعفر پیشه وری )و زاییده دیکتاتوری پرولتار ( بعنوان نمونه شخصیت شیخ محمد خیابانی را با جعفر پیشه وری مقایسه کنید . شیخ محمد خیابانی چگونه مردانه در جنگ جهانی اول از مهین دفاع کرد اماجعفر پیشه وری در جنگ جهانی دوم دودستی آذربایجان را تقدیم روسیه کرد ). اما به راستی آیا ما نسل امروز را  بطور موشکافانه با چنین واقعیتهایی آشنا ساخته ایم ؟ !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 8:35  توسط رضا کیانی  | 

 .                                                 یاد استاد ...

  بارها گفته ام که  منزلت برخی مدیران وابسته به پست و جایگاه حقوقی آنها است و اگر روزی بنا به هر دلیلی از آن سمت کنارروند دیگر مورد توجه نیستند . اما بر عکس ، عده ای دیگر از مدیران نه تنها منزلت خود را از مقام و پست دولتی خویش دریافت نکرده اند ، بلکه به آن مقام وجهه می دهند ... کسانیکه دستی بر آتش فرهنگی خوزستان دارند بخوبی می دانند که  لفته منصوری یکی از نخبه گان ارزشمند این استان است . فردی که هیچ وقت مقام ومنصب مدیری او را از صداقت ، تواضع و کنکاش فکری و فرهنگی دور نساخته است . حقیر نیز افتخار داشتم که زمانی در خدمت ایشان باشم و الفبای روابط عمومی را در محضر این مرد فرزانه بیاموزم ... آنچه در ذیل می خوانید مطلبی است به قلم لفته منصوری که آن را از سایت خبرگزاری شوشان انتخاب کردم .

ن والقلم و ما یسطرون

ن والقلم و ما یسطرون

لفته منصوری

نون و القلم و ... قسم به قلمی که می نویسد و خدای آسمان ها و زمین برآن سوگند خورده است. این قلم که امروز در دست ماست. ارزش و اعتبار آن به حروف و جملاتی است که می نویسد به قول رهبرکبیر انقلاب، قلمی فایده دارد که بیدارگر توده های مردم باشد.

و اما سالها پیش وقتی بیهقی دست به قلم برد و از بوسهل زوزنی و بردار کردن حسنک وزیر نوشت، برای قلم حرمتی قائل شد تا به قول خودش بعد سال ها خوانندگان تصنیفش نگویند (... شرم باد این پیر را )

قلم همان است که خدا در سطور کتاب مقدسش به آن سوگند می خورد . همان که بی شک پیدایش آن بنا به اقتضای حال آدمیان بود و نیازی که به نوشتن در وجود هر انسانی نهفته بود.

این قلم همان است که به برکتش عهدنامه ها امضا می شد و خسروان مملکت خویش می بخشیدند ، صلح نامه ها امضاء می گشت وآتش برافروخته جنگ ها خاموش می شد. همان که گاه پیوندها برقرار می کرد و گاه رشته ها از هم می گسست. سال های سال آدمیان از رازهای قلبی و اسرار درونی خود تنها با جادوی همین قلم پرده بر می داشتند. از اکتشافاتشان، اختراعاتشان و هر آنچه که به ذهنشان می رسید. گاه تنها با نوشتن یک سطر به شهرت جهانی می رسید و گاهی هم با یک اعتراف یک سطری زندگیشان را می باختند .

کوهها با همند و تنهایند، همچو ما با همان تنهایان (شعری کوتاه از شاملو که برنده جایزه جهانی شد) آنچه در میان تمام این معجزات که به حرمت قلم هویدا می گشت مهم است، حرمتی است که همگان برای قلم قائلند. امروز پس از گذشت سالها از آن جمله بیهقی هنوز هم آدمیان برای قلم حرمت قائلند. آنچنان که اگر کسی در نگارشش حرمت شکنی کند و به قشری توهین کند، مستحق مجازات است.روز قلم بر ارباب قلم مبارک باد. آنان که میثاق را با این نای شکسته سر و خونین دل تا ابد پاس می دارند و آن را در میان بند بند انگشتان می نهند تا شرح پریشان نویسند، این مضمون برایشان تداعی می شود که :

قلم بر دست گرفتم که حرف حق بنویسم

هر آنچه نتوان گفت: بر ورق بنویسم

قسم به جان قلم خورده ام که نای قلم را

به دست بگیرم و تا آخرین رمق بنویسم

برآن سرم که به رغم محیط در همه حالی

هرآنچه حق بپسندد به حق حق بنویسم

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 1:12  توسط رضا کیانی  | 

 

       گریه کن گریه قشنگه        گریه سهم دل تنگه ...

 

 امشب شبی دیگر از شبهای پر عظمت قدر و فرصتی تازه و ارزشمند برای جلا بخشیدن به دل  و روح  و زدودن پلشتی و زنگار از وجودمان   است . امشب گریه های ما  در محفلی نورانی معنایی آسمانی دارند . باید باور داشت که خدای ما  یک واجب الوجود خشک وتنها ناظر بر اعمال ما نیست . بلکه آفریدگاری مهربان و رفیق بنده گان خویش است که بامحبتی زاید الوصف پذیرای دغدغه ها و بی نهایت کلام  عاجزانه انسانهای خطاکار است . پرودگار ما همان خداوند معبود  عاشق است که بزرگانی چون حافظ ، مولانا ، عطار ، ابوسعید ابو لخیر و هزاران انسان وارسته در خلوت خویش با آن عشقبازی می کردند . پروردگار ما همان خداوند حسین (ع)  است که در دعای عرفه سیمایی سرشار از رفعت،مهر و دوستی با او  متبلور می شود . بیاییم امشب عاشقانه  ، دردمندانه وصادقانه او را صدا زنیم ...    

                

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 1:7  توسط رضا کیانی  | 

 

                           ظرفیتهای نمایشی در قرآن کریم ...

 

شب گذشته در نشستی تحت عنوان   ظرفیتهای نمایشی در قرآن کریم  در محل موزه هنرهای معاصر اهواز و در جمعی صمیمی از اهالی هنر خوزستان به ایراد  سخن پرداختم . این نشست یکی از برنامه های جنبی نمایشگاه علوم قرآنی اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی بود . آنچه در ذیل می خوانید گزارشی است از برنامه مذکور که توسط خبرگزاری ایسنا تهیه شده است ... به امید یافتن توفیق بیشتر درجهت افزایش سطح مطالعاتی  پیرامون این  کتاب مقدس  و خدمت و بندگی در راه آن.. 

خبرگزاري دانشجويان ايران - خوزستان


نشست هنرمندان تئاتر استان با موضوع "ظرفيت‌هاي نمايشي در قرآن كريم" برگزار شدشنبه‌ها با تئاتر اين هفته با موضوع "ظرفيت‌هاي نمايشي در قرآن كريم" شب گذشته، هفتم مهرماه در موزه هنرهاي معاصر اهواز ( نمايشگاه علوم قرآني) برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري ايسنا- منطقه خوزستان- در اين نشست كه با حضور جمعي از هنرمندان اهواز برگزار شد رضا كياني، هنرمند خوزستاني، اظهار داشت: فصل مشترك هنر نمايش و قرآن كريم را در بحث اراده معطوف به  معني بيان مي‌كنيم كه اين قضيه انگيزه اصلي انسان در طول تاريخ بوده است و در واقع ايمان و معني آفريني و ارج نهادن به معاني و رسيدن به حقيقت چيزي است كه انسان از بدو تولد به دنبالش بوده است.

وي افزود: ما در دنیای درام  با قرآن به دو شكل مواجه هستيم يكي از طريق مفاهيم و ديگري از طريق قصص؛ اينكه ما اول بايد مفاهيم قرآن را درك كنيم که همان آزادي عقيده، آزادي انديشه و شمرده شدن تفكرات  مختلف و  انتخاب بهترين و اصلح ترین تفکر  است که در قرآن به آن اشاره شده است اما در جاهايي ما با قصص قرآن مواجه‌ايم، داستان‌هايي هست كه قابليت پردازش در تراژدي، ملودرام، حماسي و غنايي را دارد اما قبل از اينكه ما بخواهيم جنبه‌هاي دراماتيك قرآن را بشناسيم بايد فلسفه وجودي انسان را بشناسيم.

كياني ادامه داد: در نمايش يك قهرمان و يك ضد قهرمان وجود دارد شخصيت‌هاي نمايش در جدال با يكديگر ماهيتشان هويدا مي‌شود در قرآن هم مي‌بينيم كه انسانها در كره زمين در جدال با شيطان نفس، شخصيت‌شان مشخص مي‌شود و آن قهرمان در قرآن انسان و ضد قهرمان شيطان است.پس اساسي‌ترين رشته‌اي كه مي‌توانيم به جنبه‌هاي دراماتيك در قرآن دست پيدا كنيم همين مسئله است.

این کارگردان تئاتر با اشاره به اينكه قرآن علاوه بر اينكه به انديشه جمع توجه مي‌كند به آزادي نيز توجه مي‌كند، افزود: هنرمند محكوم بر اين هست كه بايد در اين برهه به قصص قرآن ارزش افزوده دهد يعني آنها را منطبق بر زمانه كند. ما از قرآن به عنوان فضيلت اخلاقي، كرامت انساني و آزادگي ياد مي‌كنيم اما متاسفانه ما در عمل كمتر به اين مسئله پرداخته‌ايم.

كياني گفت: ما به عنوان يك هنرمند مسلمان اگر بخواهيم به دستورات قرآني توجه كنيم اول بايد جوهره دين را كشف كنيم در هر برهه‌اي از زمان كه جوهره دين فراموش شود استفاده ابزاري از قرآن حاكم مي‌شود پس ما بايد تلاش كنيم جوهره اصلي دين كه همان اخلاقيات و ارج نهادن به كرامت انساني است را در قرآن پيدا كنيم و مانورمان را بر سر آن قضيه دهيم.

اين منتقد تئاتر تصريح كرد: نسل امروز ما تشنه معارف الهي است بسياري از مشكلات موجود مي‌تواند با استعانت از كلام وحي از حالات بحران خارج بشود و آرامشي را كه زيبنده دين مقدس ماست بر جهان ما حاكم كند.


انتهاي پيام

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 23:7  توسط رضا کیانی  | 

 

 

                                       به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس

                                              تا ابد با ستاره ها ...        

امروز و در آخرین روز از هفته دفاع مقدس این مطلب را می نویسم ( البته عکس را سه روز زودتر از مطلب وارد کردم ) . معمولآ رسم است که به پیشواز چنین مناسبتها برویم و از نخستین روز به ابراز احساسات خود یرامون آن بپردازیم . من بعنوان نسلی که   دفاع مقدس را نه از دل خاکریز های جبهه ، بلکه از میان میلیونها  دغدغه  و نیایشهای پشت جبهه   ( از اعزام رزمنده گان گرفته تا شنیدن اخبار شهادت عزیزترین انسانها  و شرکت در  تشیع پیکر پاک آنها و استرس و اظطرابهای حاکم در میان خانواده ها ... ارسال کمک به رزمنده گان و دعا برای پیروزی آنها و نابودی دشمن   ) به یاد دارم  ... تلاش کردم که  با اجرای چند نمایش در مقام کارگردان   ( در ده سال اخیر ) دین خودرا تاحدی به آن خاطرات ادا کنم ...  همیشه دوست داشتم که نه در شعار بلکه در عمل و با ارج نهادن به نگاه تازه و عاری از سو استفاده های سیاسی و خشونت طلبانه ارزشها و ناگفته های معنوی هشت سال مقاومت را به نسل امروز انتقال دهیم .من معتقدم که هیچ جناح سیاسی به تنهایی نمی تواند خود را قیم دفاع مقدس و راه شهیدان بداند ... هرچند که متاسفانه بی تفاوتی برخی دوستان اصلاح طلب نسبت به مقوله گرامی داشت  دفاع مقدس ، این مقوله ملی را دودستی تقدیم جناح رقیب و حتی برخی گروههای خشونت طلب کرد !!

اما بسیار مایلم که از احساسات سایر عزیزان وبلاگ نویس جویا شوم .

آیا راهکارهای مسئولین امر در  هفته دفاع مقدس امسال توانست تحولی فرهنگی در این وادی ایجاد کند ؟

ارتباط نسل امروز با ارزشهای دفاع مقدس را چگونه ارزیابی می کنید ؟

آیا به نظر شما عمر ادبیات دفاع مقدس به پایان رسیده است وبازگویی خاطرات و تحلیل از آن دوران دیگر کارآیی ندارد ؟

 

۸۶/۷/۶

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 22:26  توسط رضا کیانی  |