تبليغاتX
عرفان، آزادی، برابری

عرفان، آزادی، برابری

  اعیاد شعبانیه و میلاد گلدسته های امامت بر تمامی پوینده گان راه آزاده گی مبارکباد

                                      چپ دستی عالمی داره ...  

 

عزیزانی که همیشه نسبت به وبلاگ حقیر لطف دارند ، به خوبی می دانند که من در این مجال کمتر به بیان خاطرات و یا احساسات شخصی و درونی خویش پرداختم (آنچنان که همگان شاهد هستند ، ارج نهادن به مسایل اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی کشور در اولویت قرار داشت ) . اما آنچه که در این مطلب می خوانید به لحاظ موضوع بسیار متفاوت تر از نوشته های پیشین است . حقیقتآ اشتیاق زاید الوصفی مرا وادار به نگارش چند خط ذیل کرد.... 

دیروز (۱۴ اگوست ) مصادف بود با روز جهانی چپ دستان  ... از آنجا که حقیر نیز برحسب تقدیر در زمره این مجموعه ( چپ دستان ) قرار دارم . شایسته می دانم چند خطی در این وادی بنویسم... چپ دستی برای من یاد آور خاطرات بیشماری است ، شیرین ترین  آنها مربوط به دوران دبستان ، مخصوصآ نخستین روزهایی که قلم در دست گرفتم  است .زمانی که با نگاه متفاوت اطرافیان مواجه می شدم و حتی در مواقعی میان همکلاسی های خود احساس غربت می کردم ! به یاد دارم که خیلی از دوستان مرا تشویق به نوشتن با دست راست می کردند اما ....  خلاصه بطور عجیبی این امر برای خودم جالب بودم ( شاید به خاطر تمایز از سایر دوستان !!! )  ، نوشتن ، شانه زدن ، خوردن و .... از جمله زحماتی است که دست چپ  در طول سالیان زندگی  ام متحمل شده است ...  نکته جالت تر اینکه در زمان حضورم در زمین فوتبال ( از مسابقات آموزشگاهی تا رده های جوانان و تا امروز تیم هنرمندان ) در جناح چپ بازی می کردم و با پای چپ ضربه به توپ می زدم .... !! در طول تاریخ افرادی چون شکسپیر ، پیکاسو ، نیوتن ، انیشتن ، منتسکیو ، ابن خلدون و... از خانواده محترم چپ دستان بودند. البته امیدوارم که در روز حساب کارنامه اعمال هیچ انسانی در دست چپ آن نباشد ..شاید تکراری ترین جمله در و صف چپ دستان ، اشاره به هوش مثال زدنی آنها باشد . اما من دیالوگ به یادماندنی فیلم چپ دست ( ساخته آرش معیریان ) دلنشین تر و زیباتر می دانم دیالوگی با این محتوی : دست چپ به قلب نزدیک تر است تا به مغز ، به این خاطر است که چپ دستها بیشتر با قلب و احساسشان کار دارند  ....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 8:48  توسط رضا کیانی  | 

 

                                           ۱۷ مرداد روز خبرنگار مبارکباد  

                               دانستن حق مردم است ؟           

                                    

 

                

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 2:41  توسط رضا کیانی  | 

                               

                                   سالروز صدور فرمان مشروطیت گرامی باد                    

                                   مشروطه ایرانی ، انقلاب یا اصلاح           

                               

                      

بدون شک انقلاب مشروطه یکی از مهم ترین وقایع قرن گذشته در تاریخ ایران است . اما افسوس که آرمانهای این انقلاب مردمی قربانی برخی نابخردی های ویرانگر شد و همچون انقلاب کبیر فرانسه (۱۴ ژوییه ۱۷۸۹ ) آرمانهای دموکراتیک و ضد استبداد  آن قربانی تندرویهای کاذب گردید و موجب شد که بذر استبداد ودیکتاتوری مجددآ دراین  سرزمین پاشیده شود! ... اگر بخواهیم مقایسه ای بسیار مختصر میان انقلاب مشروطه ایران و انقلاب فرانسه داشته باشیم می بایست به اشتراکاتی در اهداف ، رویه و نتایج این دو حرکت عظیم تاریخی اشاره کنیم .اهداف این دو انقلاب براندازی حکومت مستبد شاهنشاهی و نهادینه کردن دموکراسی ، ارج نهادن به حقوق بشر  و رفع فاصله های طبقاتی بود . از حیث رویه جریان انقلاب پس از پیروزی ، می بایست به ضعف آشکار در زمینه تئوریک و توجه علمی و عملی به نظریات کارساز در هر دو انقلاب اشاره کرد . بدون شک حرکت آغازین انقلاب کبیر فرانسه نتیجه توجه عملی به نظریات روشنفکران لیبرال عصر روشنگری مانند منتسکیو بود اما پس از براندازی سلطنت لویی شانزدهم ، رهبران انقلاب نتوانستند بطور صحیح و با توجه به متقضیات زمان آرمانها و نظریات انساندوستانه متفکران را به پیش ببرند ... و آنگونه که در تاریخ خواندیم جنگ خونین بر سر قدرت و نگاه بدبینانه رهبران انقلاب نسبت به منتقدان خویش ، فرانسه پس انقلاب را به سمت هرج و مرج فجیعی کشاند و موجبات سلب اعتماد مردم را از رهبران انقلاب فراهم آورد ، و سرانجام بساط انقلاب با قدرت نظامی ناپلئون برچیده شد و دوباره استبداد جایگزین دموکراسی گردید!   

                       

 

انقلاب مشروطه ایران که نماد بارزی از یک عزم هوشیارانه توده ای بود ، پس از پیروزی و تعظیم حاکمیت در برابرخواست ملت ، از نظر تعین راهبرد و نظریه پردازی سازنده به شدت رنج می برد . و همین امر جنبش مشروطه را از رسیدن به یک وحدت نظر و انسجام لازم محروم ساخت . تنی چند از رهبران فکری مشروطیت در آرزوی رسیدن به مدرنیته و تعصب بسیار براین امر ، از توجه به واقعیات جامعه ایرانی دور شدند و همه چیز را از منظر مدرنیته غربی نگاه می کردند . نتیجه این امر پیچاندن نسخه هایی بود که به هیچ عنوان منطبق بر فرهنگ بومی سرزمین ما نبودند ! در مقابل عده ای دیگر با نگرشی  به شدت سنتی  به  مخالفت با ابزارهای وارداتی غرب می پرداختند ! در چنین شرایطی پروژه مدرنیزاسیون ایران درآن برهه از تاریخ ناکام ماند و در نتیجه شاهد تولد استبداد محمدعلی شاه و  دیکتاتوری رضاخان بودیم ... اما با وجود  نقاط ضعف یاد شده  که همواره در طول تاریخ تکرار کننده سیکل استبداد است ، نمی توان از دستاوردهای ارزشمند انقلاب مشروطه چشم پوشی کرد . مهمترین دستاورد این حرکت عظیم تقویت روحیه اعتماد به نفس در میان آحاد جامعه ایران و سپس زدن جرقه هایی که توانست در آینده تاثیرات نسبی خویش را برجای گذارد ...

 


                                      

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 12:37  توسط رضا کیانی  | 

 

                   از این همه تکرار خسته شدم ...

 

داستان  ناکامی تلخ تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات جام ملتهای آسیا  مبدل به   سوژ ه ای تکراری  برای پر کردن برنامه های ورزشی سیما شده است! ضمن احترام به مقوله نقد و تآکید بر انجام صحیح آن بعنوان یک ضرورت ، می بایست اذعان کرد که تکرار بیش از اندازه یک نکته ، هرچند ارزشمند موجبات بی اعتباری آن مقوله را فراهم می کند . از سویی دیگر  متاسفانه مشاهده شد که  برخی انتقادات وارده کم کم رنگ و بوی مجادلات شخصی به خود می گیرند و از سیطره تخصص و علم فوتبال خارج می شوند !  ... آنچه می بایست بدان توجه شود آینده فوتبال بعنوان پرطرفدارترین و در عین حال حساس ترین ورزش این مملکت و اصلاح بسیاری زیرساختهای غلط در این زمینه با نگاهی دلسوزانه ، مستمر و عاری از مباحث کاذب احساسی و  موجسواری های غیر موجهه است . (در نظر حقیر دادن سکان هدایت تیم ملی دردستان این مربی از همان ابتدا اشتباه بود) رسانه ملی اگر بخواهد به راستی یاردوازدهم تیم ملی در عرصه های بین المللی باشد می بایست در هدایت افکارعمومی و آگاهی بخشی مطلوب ( نقد از منظر جدید ) در این بخش به ایفای نقش بپردازد  ...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 12:14  توسط رضا کیانی  | 

 

                                گلدسته انقلاب ...

 

امروز بعداز ظهر ، جهت انجام کاری مجبور شدم که در خانه بمانم و فرصت یافتم که بعداز مدتها نماز مغرب و عشاء را در مسجد محل خودمان  بجا بیاورم . حقیتآ مسجد محله برای من تداعی کننده بسیاری از خاطرات و بستری معنوی برای کسب تجربه هایی ارزشمند بود . حضور در کلاسهای مقابله با سلاحهای شیمیایی ( دوران جنگ ) ، آمادگی دفاعی ، عقیدتی ، مراسم شبهای محرم و ...  به یاددارم زمانی را که میان من و سایر دوستان علاقه مند به مسجد و پایگاه مقاومت بسیج مرزبندی پررنگ سیاسی وجود نداشت ( البته منکر وجود برخی تضادهای فکری در آن زمان نیستم ) . در ایام برگزاری انتخابات دوم خرداد طیف زیادی از بچه های جوان به همراه امام جماعت مسجد به طوری جدی از کاندیدای جناح راست حمایت کردند .در این بین حقیر به همراه تعدادی دیگر از بچه های قدیم مسجد علم حمایت از خاتمی را در آن زمان برافراشتیم . هرچند که جهت حفظ حرمت مسجد و جلوگیری از بروز تشنج و  تبدیل شدن مسجد به ستاد انتخاباتی انجام تبلیغات علنی را در خارج از مسجد انجام می دادیم ، . هر دقیقه می بایست منتظر حرف تازه ای می بودیم !! ... در اندیشه  ما مسجد و بسیج متعلق به همه مردم بوده و  است و بر این نکته پافشاری داشتیم که نباید تفکر سیاسی خویش را به حساب همه بسیجیان و اهالی مسجد معرفی کنیم ... و از همه مهتر خاتمی را فردی بیگانه ویا ضد انقلاب نمی دانستیم ، بلکه او ناجی کشتی انقلاب از گزند حوادث و تداوم بخش آرمانهای امام (ره) و انقلاب می دانستیم ( و همچنان می دانیم ) ...  

 در اردیبهشت ماه سال ۷۷ در دیداری  که با  دکتر محسن کدیور داشتم ،اوضاع را برای ایشان توضیح دادم .آن روحانی روشنفکر با کمال متانت مرا دعوت به آرامش بیشتر و پرهیز از هرگونه مجادله در محیط مسجد کرد ... از میان صحبتهای ایشان یک جمله زیبا  هنوز در ذهنم باقی است ، مساجد گلدسته های انقلاب هستند ... امروز وقتی نوجوانان زیر ۲۰ سال را در محیط مسجد دیدم که بدون هرگونه ریا و عاشقانه به عبادت مشغول بودند، بسیار خوشحال شدم ... اماامیدوارم که بستر صحیح هدایت این آینده سازان نیز  در محیطهای معنوی  به میزان صداقت و پاکی قلبهای آنان فراهم  شود ....

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 22:42  توسط رضا کیانی  | 

 

                            زنی برای تمام قرنها ...

 

      

 

 

امروز مصادف است با سالروز رحلت حضرت زینب کبری (س)  ، او که آیه ای روشن از شجاعت و استبداد ستیزی زنان آزاده و مبارز  جهان است ...  نام زینب (س)  واقع کربلا را در یادها زنده می کند ، زمانی که کلام  آتشین او مثال تیغ برانی پایه های حکومت سراسر جور بنی امیه را به لرزه در آورد .از آن زمان بود که سیمای شریعت محمدی ( ص) جلایی دوباره دید  و راه آزادگی حسین (ع) به عنوان رمز پیروزی مبارزان راه حق برعلیه   دستگاه زر و زور تزویر حاکمان مستبد معرفی شد . افشاگری شجاعانه حضرت زینب (س) در ظهر عاشورا آنچنان سیمای واقعی ظالمان را هویدا ساخت و مشروعیت یزیدیان را زیر سئوال برد ، که شخص یزید با آنهمه سپاه تا دندان مسلح به زانو درآمد و از موضع خویش وادار به عقب نشینی شد... تا حدی که عنوان کرد که من دستور قتل حسین (ع) را ندادم !! 

در عصر حاضر اگر صحبت از حضور آگاهانه زنان در عرصه های سیاسی اجتماعی به میان می آوریم ، شایسته است که به منش و راه الهی این بانوی دلیر جهان اسلام نظری داشته باشیم . شجاعت و جسارت حضرت زینب (س) نه از روی قدرت طلبی و نه ابزار موجسواری کاذب بود . بلکه منبعث از درایت با حفظ شرافت و کرامت انسانی صورت گرفت . پایه های اساسی حماسه زینب (س) را می توان در سه عنصر معنویت ، آزادی و عقلانیت خلاصه کرد . بدرستی که نادیده گرفتن هریک از این سه عنصر ، نمی تواند امید بخش تداوم راه حق طلبی در عصر حاضر باشد . 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 23:51  توسط رضا کیانی  | 

 

                   علی ( ع)  یعنی  فریاد عدالت ... 

 

              

             

 

 امشب شب میلاد یکی از ستاره های درخشان آفرینش خداوند است ... آری می خواهم از علی (ع) بگویم ، اما نمی دانم که چگونه و از کجا سخن آغاز کنم  ، تنها می دانم که باید بنویسم حتی اگر ذهن  و قلمم از انجام این مهم قاصر باشند ...امشب  دوست دارم کمی با خود خلوت کنم و تنها به مولای مظلوم خویش بیاندیشم ، به حلم و علم او ، به شجاعت او و به درددلهای عارفانه او با دل چاه ... اما ای کاش که در هر ثانیه از عمر خویش در اندیشه رسیدن به معرفت ناب  علی ( ع)  و سیره نورانی آن حضرت باشیم تا  ثابت کنیم که شیع بودن تنها یک عنوان نیست ... . علی (ع) را  باید آنگونه که بود بشناسیم  و نه آنگونه که ما می خواهیم ، ضروریست   در مواقعی  که شاهد زوال معنویت، انسانیت  و حتی سلب آزادیهای مشروع  در عصر حاضر هستیم، به دامان پرمهر علی (ع) وآموزه های بیدادگر مکتب او  پناه ببریم .بدیهی است در هر کجای عالم  نام ونشانی از تشیع علوی وجود داشته باشد  آنجا  را به جرآت  می توان محور آزاده گی ، مبارزه با تباهی و فوران محبت و صلح نامید .  

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 22:43  توسط رضا کیانی  |