تبليغاتX
عرفان، آزادی، برابری

عرفان، آزادی، برابری

 


             

                           تمام خاک را گشتم به دنبال صدای تو ....

 

درسال ۱۳۸۵برخی از چهره های محبوب و دلسوخته جامعه هنری ایران از میان ما رفتند و عاشقانه به زندگانی دوباره سلام کردند ...

 

 

 

 

 در سال جدید جای آن چهر ههای عاشق که هریک به نوعی افتخاری بزرگ برای خانواده هنر ایران زمین به حساب می آمدند ،  در بین ما خالی است .

هنرمندان روانشاد : حسین کسبیان ، پوپک گلدره ، مسعود بختیاری ، احمد قدکچیان ، بابک بیات ، ناصرعبدالهی ، خسرو شایگان ، علیرضااسپهبد،  پرویز یاحقی،ایرج رستمی ،عبدالعلی همایون،  فرخ غفاری، سروش خلیلی ،نرسی گرگیا ، ایرج گل افشان ،   رسول ملاقلی پور  و ....

 

   عزیزانی که در راه اعتلای فرهنگ و هنر ایران خدمات ارزشمند و ماندگاری ارائه دادند ... به راستی که تمامی انسانهای اهل دل هیچگاه نام و یاد این خادمان صادق و دلسوز را به فراموشی نخواهند سپرد ...

در آستانه حلول سال نو دستان نیازمند خود را به سوی مهربان بی همتا دراز کرده ، و برای این عزیزان و سایر هنرمندان فقید سالهای گذشته طلب آمرزش و مغفرت الهی می کنیم ...

 

 تنها نشانه بودن حضور نیست

     ای بسا خیل حاضران

              که تصویرشان در آیینه چشم

                             انعکاسی از ابد است .....

پاینده باد هنر و فرهنگ ایرانی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 13:32  توسط رضا کیانی  | 

 

 


 

                   تراژدی طبقه کارگر ...!!

 

              

سریال داستانی زیرتیغ بدون شک یکی از پربیننده ترین مجموعه های تلویزیونی شبکه اول سیما در سال۸۵بود . فرصت را مناسب دانستم تا در این مجال و از زوایای مختلف به بررسی این اثر هنری بپردازم . محمرضا هنرمند در مقام کارگردان پس از کسب تجاربی در سینما و ساخت فیلمهایی چون : ردپایی بر شن ، زنگها ، مردعوضی ، مومیایی ۳ ، دزدعروسکها و... قدم به عرصه تلویزیون نهاد و توانست  در این وادی ، مخاطبان بسیاری را مجذوب تجربه جدید خود در رسانه ملی کند . البته نباید از نوشته مخاطب پسند علی اکبر محلوجیان ( بعنوان نویسنده این سریال ) چشم پوشی کرد . محلوجیان در ارائه آثار نوشتاری خود ( در رآس آنها سریال پدرسالار سال ۱۳۷۴ ) ثابت کرده است که بخوبی با سلایق مخاطبان عام آشنا است .... 

 اما نکات قابل توجه در این وادی :

۱. توجه نویسنده معطوف به طبقات زیرین و لایحه های محروم و تا حدی مظلوم جامعه بود . مهمترین مشخصه آثار رئالیستی نیز پرداختن به همین دسته از اقشار جامعه است . در این میان طبقه کارگر که درطول قرن بیستم سلسله جنبان حرکتهای عظیم سیاسی اجتماعی بوده است ، در این اثرنیز به عنوان محور اصلی داستان بود .

 

 ۲. نویسنده سریال قصد داشت که با ایجاد تعلیق در داستان فکر مخاطب را تا انتها به دنبال ماجرا بکشاند . در راستای چنین تدبیری استفاده از کنشهای پررنگ عاطفی ( مخصوصآ از سوی شخصیتهای زن ) قابل تآمل بود . اما نکته حائز اهمیت در این مورد، فائق آمدن احساسات بر عقلانیت داستان بود .نباید فراموش کرد که فرهنگ سازی و اشاعه رفتارهای انسانی تنها با در نظرگرفتن مسائل محز احساسی میسر نخواهند شد . رسیدن این مهم به اندازه خویش محتاج نگرشی عقلایی نیز خواهد بود .

 

۳. فرمول شناسایی قاتل اصلی یکی از شخصیتهای تاثیرگذار داستان ، خاطرات مشاهده سریال سنگ وشیشه ( ساخته جمشید حیدری۱۳۷۳)  را در یادها زنده کرد .ای کاش در این سریال ترفند جدید و غیر کلیشه ای اتخاذ می گردید !!

۴. بازی قدرمتند بازیگرانی چون پرویز پرستویی ، فاطمه معتمد آریا و کوروش تهامی را می توان یکی از نکات تحسین برانگیز مجموعه زیر تیغ بشمار آورد . اما آنچه  که بعنوان بازی از سیاووش طهمورث شاهد بودیم ، متآسفانه وفاداری به همان کلیشه های غلو شده گذشته خویش بود .که البته این موضوع ریشه در نوع بازیگیری از سوی کارگردان و همچنین ترسیم شخصیت توسط نویسنده نیز دارد.

 .... با این همه تفاسیر می توان گفت که ساخت سریالهای آموزنده و تآثیرگذار می تواند وجه علمی  و در عین حال مردمی رسانه ملی را پررنگ کند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 2:27  توسط رضا کیانی  | 

 

 فرمانده سینمای دفاع مقدس به تاریخ پیوست ...

 

 

 خبر در گذشت رسول ملاقلی پور  کارگردان نام آشنا و صاحب فکر سینمای پس از انقلاب ، جامعه ایرانی  را در آخرین روزهای سال۸۵ سوگوار کرد ...

 

 یادش گرامی باد ...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 17:8  توسط رضا کیانی  | 

۱۴ اسفند سالروز در گذشت نخست وزير آزاد مرد ايران

 زنده ياددكتر محمد مصدق  گرامي باد

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 14:41  توسط رضا کیانی  | 

                                  آینده متعلق به آینده نگران است ... 

چند روز پیش به دعوت   کانون آینده نگری ایران، جهت ایرادسخنرانی باموضوع خاستگاه هنرنمایش در تاریخ ایران، به دفتر این موسسه فرهنگی - اجتماعی دعوت شدم . نکته قابل ستایش در فعالیتهای موسسه مذکور ، اتخاذ تفکر جوان ، خودجوش ، مستقل و خردورز است. با چنین مشخصه هایی است که کانون آینده نگری بدون وابستگی به هیچ نهاد دولتی و باوجود مشکلات فراوان بطور مستمر و پویا به فعالیتهای خود ادامه داده و بستری مناسب جهت انجام خدمات فرهنگی و اجتماعی فراهم آورده است . در اینجا است که نقش سازنده تشکلهای مستقل مردمی ( بعنوان یکی از دستاوردهای دولت اصلاحات ) بر دوستداران فرهنگ و هنر هویدا می شود .وظیفه سنگین ودر عین حال ارزشمند نهاد های  مدنی را می توان در کاهش مسئولیت دولت و جبران خلآ های ارتباطی میان جامعه و حاکمیت خلاصه کرد .  شاید در ذهن برخی افراد اصطلاح تشکلهای مدنی تنها شامل حال احزاب سیاسی شود . در صورتی که انجمنها و گروههای مستقل فرهنگی و اجتماعی هریک به نوعی در  پروسه تحکیم مشارکت مردمی ایفاگر نقشهایی موثر وسازنده هستند که می تواندحضور آگاهانه ، وحدت در عین کثرت و تضارب اندیشه ها ، و تقویت حس تعهد نسبت به نظام و مردم را در بین آحاد جامعه تقویت کند . 

نوشته ذیل زاییده ذهن خلاق جناب آقای رامین ناصح   (دبیرکل کانون آینده نگری ایران) است  که در روز سخنرانی ،در دل یک بروشور  به عنوان یادگاری ارزشمند به اینجانب داده شد و حقیر نیز این نوشته زیبا را به تمامی تلاشگران عرصه فرهنگ و اندیشه تقدیم می کنم ...   

جریان آب هنگامی به حرکت در می آید که اختلاف سطح وجود داشته باشد.

جریان باد هنگامی به حرکت در می آید که اختلاف دما وجود داشته باشد.

جریان برق زمانی به حرکت در می آید که اختلاف پتانسیل وجود داشته باشد.

و ...

جامعه هنگامی به حرکت و پویایی و خود شکوفایی می رسد،

 که در آن اختلاف عقیده وجود داشته باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 1:51  توسط رضا کیانی  |