رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس ....
داشتن دغدغه های معیشتی و مالی یکی از دلایل اصلی انزوای هنرمندان
وفرهیخته گان از محیطهای فرهنگی است ...
چه بسیار عزیزانی که عاشقانه قدم در عرصه مقدس هنر می نهند ، اما
مصائب و مشکلات زندگی از یکسو ، عدم کسب درآمد لازم در وادی هنر
از سویی دیگر انگیزه لازم را از آنها سلب می کند و نا خواسته وضعیتی
غیر قابل تصور پیشروی آنها قرار میگیرد !!
به راستی که نمی توان سوار بر احساسات به واقعیتها پشت پا زد ....
واقعیتهای تلخی چون نبود ثبات شغلی و بیمه ، آنهم برای هنرمندان .
در این راه می بایست به فکر یافتن راهی عقلانی برای حل این معضل بود .
هنرمندی که از دارا بودن حداقل امکانات مادی و معیشتی محروم است ،
آرامش لازم برای ارائه خلاقیت و پرداختن به مفاهیم اصیل و معنوی هنر را
هم از دست داده و راه او به بیراهه ها منحرف خواهد شد ...
بدیهی است تا زمانی که هنر به شکلی حرفه ای در کشورمان درنیامده است ،
( بویژه در شهرستانها)نمی توان به کسب درآمد از این راه خوش بین بود ...
اما شایسته نیست تا زمان حرفه ای شدن هنر ، دست روی دست گذاشت
و نظاره گر خاموشی این چراغ ارزشمند باشیم .
با اندکی درایت و تلاش می توان به رفع نسبی این موانع همت گمارد . اگر
شرایط اشتغال دائم برای تمامی هنرمندان در ادارات دولتی مهیا نیست ، اما
مسئولان امر می توانند آثار تولیدی توسط هنرمندان را برای فروش به ادارات
معرفی کنند . بدیهی است که با استمرار این فعالیت ، راه ارتباط هنرمندان با
مسئولین نیز بیشتر هموار می گردد و درنتیجه ضرورت ارج نهادن به مقوله های
فرهنگی در ادارات بیش از پیش احساس خواهد شد .
ای کاش مسئولان امر نگاهی جدی و فرای تعصبات جناحی پیرامون رفع معضلات
معیشتی هنرمندان عزیز و محروم ، بخصوص در شهرستانها اتخاذ کنند ....
باید دانست که همان هنرمند افتخار آفرین جشنواره ، در شرایطی از داشتن
نان شب و یا حتی کرایه تاکسی محروم است !!!
آقایان باید بدانند که خدمتگذاری و مهرورزی تنها در شعار نیست !
