تبليغاتX
عرفان، آزادی، برابری

عرفان، آزادی، برابری

                                              به نام حق

    بدون شک ارج نهادن به مقام و منزلت مطبوعات مستقل یکی از دستاوردهای ارزشمند

   حماسه ۲خرداد بود . اتخاذ  شعار   دانستن حق مردم است ، از سوی مطبوعات مستقل

   و اصلاح طلب اثبات کننده اهمیت توزیع اطلاعات و همچنین اشاعه فرهنگ نقد و پرسشگری

 در میان جامعه بود .

  صراحت ، شجاعت و روشنگری مطبوعات مستقل علاوه برآنکه خواب محافظه کاران  را با

 آشفته گی روبرو ساخت ، موجبات شور و پویایی تحسین برانگیزی را در میان آحاد جامعه

 فراهم کرد . بطوریکه  عشق به خواندن روزنامه  و به خصوص توجه به اخبار سیاسی آنها

 بعنوان یک  ضرورت و عادت برای  عموم مردم مبدل شد ....

اما در برهه کنونی متآسفانه شاهد سیر نزولی مطبوعات از حیث کیفیت هستیم . بویژه

در سطح مطبوعات محلی ، که این افت بیداد می کند ! ....

دست یافتن به آگهی های تجاری ( دولتی و غیر دولتی ) دغدغه اصلی مطبوعات محلی است !!

و  کمتر صدایی از نقد شجاعانه عملکرد  حاکمیت و بیان تباهی ها به گوش می رسد !

 این یعنی دوری مطبوعات از رسالت اساسی خویش !

هرچند که می بایست اعتراف کرد که مطبوعات محلی درآمدی جز جذب آگهی ندارند ،

اما این نمی تواند بهانه ای خوب برای به زیر سلطه اهدا ء کننده گان آگهی رفتن ،باشد !

کار اصلی مطبوعات اطلاع رسانی شفاف و ایجاد بستری سالم برای طرح انتقاد است .

و ای کاش که اصحاب جراید بادرک بهتر از جایگاه ارزشمند خود نیم نگاهی هم به رویه

اخبار روز ( اخبار تولیدی خود و نه دریافتی از سایتها ) و طرح مشکلات جامعه باشند .

هرچند که انگشتشماری از دوستان این دغدغه را در وجود خویش بوجود آورده اند ....

 

 

 

 


             

     

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 19:14  توسط رضا کیانی  | 

                                    


   میلاد مسعود مولود کعبه ، امام علی (ع) بر آزادگان جهان مبارک باد

 


                 یک قرن مشروطه خواهی .... 

 

       

چهاردهم مرداد امسال مقارن است با صدمین سالگرد پیروزی انقلاب مشروطیت ایران....

 

واقعه ای عظیم ، که به جرآت می توان از آن به عنوان یکی از رویدادهای جریانساز در کل

تاریخ ایران یاد کرد ....

با گذشت یک قرن از صدور فرمان مشروطیت هنوز بسیاری از ناگفته ها را می توان از دل

حوادث آن کشف کرد و از سوی دیگر ، معیارها و آرمانهای آن جنبش را در برهه کنونی مورد

ارزیابی قرار داد .

                          

                  

 

 

حرکت مشروطیت با طرح شعارهای ارزشمندی چون تآسیس عدالتخانه ، تفکیک قوا،

برگزاری انتخابات آزاد ، مردودساختن مشروعیت سنتی و موروثی حاکمان و در مقابل

معرفی مشروعیت مدرن و دموکراتیک ، آزادی مطبوعات ،تشکیل انجمنها و اصناف مستقل

تشکیل مدرسه به جای مکتبخانه و ... آغاز شد اما اکنون مشاهده می کنیم که تحقق

این شعارها  به نحو شایسه ،در طول یک قرن در هاله ای از ابهام قرارگرفته است ....

برای جلوگیری از پیچیده گی کلام ، توجه مخاطبان محترم را به چند نکته کوتاه ، دراین وادی

جلب می کنم :

۱.. انقلاب یا اصلاح : بدرستی نمی دانم که  بایدچه عنوانی را پیشوند جنبش مشروطیت ساخت ،

انقلاب یا اصلاح ؟ ... هرچند که از گذشته ایام تاکنون از مشروطیت به عنوان انقلاب یاد می کنند..

اما باید توجه داشت که انقلاب مترادف با یک دگرگونی عظیم و بنیادین است ..

در جنبش مشروطیت ملت و کشور با دستاوردهای ارزشمند و توسعه طلبانه ای روبروشدند ،

تا جاییکه چالش سنت و مندرنیسم به وضوح در جای جای جامعه هویدا گردید ، اما به شهادت

تاریخ ، اقدامی در جهت براندازی سلطنت صورت نگرفت !!  و همین امر موانع فراوانی در راه نیل

به اهداف آزادیخواهانه ، پیشروی ملت قرار داد ...

۲..  تکرار تراژدی استبداد : رویداد یک انقلاب عظیم مستلزم بسترسازی عمیق فکری و تولید

اندیشه های دموکراسی خواهانه است . به عنوان مثال می توان وقوع انقلاب  ۱۹۷۸فرانسه

را اندیشه های لیبرال روسو و منتسکیو قلمداد کرد . و یا انقلاب شکوهمند ۱۶۸۸انگلستان را

در سیطره اندیشه های جان لاک جستجو کرد ... این اندیشمندان بزرگ با شناخت دقیق از

جامعه بومی خود و براساس واقعیت های موجود اقدام به نظریه پردازی و بسترسازی کردند .

و نتیجه آن بسترسازی ها ، عملیاتی کردن شعارهای انقلابهای مذکور و زنده نگه داشتن آنها

بود ... اما در حرکت مشروطه خواهانه ایران برخی از نظریه پردازان آن جریان ، بدون توجه

 به راههای عمیق مبارزه با استبدادایرانی و شرایط روز ، و به صرف تقلید از مدلهای غربی

اقدام به نظریه پردازی کردند ...  و این سطحی نگری ها باعث پایمال شدن بسیاری از

رشادتهای انقلابیون مشروطه خواه و عدم استمرار آرمانهای دموکراتیک آنهاشد ...

چنانچه که به گواه تاریخ، اندک زمانی پس از پیروزی مشروطه خواهان ، دوباره استبداد

حاکم گردید ...!! ....

جنبش مشروطیت در اندک زمانی به پیروزی رسید و همین طور در کوتاهترین زمان هم

از میان رفت .... اما با وجود تمامی کاستی ها و نقاط ضعف  ، جرقه ای در دل تاریکی بود .

مشروطه و مشروطه خواهی پاسخی بودند به عقبمانده گی ناشی از استبداد سنتی ،

پس از آن در بزنگاههای تاریخی  همچون استقلال صنعت نفت ، ۱۵خرداد، ۲۲بهمن و.....

... ۲خرداد۷۶  آثار آن جرقه ارزشهای خود را عریان ساخت .

اما نکته دیگر در نحوه ارائه مستندات تاریخ جنبش مشروطیت است . امری که متآسفانه

در مواقعی دستخوش سلایق فردی و خودسانسوری های کاذب می شود .

بعنوان نمونه نقش ارزشمند سرداران جان برکف ایل غیوربختیاری که نقش بسیار مهم

 خویش را در ماجرای فتح تهران به خوبی و جوانمردانه ایفا کردند.اما دریغ از ..........

بهرحال امیدواریم که تلخی های یک قرن مشروطه خواهی دیگر در سیکل استبداد

شرقی تکرار نگردد . بدیهی است که چاره ای جز فرهنگ سازی و ارج نهادن به اصلاحات

فراگیر در چهارچوب تعاملی سازنده وجود ندارد ...

 

 

 

 

   

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 0:48  توسط رضا کیانی  | 

                                    به نام او که آفرید ....


                       این واقعیت تلخ را باور کنید 

               تئاتری در شهر  نیست .....!!     

 

 

   

 

در صفحات یکی از مطبوعات محلی خوزستان ، چشمم به برنامه اکران فیلمهای سینمایی

در شهرستان اهواز افتاد .خوشبختانه اکران فیلمها در شهر ما  آنچنان فاصله زمانی با اکران

همین فیلمها در مرکز نداشتند ....

اما در این بین دلم برای مظلومیت ، غربت و مهجوریت هنر انسانی تئاتر در شهر اهواز سوخت .

چرا که هیچ خبری از اجراهای تئاتر در سطح شهر ندیدم !!

به راستی نمی دانم که پیکان انتقادم را به سمت کی نشان کنم ..به مسئولین ..به هنرمندان !!

غبار فراموشی و غفلت بر سالنهای نمایش شهر حاکم شده است اما آنچه که بیش از  تئاتر

جلوه گر می شود مباحث کاذب و حاشیه ای او توسط هنرمند نما های معلوم الحال است !!

در جشن روز جهانی تئاتر صحبت از اجراهای مستمر!! به میان آمد و همگان بر این امر تاکید

داشتند .. خبر رونق تئاتر به گوش رسید !! اما کجا وکی ؟؟ !

آیا یاد تئاتر فقط باید در روز جهانی آن گرامی داشته شود ؟؟ آنهم با اهداء چند لوح تقدیر به

 فعالین محترم !!! چرا باید همیشه در انتظار جشنواره ها بود ؟!

هرچند که نباید حضور در جشنواره را  نفی کرد.. اما اجراهای پس از جشنواره از یاد می رود! 

آیا شایسته است که تئاتر  اهواز با آن پیشینه ارزشمند سالهای دور مقطعی شود؟!

پر واضح است که نمی توان به جمعیت مشتاق و دلسوز واقعی تئاتر نشانی اشتباه داد.

کارکرد نهادهای متولی تئاتر  اهواز باید نمود بیرونی داشته باشد و بس ...

می دانم که عده ای برای اجتناب از پاسخگویی در برابر  موارد فوق بحث وحدت نیروهای

تئاتر را مطرح می کنند و در جهت رسیدن به وحدت ( درنظرخودشان ) منتقد را  دعوت به

سکوت می کنند !! مسلم است که خدشه دار کردن وحدت و اشاعه مباحث تفرقه انگیز

در قاموس انسانیت نمی گنجد ... اما همانطور که بارها گفتم میان حفظ وحدت و سکوت

گورستانی فاصله زیاد است .

برای جلوگیری از رشد استبداد و مافیای قدرت در تئاتر باید به نقد بیرحمانه ارج نهاد .البته

نقدی بر عملکرد افراد نه شخصیت آنها ، ( آنهم با حفظ اصول اخلاقی و انسانی ) ....

هرچند که ممکن است عده ای هنوز تمایل به خروج پنبه های تغافل از گوشهایشان

نداشته باشند و هزاران وصله ناجور به سمت منتقد خویش ارسال کنند ... اما بازهم

می گویم سکوت جایز نیست ...

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 23:41  توسط رضا کیانی  |