تبليغاتX
عرفان، آزادی، برابری

عرفان، آزادی، برابری

                                 به نام آفریدگار هنر وزیبایی .... 


                      تئاتر غیر سیاسی را تعریف کنید !!! 

 

دوست عزیزی معتقد است که آمیزش تئاتر با سیاست ، به  آمیزش نفت با آب  شبیهه می ماند !

بدین معنا که این دو مقوله هیچگاه نمی توانند در کنار هم سازگاری داشته باشند .

بارها و بارها  ، متاسفانه از زبان اهالی تئاتر این جمله را شنیدم که : ما را چه به سیاست !!! ... 

به عقیده من جمله مذکور چیزی جز یک خود فریبی نیست . افرادی برای پوشاندن ضعف اطلاعاتی و

عدم قدرت شناخت  خود، و از سویی دیگر افرادی برای خاموش نگه داشتن اذهان و افکار هنرمندان ،

 تئاتر و سیاست را تافته جدا بافته از هم معرفی می کنند !!!

در نتیجه سیاسی بودن و یا سیاسی دانستن  ، برچسب مناسبی است برای به انزوا کشاندن و

یا تحقیر و تخطئه  برخی آثار و صاحبان آن ...!!!

جهت پرادختن به این موضوع توجه مخاطبان محترم را به دونکته جلب می کنم :

۱. نکته اول : هدف من از نگارش این مطلب دفاع از یک جریان خاص نیست . بلکه دفاع از ماهیت اصلی

هنر تئاتر است . چرا که بررسی آثار و تاریخ ادبیات نمایشی مبین نقش سازنده هنر تئاتر در بسیاری

از جریانهای اجتماعی و فکری است . من به جرآت می گویم که تئاتر غیر سیاسی وجود ندارد . در برهه

کنونی هم اگر به مطالعه کم حجم ترین اثر نمایشی بپردازیم ، با زهم رد پایی از معضلات و  مسائل

اجتماعی وسیاسی در آن بخوبی پیدا است .  ( در مواقعی ممکن است این رد پا بسیار کم رنگ باشد )

بعنوان مثال در نمایشهایی با موضوعات دفاع مقدس ، خانواده ، اعتیاد  ، رسوم ایلی و قومی و حتی

در برخی نمایشهای کودک و نوجوان هم این ردپا مشهود است . پس عزیزان لازم است کمی به گفته

خود بیاندیشند ...

 

 ۲.نکته دوم :

بر خلاف بر خی از عزیزان که باافراد صاحب فکر و ایده سیاسی در محیط تئاتر به مانند انسانهای جزامی

برخورد می کنند ، معتقدم که که تعلق خاطر یک هنرمند تئاتر به یک حزب سیاسی نمی تواند او را از

رسالتش دور کند . در نظر من هنرمند تئاتر می تواند عضو هر حزب سیاسی باشد و حتی باید آزادی

لازم را جهت اتخاذ دیدگاه سیاسی و حزبی خود در اثر نمایشی را هم داشته باشد  .

مسلم است که دفاع از چنین آزادیهای فکری که از آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی ایران است ،نمی تواند

به عنوان دفاع از بی بند باری و زیر پا گذاشتن ارزشها ی ملی و مذهبی قلمداد گردد.

به  اعتقاد حقیر آنچه که می بایست از محیط تئاتر برای همیشه محو شود ، سیاست بازی و یا همان

ضد و بندهای کاذب است و نه داشتن بینش سیاسی .

 به بیانی دیگر می توان گفت : دیدگاه حزبی و جناحی نباید در مدیریت تئاتر دخیل باشد بنحوی که

تفکر مخالف آنها تا ابد در پشت درهای بسته بماند.

 مدیران تئاتر می بایست با پرهیز از سیاست بازیها و سلیقه ای عمل کردن  ، مانع از انزوای هنرمندان

کارآمد و ایجاد شکافهای غیرموجهه در محیط تئاتر شوند .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 18:5  توسط رضا کیانی  | 

                         

 

 

 

      


                              گنجینه ای برای همیشه ....

 

                             

 

ادبیات کهن ایران چه پیوندی می تواند با سینما و تئاتر امروز  برقرار کند ؟ ... ضرورت برقراری این

پیوند چیست ؟..... شنا خت ظرفیتهای نمایشی و تصویری در آثار گرانسنگ ادبیات کلاسیک چگونه

میسر می شود ؟.....

 

 

سئوالات فوق از جمله دغدغه های دوست داران ادبیات و هنر ایرانی در سالیان اخیر  هستند ،

که پرداختن به هریک از آن می تواند افق تازه ای پیشروی فرهنگ و هنر این وادی ترسیم کند .

بحث را با بیان این نکته آغاز می کنم که ارتباط با گذشته پاسخگویی به نیاز های امروز را آسان می کند

... به بیانی دیگر هرنسلی مبایست پاسخگوی نسل بعد از خود باشد .

از این رو می توان ادعا کرد که  ما تنها، میراث دار گذشته نیستیم بلکه امانتدار آینده  هم هستیم ...

با ایمان به آنچه گفته شد مسئولیت ما در برابر تجلی ارزشهای نهفته در آثار کهن  به دنیای امروز و

 نسل جدایافته از سنتها ، بسیار مهم و سازنده خواهد بود ...

اما بدیهی است که ارج نهادن به متون کهن و کلاسیک ، مکانیزم خاص خود را طلب می کند .و نمی توان

بدون در نظرگرفتن برخی نکات موثر ، قدم به این وادی نهاد ...

نکته بسیار حساسی که در این مطلب قصد اشاره به آن را دارم مبحث بازخوانی ادبیات کهن است ...

منظور از بازخوانی ، در واقع ایجاد یک نوع پویایی و فراگیری در اثر کلاسیک است . به بیانی دیگر ما در

بازخوانی شاهد نوعی دگرگونی متناسب با مقتضیات زمان و بر پایه ذوق  هنری و نگرش نوین بازخوان

هستیم که اثر کلاسیک را در ذهن مخاطب دلنشین و مملموس تر می کند .

ژان پل سارتر در این مورد می گوید : نگرش ما به اساطیر به دو گونه است . یکی نگرش موزه ای و دیگری

نگرش مدرن ... حال اگر بخواهیم  برای نگرش موزه ای ( در نظر سارتر ) در عالم تئاتر مصداق بیاوریم ،

می بایست به کارهایی اشاره کنیم که در آنها بدون هیچ تغیراتی اثر کلاسیک بر روی صحنه می رود .

به عنوان مثال نمایشی تحت عنوان رستم و سهراب ( کار پری صابری ـ اجرا : تالار وحدت ) که در آن ما

شاهد شعر خوانی موبه موی شاهنامه فارغ از هرگونه پویایی و تحول مدرن و با استعانت از وسایل و 

لباس سنتی !! بودیم . مسلم است که اجرای چنین کارهایی هیچ خدمت نمی تواند نه به اثر کلاسیک

و نه به تئاتر امروز و مخاطب زمان حال کند ! و اثر کلاسیک در چنین اجراهایی بصورت  ساکن و منجمد به

مخاطب ارائه می گردد ....    اما دقیقآ نگرش مدرن برخلاف دیدگاه مذکور ، جریانی زنده و با طراوت را بر

نوشته کلاسیک حاکم می کند .

برا ی رسیدن به یک برداشت مدرن ، در وهله نخست باید نیازهای زمان حال راشناخت .بعنوان نمونه در

ادبیات حماسی با ماهیت فیزیکی ( و نه عاطفی ) افراد سروکار داریم . اما در برهه کنونی روانشناسی و

فردانیت افراد و جامعه رشد پیدا کرده است .نسل امروز درپی یافت پاسخ برای چرا های بیشمار ذهن خود

از دل ادبیات کلاسیک هستند ... چرا رستم فرزند خود راکشت ؟ انگیزه درونی و عاطفی او چه بود ؟ ...

دیگر در برهه کنونی نمی توانیم با رویکرد حماسی ویا غنایی گذشته  ، به مسائل امروز  بنگریم .

ذکر این نکته ضروری است که در عالم ادبیات ما ، بیشتر از طریق توصیف ، جانمایه اثر بیان می گردد،

 در نتیجه یکی از گامهای اساسی  باید تبدیل توصیف به عمل و  توام با زبانی تصویر پرداز  باشد .

به جرآت میتوان گفت که ادبیات کلاسیک ایران زمین و گوهرمایه های آن به مانند یک معدن بی پایان

است . صداقت ، آینده نگری ، میل به آزاده گی ،عرفان ، غیرت ، حماسه و...... هزاران مفهوم و معنای

انسانی و معنوی دیگر ، زیربافت اساسی آثار کلاسیک ایرانی راتشکیل می دهند ... مفاهیمی که در

هیچ برهه از زمان رنگ کهنه گی به خود راه نمی دهند ...

باید توجه داشت که در بازخوانی مدرن مفاهیم مذکور همچنان بعنوان هسته اصلی اثر به مخاطب

منتقل می گردند اما با بافت و پردازشی امروزی تر .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                

           

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 16:33  توسط رضا کیانی  | 

                                         حسد زندان روح است

                                            (( مولا علی ( ع ) ))


                       فوتبال هنرمندانه....                            

 

                               

 

عکس بالا برای بیننده گان همیشگی این وبلاگ تکراری به نظر می رسد...

مخاطبان و همراهان عزیز مستحضرند که عکس فوق مربوط به آخرین بازی تیم فوتبال

هنرمندان خوزستان در سال ۸۴ است (۲۵/۱۲/۸۴)... این عکس را از آرشیو اسفند ۸۴  انتخاب کردم.

( متاسفانه عکس با کیفیت تر از این نداشتم اما در آینده حتمآ منتظر عکسهای جدید این تیم باشید)

 

 

       باشگاه هنرمندان خوزستان  ....

 

باشگاه هنرمندان خوزستان نماینده رسمی باشگاه هنرمندان ایران در خوزستان است . و  توانسته با 

 شعارمعنویت ، هنر ، ورزش ، اقدامات سازنده ای در جهت اتحاد و همدلی بین همه رشته های هنری

انجام دهد . جالب ایجا است  بدانیم که استان خوزستان تنها استانی است که بعد از تهران صاحب تیم

فوتبال هنرمندان است . ...

 

خاطرات شیرین بازی در کنار دیگر عزیزان هنرمند همچون بهزاد خیرالهی ، حسین محمدی

 ( یا همان چراغعلی محبوب..! ) سعید حسین پور ، احمد ادیبیان ،حسین گلچین ، غلام طاهری در

زمین سبز فوتبال .... و همچنین گوش به فرمان سرمربی خوش اخلاقمان  سیاوش خان بختیاری زاده

برای من بعنوان افتخاری بزرگ  و گامی در جهت ترسیم و تحکیم  فضای محبت و برادری  بشمار می آید .

 در آینده از تیم فوتبال هنرمندان خوزستان بیشتر از اینها خواهید شنید ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 


            تئاتر اهواز میعادگاه تعامل و تفاهم

 

   

                                (( عکس:وبلاگ گروه زهور ))

امروز به نظر من یکی از روزهای خوب و به یاد ماندنی در تئاتر اهواز بود ...

سید صادق فاضلی کارگردان نام آشنا و متعهد  این شهرستان ، جدیدترین تجربه خود را ( غزال ) در

حضور جمعی از اهالی تئاتر اهواز به اجرا ( بطور خصوصی ) در آورد . و سپس جلسه نقد و بررسی این

نمایش  در محیطی صمیمی برگزار شد .....

در میان مدعوین با چهره های مختلف تئاتری روبرو بودیم ، از پیشکسوتان و اساتید گرفته تا جوانان فعال 

 و  تا ریاست محترم انجمن نمایش اهواز ... همه و همه دریک محفل دوستانه گرد هم جمع شده بودند..

جانمایه این انجمن شوق ،عشق بود ... عشقی صادقانه که می تواند نقطه عطفی بر فرایند توسعه این 

هنر انسانی قرار گیرد ....

 خانواده تئاتر اهواز امروز ثابت کرد که می تواند همچنان منادی وحدت ، تکامل و تعامل باشد....

برکسی پوشیده نیست که ارج نهادن به چنین جلساتی و فرهنگسازی بهینه در همین راستا ضمن

تقویت بار علمی پژوهشی ، راه نفوذ دعواهای کاذب حاشیه ای را در محافل ارزشمند تئاتر مسدود

می کند...  در هفته های گذشته ما شاهد اجرای موفق نمایش وزین دستهای آلوده بودیم .نمایشی

که اگر نگویم صد در صد اما به جرآت می گویم که نگاه افکار عمومی  را نسبت به تئاتر بطور چشمگیری

 در این شهرستان تغیر داد ... براستی که نمی توان غیر منصافانه به برخی از اقدامات تحسین برانگیز

انجمن نمایش نگاه کرد . مسلم است که کار فرهنگی نمی تواند بدون ایراد و انتقاد باشد ، اما شرط بیان

نقد سازنده ، برداشتن عینک بدبینی و کینه ورزی است ... در برهه کنونی آنچه برای تئاتر  اهواز حیاتی

بنظر می رسد تداوم روح همدلی و مهربانی است . می بایست دست تمامی زحمتکشان دلسوز تئاتر

را نخست بگرمی فشرد ، سپس بوسید و  به اقدامات سازنده انجمن نمایش نیز ارج نهاد .

 بدیهی است که با حفظ کرامت انسانی و تحمل نظرات مختلف رسیدن به شعار وحدت ممکن خواهد

بود ....

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 1:23  توسط رضا کیانی  |