مناجات مجاهد روشنفکر
آخرین روزهای ماه خرداد مقارن است با سالروز عروج دو یار وفادار و دو ستاره سپهر اندیشه و مبارزه..
آری شهیدان مصطفی چمران و علی شریعتی . هر دو عضو نهضت آزادی ایران بودند و هریک به نوعی
پرچم جهاد را دربرابر ظلم قابیلان زمان برافراشت ... اما میان این دو ستاره وفاداری کم نظیری بود....
در این بین چمران روزگار پس از انقلاب را هم دید و با شوری عاشقانه و وجدی عارفانه جان عزیزش را
در میدان حماسه تقدیم به اسلام و ایران کرد ...
آنچه در ذیل می خوانید شمه ای از مناجات آن اسوه دانش و جهاد است :
ای خدا ی بزرگ آنچنان تار و پود و جود ما را به عشق خود عجین کن که در وجودت محو شویم ....
خدایا ما را از گرداب خودخواهی و از گردباد هوا وهوس نجات ده و به ما قدرت ایثار عطا کن .....
خدایا در این لحظات سخت امتحان ، نور ایمان را برقلب ما بتابان و ما را از لغزش نگاه دار .....
خدایا ما را قدرت ده که طاغوت خودپرستی را به زیر پاافکنیم و حق وحقیقت را فدای منفعتهای شخصی
نکنیم .....
به یاد معلم عرفان ، آزادی و برابری
۲۹ خرداد امسال مصادف است با بیست و نهمین سالروز هجرت ابدی آموزگار فقید
انقلاب ، دکتر علی شریعتی....
کمتر کسی است که با نام او غریب باشد. اما باید به جرآت گفت که هر کسی توان درک اندیشه آن
بزرگمرد تاریخ معاصر ایران را ندارد . شاید جوری که اکنون بر نام و کلام شریعتی وارد می شود ، ناشی
از عدم درک آن اندیشه های سترگ است ....
جادوی کلام شریعتی سلسله جنبان حرکت فرهنگی انقلاب اسلامی شد . کلام او در دلها نفوذ کرد تا
تشیع علوی به عنوان یک مکتب حقیقت جو و ظلم ستیز در اذهان همه ، بخصوص جوانان معرفــــی
شود . شریعتی تشیع علوی را در برابر تشیع صفوی ، که همان مکتب موعظه گویی و استفاده ابزاری
و قدرت طلبانه از دین و مذهب بود ، قرار داد.
شریعتی معتقد بود که می بایست قطرات اشکی را که در مراسم عزاداری برای معصومین ، از چشمها
جاری می شود مبدل به مشتهای گره کرده کرد و آگاهانه در برابر ظالمان زمان ایستاد .
در یک کلام باید گفت که اسلام شریعتی ، اسلام خرافه ، تحجر و خاموشی نبود . بلکه اسلام او را باید
یک ایدئولوژی آگاهانه و مکتب مبارزه و عدالتخواهی توصیف کرد ....
دشمنان دیروز و امروز شریعتی را از یک سو اسلام ستیزان سلطنت پرست و از سوی دیگر سنتگرایان
متحجر تشکیل می دهند .... آن معلم فرزانه در راستای تفهیم و عقلانی کردن مفاهیم مبارزه و تقویت
روح بیداری ، سه رکن مقدس عرفان ، برابری و آزادی را در مقابل زر ، زور و تزویر معرفی کرد ....
شریعتی معتقد بود که اگر عرفان ، برابری و آزادی را از یکدیگر جدا کنیم و یا فقط به یکی از آنها توجه
کنیم انسان از مسیر سازنده خارج می شود . بنابراین آنها را به عنوان سه رکن همیشه متحد تبلیغ
می کرد . در نظر او شعار عدالت طلبی اسلام بسیار غنی تر و اصیل تر از شعار مارکسیستها است و
همچنین تکریم مقام و منزلت انسان در اسلام قابل قیاس با اندیشه های اومانیستی غرب نیست .

به نظر می رسد که یکی از خلآ های حرکت روشنفکران دینی بعد از در گذشت بزرگانی چون شریعتی
، بازرگان ، چمران و... نبود یک حرکت تولیداندیشه است .به بیان دیگر ما در برهه کنونی بیشتر شاهد
تفسیر مفاهیم از سوی روشنفکران دینی هستیم و نه تغیر .و در این تفسیرها هم عمدتآ رجوع به آرای
گذشته گان را ملاحظه می کنیم . آنچه به نظر من در این مقطع زمانی کشور در حوزه اندیشه ضروری به
نظر می رسد افزایش دایره مباحث معرفت شناسی به تمام سطوح جامعه و بیان ضرورت روشنفکری
دینی در این بستر است . اما اگر بخواهیم حلقه این مباحث را به جماعتی خاص محدود کنیم بیش از
این سودی عاید نخواهد نگشت ..... و سخن آخر : بجای استفاده های تزئینی ازکلام شریعتی کمی
درنگ به آن گفته ها هم داشته باشیم .




