نیکوترین عادت تفکراست
و حکمت زاییده تفکر است...
(( مولا علی (ع) ))
تئاتر اهواز نیازمند به پویایی است
نبود ظرفیت سالم برای پذیرش نقد ویا بهتر بگویم نقد ستیزی عده ای از مدعیان تئاتر اهــــواز
موجب گردیده است که هرگاه قلم انتقاد خود را معطوف به معضلات و تباهی های ناشـــــی از
مدیریت تئاتر ( بدون اشاره به فرد خاص و بطوری اصولی و دلسوزانه ) کنیم ، بی درنگ بایـــــــد
منتظر دریافت برچسبها وافترا ها یی نظیر حاشیه سازی ، تفرقه اندازی ، انتقام جویی و........
باشیم !! که همه آنها برخواسته از تفکراتی به دور ازعقلانیت ، مرید پرور و منجمد هستنـــــــد
اما با این تفاسیر نمی توان در برابر سهل انگاریهای کاذب و در نتیجه جفای وارد بر پیکر تئـــاتـــــر
این وادی سکوت اختیار کرد. دامنه آسیب شناسی تئاتر اهواز بسیار گسترده بنظر می رســــــــد
و جانمایه این مطلب شمه ای از دغدغه های فراوان و یا شاید بتوان از آن به عنوان دغدغه حیاتی
تئاتر اهواز یاد کرد. .. عدم معرفی صحیح تئاتر به جامعه ، یکی از دردهای سنتی تئاتر اهــــــــــواز و
یا بطور کل تئاتر شهرستانها محسوب می شود . اما بنا به درایت مسئولین امر وهمت هنرمنـــــدان،
شدت این درد در تمام شهرستانها یکسان نیست. در برخی ازنقاط کشور این درد درحال ترمیم است
اما در خطه ای دیگر میبینیم که این درد کهنه وکهنه تر میگردد ...مطلب را خلاصه کنم و بطور صریــــــــح
بگوییم که ذهنیت اکثریت عام شهروندان اهوازی ، از تئاتر چیزی جز اسباب خنده وسرگرمی نیــــســـت!
متاسفانه جلوه های ارزشمند وانسانی تئاتر به ندرت در اهواز نمایان می شود . و متولیان امر به بهانه
نبود تماشاگر حرفه ای ( تئاتررو ) سرمایه و بستر لازم را تقدیم به نمایشهای سرگرم کننده کرده انــــــــد!
آنچه که در طول سال به عنوان اجراهای عمومی در سطح شهرستان اهواز میبینیم عمده تآ یا مختــــص
کودکان است ویا با نام طنز!! درمقابل افکار عموم ارائه می شود. البته متاسفانه هنرمندان این وادی نیز
کمتر جسارت خود را در رویاوری به درام جدی نشان میدهند. واین یعنی سهل انگاری در برخورد علمی
با تئاتر. تنها موسم جشنواره می تواند انگیزه هنرمندان را برای تمرین واجرای نمایشهای جدی فراهــــــم
کند که متاسفانه در برخی از آثار جشنواره ای هم ردپا هایی از هجو وهزل و لودگی به خوبی پیدا است !
در این شرایط رسالت هنرمندان متعهد و دلسوز تئاتر دوچندان است. اول تلاش برای حرکت مستمر تئاتر
واجتناب از سیاست جشنواره ای ، دوم سالم سازی اجراهای عمومی و رسیدن به گوهر مایه و مفاهیم
انسانی تئاتر در اجرا های عمومی . رسالت هنرمند دلسوخته تئاتر میبایست آموزش تماشاگر و اذهان
عمومی باشد نه حرکت کورکورانه پشت سر عامه جامعه . و نه انگشت گذاشتن بر روی نیازهای کاذب .
پرواضح است که اگر اجرایی بدون طرح یک پرسش خاتمه پیدا کند ، نمی توان از آن به عنوان یک تئاتر
ناب نام برد. هنرمندان دلسوز تئاتر شایسته است به عنوان وجدان بیدار جامعه ، خود پیش قراول تحولات
ارزشمند فکری ، روایت نوین از هستی ، بازخوانی پویا از تاریخ و ادبیات و نگرش عمیق به آثار جـــــهانیان
باشند.شاید آنچه که گفتم ، در واقعیات کنونی بسیار آرمانی و غیر ممکن تلقی شود. اما در حقیـقـــــت
چنین نیست. خانواده تئاتر اهواز راهی جز دگرگونی در اندیشه ندارد. می بایست حرکت بسوی تئاتــــــــر
ناب را آغاز کرد. قدم اول در حین مقدس بودن ، سختی و ملال خاص خود را دارد. شاید در اولین اجرا با
استقبال ضعیف تماشاگران روبرو باشیم.وشاید هم.......اما مجبوریم که آغاز کنیم.و ذهن و دیده مخاطب
را با تئاتر روشنفکرانه پیونددهیم. سپس به برگزاری جلسات نقد وبررسی ارج نهیم تا شاید با علمــــــــی
کردن فضای تئاتر ،نیم قدمی از مباحث کاذب و تکه تکه کردن های غیر موجهه دور شو یم.و تداوم این حرکت
حرکت ،فصل تازه و به دور از هیاهو و تنش در تئاتر اهواز را آغاز کند...................


