تبليغاتX
عرفان، آزادی، برابری
 

                          هامون سینمای ایران به خاطره ها پیوست ...

 

               

 خبر درگذشت خسرو شکیبایی برایم بسیار دردناک بود . هرچند که می دانستم او مدتی است که در بستر بیماری بسر می رود و آنچنان حال خوشی ندارد.  اما واقعآ که رفتن برای او بسیار زود بود و حالا حالا جامعه سینما و تئاتر ایران سخت به هنرنمایی او احتیاج داشت  .آنچنان که مهدی فتحی ، پرویز فنی زاده ، هادی اسلامی ،  منوچهر حامدی ، جمشید اسماعیل خانی و ... بسیار زود  از عالم خاکی رخت سفر بربستند و ما را با خاطراتشان تنها گذاشتند  ...  زنده یاد هادی اسلامی در اکثر فیلمهای خود مرگ را تجربه و تمرین می کرد اما شکیبایی چنین نبود . او  را بعنوان  ایفاگر نقشهایی بسیار متفاوت  می شناختیم .اولین بار  من او را با بازی به یادماندی اش در دزدونویسنده شناختم .وآخرین بار که این هنر فقید را از نزدیک دیدم در جشن خانه سینمای ایران بود . زمانی که او به پاس بازی روانش در فیلم اتوبوس شب ( ساخته کیومرث پوراحمد) جایزه برتر بازیگری مرد رابه خود اختصاص داد .به جرآت می توان گفت که خسرو شکیبایی  عاری از هرگونه بلند پروازی  حاشیه سازی کاذب  در زمره محدود بازیگران صاحب سبک سینما ، تلویزیون و تئاتر ایران قرار داشت . یادش گرامی باد   ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 19:57  توسط رضا کیانی  | 
 

              میلاد مسعود مولود کعبه امام علی (ع)  بر رهروان راه آزادی مبارکباد 

 

                              

براستی که خود را شیعه علی (ع) دانستن  در این جهان مسئولیتی بسیار  خطیر بدنبال دارد .در دوران نوجوانی همیشه برایم این سئوال مطرح بود که  علی (ع) را اسوه چه چیزی بنامیم بهتر است ؟ ... شجاعت ؟ آزادی ؟ عدالت ؟ حکمت نظری ؟ مردمداری ؟  ... لیبرالها به سیره آزادی محوری او تمسک می جویند و برخی  از سوسیالیستهای مسلمان نیز خود را خوشه چین مکتب عدالت خواهانه آن امام عزیز (ع) معرفی می کنند . بسیاری از آزادمردان جهان رسیدن به منش علی (ع) را  فتح  قله بلند انسانیت معنا می کنند . آری ، او به واقع اسوه ای از یک انسان کامل است . برای تمامی اعصار ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 10:51  توسط رضا کیانی  | 
 

                            آنها زنده اند ...

      

 درسال ۱۳۶۱ چهار دپیلمات ایرانی به نامهای حاج احمد متوسلیان ( فرمانده  دلاو رسپاه در فتح خرمشهر)  ، سید محسن موسوی  ، تقی رستگارمقدم و کاظم اخوان در خاک لبنان ناپدید شدند  . دراین چندسال حرف و حدیثهای فراوانی در رابطه با  و ضعیت  این چهار نفر بگوش می رسید . و متاسفانه  حتی در برهه هایی اززمان نیز  در خلال برخی دعواهای کاذب داخلی پیگیری  سرنوشت آنها  بفراموشی سپرده می شد ! امروزه خبرهایی مبنی بر زنده بودن این فرزندان مظلوم ایران زمین منتشر شده است. بدون شک پیگیری دلسوزانه  این ماجرا اقدامی ملی و انسانی است که یک بسیج بزرگ فرهنگی ، سیاسی و رسانه ای را می طلبد . حتی می توان گفت که فرای مناسبات دولتی ، فعالیتهای نهادهای مدنی و حقوق بشر نیز بتوانند راه آزادی آنها را هموار کند ...

         

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 9:53  توسط رضا کیانی  | 
 

                   اي كاش من هم يك تيم فوتبال داشتم ! 

 

اخبار مربوط به  نقل وانتقالات بازيكنان و مربيان فوتبال  ليگ برتر، امروزه همه نگاههاي علاقه مندان اين ورزش پرطرفدار را معطوف به خود ساخته است . به تناسب اين تغيرات  ، هزاران حرف و حديث حايشه اي بوجود مي آيد كه شنيدن آنها براي برخي از مخاطبين بسيار شيرين تر از  موارد اساسي است . اما جالب تر اينكه   شاهد  بازار داغ نقل و انتقال مديران عامل باشگاهها نيز هستيم .امري كه در تاريخ فوتبال ايران واقعآ بي سابقه بوده است . نكته قابل نقد دراين وادي ، انتصاب افراد غير متخصص به سمت مديرعاملي در برخي از باشگاهها است . افرادي كه در پرونده كاري آنها نه تنها در رشته فوتبال بلكه در هيچ رشته فرهنگي و ورزشي سابقه فعاليت ندارند!! جای بسی سئوال است که :

۱. جایگاه فارغ التحصیلان رشته تربیت بدنی در مدیرت ورزش امروز ایران کجاست ؟

۲. افراد غیر ورزشی که امروز سکاندار مدیریت برخی از باشگاههای لیگ برتر هستند ، در زمانی که لیگ ایران بطورحرفه ای برگزار نمی شد و همه ارکان تیمها بدون دریافت  هیچ دستمزدی ، از سرمایه های وجودی خویش ( فقط برحسب عشق و تعهد) برای اعتلای فوتبال ایران هزینه می کردند ، کجا بودند ؟

... بدون شک حمایت چهرههای مدیرتی حاکمیت می تواند پشتوانه خوبی برای تیمها باشد ، اما باید به این نکته حساس توجه داشت که حضور آن چهرهها در کنار تیمها فقط و فقط می بایست جنبه حمایتی داشته باشد و نه دخالت .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 12:37  توسط رضا کیانی  | 
 

                                         غروب روز هجدهم ...

 

                             

 

سه روز از سالگرد واقعه ۱۸تیر می گذرد  ، اما نقل خاطرات  و تحلیلهای متفاوت پیرامون  آن   همچنان برسرزبانها است .  برخی افراد  ، از فعالین مدنی خرده می گیرند که چرا به مناسبت این روز هیچگونه برنامه ای  در سطح شهر برگزار نشد ! ... براستی  چه اصراری برای گرامی داشت  این روز وجود دارد ؟  ... برکسی پوشیده نیست که امروز باگذشت نه سال از آن واقعه ، بسیاری از جوانان منتقد به نظام ۱۸ تیر را نمادی از تجلی روح آزاده گی و خروش  جنبش دانشجویی تلقی می کنند . بطوریکی  در برهه کنونی  و در مواجهه با کوچکترین ناملایمتی از جانب حاکمیت، سریعآ  شعارهای  اعتراض آمیز دانشجویان در ۱۸ تیر را فریاد می زنند و عکس احمدباطبی را توتم حرکتهای خود قرار می دهند  . در مقابل عده ای دیگر از منتقدان جنبش اصلاحات واقعه ۱۸ تیر و خونهای به زمین ریخته شده در این روز گرم را زاییده دولت خاتمی و تفکرمردان توسعه طلب معرفی کنند !  ...در نظرمن  رجوع به حرکتهای رادیکالیسم احساسی نمی تواند  نسخه خوبی برای  پیشبرد اصلاحات در برهه کنونی  باشد . اگر در نه سال پیش در مقابل تجمع اعتراض آمیز دانشجویان( هرچند بگوییم تجمع غیرقانونی آنها) اندکی صبر و متانت اسلامی  هزینه می شد و آنها را بطور مسالمت آمیز به خوابگاهایشان  برمی گرداندند ، دیگر شاهد آن همه غوغای کاذب و خشونت خیابانی نبودیم .(پس مشخص است که بازنده اصلی ۱۸ تیر گروههای فشار بودند )

  در زمان حاضر علی رغم هرآنچه که به عنوان جفا بر قشر دانشجو  در انسداد فضای نقد رفته باشد ، بازهم چاره ای جز برخورد علمی ، هوشیارانه و مدبرانه نیست . دانشجوی آزاداندیش  می بایست فرزند زمان خویش باشد  و الگوهایی متناسب با مقتضیات زمان برای  حرکات سیاسی  خود انتخاب کند .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 16:2  توسط رضا کیانی  | 
 

                                   سازها و رازها ! 

 

               

یکی از پرسشهای بی پاسخی که در اذهان بسیاری از مخاطبان رسانه ملی جمهوری اسلامی ایران مطرح می شود این است که چرا علی رغم پخش موسیقی های مختلف ( محلی ، ملی ، مذهبی ، انقلابی و... ) از این رسانه ، هیچگاه تصویری از گروه اجرایی ، بخصوص نوازنده گان به چشم نمی خورد ؟؟! ... عده ای با بیان استدلالهای مذهبی مسئله را خارج از خطوط شرعی عنوان می کنند !! ...  هرچند که رویارویی با این موضوع و دفاع هنردوستان و مشتاقان موسیقی قصه طولانی دارد ( بنظرمی رسد که متخصصان و فعالین عرصه موسیقی بهتر در جریانند) اما حقیر به عنوان یک از میلیونها مخاطب این رسانه ملی  توجه عزیزان را به موارد ذیل جلب می کنم :

۱. همانگونه که در بالا ذکر شد عده ای نشان دادن نوازنده گان را مغایر با مسایل شرعی می دانند ، اما جای بسی سئوال است که اینگونه افراد دلسوز  چرا در برابر انتخاب نوع لباس و یا چهره پردازی و یا حتی استفاده از برخی اصطلاحات ناموجهه   درتعدادی از سریالهای تولیدی همین رسانه ملی موضع نمی گیرند ؟ آیا واقعآ نشان دادن زحمت یک هنرمند مشکل جبران ناپذیری را ایجاد می کند ؟

۲. براستی تکلیف هنرجویان جوان موسیقی چیست ؟  

۳.پررنگ کردن برخی مسائل خودساخته موجبات بدبینی اقشارجامعه را نسبت به نظام فراهم می آورد . نباید فراموش کرد که در دهه نخست استقرار همین نظام فتوای ارزشمند بنیانگذار فقیدانقلاب اسلامی در رابطه با ابزار موسیقی و مواجهه صریح آن بزرگوار با مسئله مذکور ، آیه ای روشن از پویایی شریعت مقدس اسلام و ارزش مقتضیات زمان در اذهان مرجعیت شیعه را به همگان نشان داد .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 1:30  توسط رضا کیانی  | 
 

                                            زنها عجوبه اند !

                       

                             

 

             

 

قبل از اینکه بخواهم نخستین کلمه ازپست  جدیدم را بنویسم ، بخوبی می دانم که وقفه طولانی  در بروز کردن مطالب وبلاگم در برابر نگاه تنی چنداز از دوستان عزیز که همیشه به حقیر و نوشته های ناچیزم لطف داشته اند شرمنده ام . هرچند که بارها گفته ام که کهنه گی بهتر از بی خاصیتی است ، اما چینین حرکتهای منفعلانه آنهم در این رسانه مجازی را به هیچ عنوان توجیه پذیر نمی دانم !بهرحال امیدوارم که تکرار نشود ...

حدود دو روز پیش به دیدن فیلم سینمایی زنها فرشته اند رفتم .  به جرآت می توان گفت که . نام این فیلم  بیش از هرچیزی حتی  نام بازیگرانش( حیایی ، نیکی کریمی ، شریفی نیا و....)  به چشم مخاطب جلوه گر می شد و بنظرمن مهمترین دلیل استقبال مردم از فیلم مذکور  را هم می توان در انتخاب این نام توسط کارگردان ( شهرام شاه حسینی )آن ذکر کرد . برای من جالب بود بدانم که کدامیک از ابعاد شخصیتی زنان مورد توجه کارگردان این اثر است . چرا که در چند سال اخیر برخی از تنشهای اجتماعی فرهنگی کشور از نوع مواجهه با حقوق زنان و تبین کارکرد آنها سرچشمه می گرفت . اما آنچه که بر پرده نقره ای سینما دیدم به هیچ عنوان در زمره آثار تاثیرگذار سینما قرار نداشت .  حضور برخی از ستاره گان سینمای ایران  در این فیلم راهحلی برای مخفی نگه داشتن ضعف فاحش فیلمنامه بود .  داستان فیلنامه حکایت  هوسرانی مردان و موضع گیری همسران در برابر این معضل اخلاقی بود . موضوعی که چند سالی است  خوراک خوبی برای ساخت بسیاری از فیلمهای سینمای ایران و حتی مجموعه های تلویزیونی شده است . علاوه بر آنکه در ساختار فیلمنامه می توانست تمهیدات بهتری اتخاذ گردد ،  هویت  شخصیتهای داستان نیز بطور واضح مشخص نبود . بطورکلی می بایست گفت که این فیلم جلوه  ای  دیگری از سینمای گیشه ای  ایران است . متاسفانه آنچه که امروز بعنوان نقطه ضعف سینمای ایران قلمداد می شود ،ارج نهادن  به همین نگاههای سطحی و تزریق نگرش تجاری در این وادی است .  ای کاش که برای بیان معضلات اجتماعی امروز با بینشی عمیق و کارگشا و عاری از هرگونه خودفریبی و موجسواری با استعانت از زبان تصویر عمل کنیم .  

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 23:14  توسط رضا کیانی  | 
 

                                 به یاد دو مرد ...  

 

                             

حسینیه ارشاد و دهلاویه ، دو مکان متفاوت با فرسنگها فاصله اما تداعی کننده دونام ازیک قبیله ...  آری نامهای علی شریعتی و مصطفی چمران عجین با این دو مکان است . که همه سالها در سالروز عروج این دو مرد فرزانه نامشان بر زبانها جاری می شود و نگاههای مشتاقان را به سوی خویش معطوف می کنند ... یکی کارزار اندیشه و کلام  دیگری عرصه خون وحماسه ... فصلهای مشترکی بین شریعتی و چمران وجود دارد . وفاداری ، صداقت و رفاقت بین  این دو انسان آزاده مثال زدنی است . رفاقتی که  نه بوی ریا از آن به مشام می رسید و نه مانند  برخی ازاین ائتلافهای موسمی سودای قدرت طلبی را در اذهان پرورش می داد ... شریعتی و چمران مردانی بودند که با پشت پا زدن به برخی تفکرات منجمد و انزواطلب  ، باهمتی بلند  قدم در راه نهادینه کردن ارزشهای انسانی نهادند و مردانه وارد میدان مبارزه شدند . در نگرش این دو بزرگمرد ارزش اندیشه در عمل و تواضع هویدا می گردید و نه در سر دادن شعار بی محتوا  ... منش و کردار چمران و شریعتی به همه ثابت کرد که مبارزه در راه آزادی و معرفی الگویی واقعی از اسلام هزینه ها ی زیادی را می طلبد . راه شریعتی و چمران از نگرش به جوهره دین که همان اخلاق و  انساندوستی است ،  می گذرد . در برهه کنونی نام این دو آزادمرد می تواند الگوی شایسته ای برای رهروان راه عزت و آزادگی باشند .

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 2:17  توسط رضا کیانی  | 
                                    نادر ابراهيمي هم رفت ...

                     

 

از جمله معدود شخصيتهاي فرهنگي هنري  بود كه در حوزههاي مختلف و حتي در زمينه هاي  كودكان و نوجوانان  يادگاران ارزشمندي از خويش برجاي نهاد . زبان  ساده و صميمي نادر ابراهيمي در ادبيات داستاني  بطرز كم نظيري مخاطبان را باخود همراه مي ساخت . زباني كه برآمده از عشق و تعهد او به خانه پدري و ماحصل تجربيات ارزشمندش در برهه ها و صنوف گوناگون بود . نمي دانم ضايعه در گذشت او را به چه كسي تسليت بگويم ، چرا كه ابراهيمي را متعلق به جاي جاي جامعه فرهنگي ايران مي دانم . و صدافسوس كه بضاعت فكري ام  مرا از نوشتن بيشتر در مورد او و آثارش محروم ساخته است . يادش گرامي باد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 13:49  توسط رضا کیانی  | 
 

                         شارلاتانیزم ، از جنس ادارای !!

 

 

اگر بخواهم از خاطرات دوران کودکی ، حرفی بزنم ، شایسته  است که به سراغ رویاهای آن دوران شیرین بروم .  رجعت به نخستین آرزوی های زندگی ، و مرور آن ایام می تواند برای همه جذاب باشد . بخصوص برای آنها که  هنوز  به کودک درونشان عشق می ورزند و روح لطیفش را بر  بر روزمرده گی های  کسل کننده زندگی امروز جاری می کنند . بدون شک یکی از آرزوهای همه کودکان ، دست یافتن به دنیای  بزرگتر ها و الگو پذیری از رفتار آنها  است .یادم میاد در دوران دبستان معلم به ما می گفت که شما باید روزی جانشین اولیای خود در پشت میز  ادارات شوید . از همان زمان تا اسم ادارات بگوشم می رسید ، مجموعه ای مملو از انضباط و بلوغ فکری در ذهنم تداعی می شد .در یک کلام بگویم که برای تمامی دوستان من ( شاید هم برای همه کودکان دیروز و امروز )  نام اداره برابر بود با بزرگی و رسیدن به مرحله ای بسیار متفاوت .  اما وقتی که در ابتدای جوانی تقدیر برایم چنین رقم خورد که به عنوان کارمند در یک سازمان دولتی مشغول بکار شوم ،با دیدن برخی رفتارها متوجه شدم که  بسیاری از  تصوراتم نسبت به ادارات  غلط بود ! ... امروزه پس از گذشت نزدیک به ۱۰ سال از سابقه کاری خویش ، وقتی با رفتارهای بسیار بچه گانه از جانب افراد به اصطلاح  بالغ و تحصیلکرده !!!  در محیط اداره ،  مواجه می شوم با خودم می گویم که صد  رحمت به دوران کودکی و صداقت آنروزها  .  واقعآ ناجوانمردانه است  که اگر بخواهیم  همه  شیطنتها و دعواهای کاذب را به بچه ها نسبت دهیم  !  

واقعآ جای تاسف  دارد  وقتی که ضد ارزشهایی چون غیبت ،  دروغ، تکبر ، تهمت ،  تظاهر و کنجکاوی های غیر موجه  نقل و نبات برخی محافل اداری باشند . و صدافسوس که دامن زدن به ابتدایی ترین مسائل موجبات بروز جدایی ها و دعواهای بسیار بچه گانه را در ادارات فراهم می آورد .                                       

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 4:29  توسط رضا کیانی  |