انسان بودن عجب دردی دارد ...
در روزهای گذشته خبر جان دادن تنی چند از هموطنان در خیابانهای تهران دل ما را مانند دل میلیونها ایرانی آزرده ساخت . اما در کنار این اخبار ، شنیدن خبر دستگیری سمیه توحیدلو وبلاگ نویس و پژوهشگر آزاداندیش تاسف مرا در این ایام صد چندان کرد .
جز یاد چه می ماند ...

آخرین روزهای خردادماه عجین است با نام دو مجاهد شهید یا بهتر است بگوییم دو ستاره درخشان سپهر اندیشه ایران معاصر ، یعنی دکتر علی شریعتی و دکتر مصطفی چمران ... ای کاش می توانستیم که در این روزهای پرحرارت ،فارغ از هرگونه دعواهای سیاسی کمی با خود خلوت کنیم و به جانمایه فکری این دو بزرگوار و ضرورت ارج نهادن به آنها در این ایام بیاندیشیم . ای کاش بتوانستیم با یک نگاه واقع بینانه و با پرهیز از تعصبات و تلقینات کاذب وبی اساس ،راه ارتباط میان نسل امروز را با مرام و منش شریعتی و چمران هموارتر بساختیم.

پذیرش مسئولیت ریاست کمیته هنرمندان و برگزاری جلسات مختلف انتخاباتی ، این روزها تمامی دلمشغولی مرا تشکیل می دهد . عکس بالا نیز مربوط به یکی از همین جلسات است . در کنار من نیز جناب آقای نعمت نعمتی (نویسنده و پیشکسوت تئاتر ) را می بینیدکه در این ایام هم بعنوان مجری جلسات و هم در مقام مشاوری خوش ذوق و خلاق یاری گیر کمیته هنرمندان بود .بهرحال این دلمشغولی ها علی رغم فراز و نشیب های مختلف وکسب تجارب ارزشمند ، بطور زاید الوصفی مرا از فضای وبلاگ نویسی و پرداختن در این مجال محروم کرد !
فراتر از یک خاطره ....

گفتمان فردوسی همچنان پا برجاست ...
دیروز در صفحه فرهنگی یکی از روزنامه ها خبر برگزاری بزرگداشت روز فردوسی را در دانشگاه تهران و با حضور اندیشمندانی چون محمود دولت آبادی خواندم . همچنین در روزهای قبل نیز مطالب ، مصاحبه ها و پژوهشهای مختلفی با موضوع فردوسی و شاهنامه در مطبوعات منتشر شد . مشاهده این مستندات رسانه ای برمن ثابت می کند که با گذشت زمان ، جوهره ارزشمند اندیشه حکیم توس بیش از پیش هویدا می شود .و ما را به کاووش در آن و یافتن پاسخهایی حکمت آمیز برای پرسشهای جهان امروز مشتاق تر می کند . هرچند که به جرآت می توان از شاهنامه فردوسی بعنوان آیینه تمام نما ی فرهنگ و هویت ایرانی یاد کرد اما در یک نگاه فراگیر شایسته است که جانمایه این گنجیینه ادبی را جهانشمول و صد در صد انسانی نامید . نکته ارزشمند دیگر در شاهنامه فردوسی ، عجین ساختن روح مهین دوستی و جوانمردی با روح معنویت است . اگر در برخی داستانهای مطرح ادبیات حماسی دنیا دلایل جنگها و خونریزی ها را در مسایلی چون عشق مادی مشاهده می کنیم ، اما در شاهنامه بخوبی پیداست که هیچگاه شخصیتهای فرهمند با انگیزه هایی پست قدم در عرصه مبارزه نمی گذارند . دفاع از ناموس و میهن و تداوم راه نیکی و مبارزه با بدخویی را می توان علت اصلی خلق حماسه های پهلوانی نیک نام چون رستم نامید . رستم علی رغم توان بسیار شگفت انگیز ، و با آنکه در برهه هایی حساس ، چون فرشته ای نجات به فریاد پادشاهان ایرانی رسید ، اما هیچگاه خیال رسیدن به تاج و تخت را در سر نپروراند . و ما تا انتها شخصیت او را بعنوان پهلوانی تاجبخش ( و نه قدرت طلب ) می شناسیم . فرهنگی که در جامعه کنونی ما نیاز به ترویج دارد ... از گنجینه های ارزشمند و حکمت آمیز شاهنامه ، در ابعاد مختلف اخلاقی ، حماسی ، نظامی ، ،سیاسی ، معنوی و... سخن بی شمار می توان گفت .. وقتی که خبر استقبال خوب از نشستهای شاهنامه خوانی و شاهنامه پژوهشی را علی رغم پیچیده گی ها و مصائب جامعه امروز می شنوم ، شاید بزرگترین دغدغه ای که در وجودم احساس می کنم ، هموارکردن راههای ارتباطی جدید و کارآمد نسل امروز با اندیشه های حکیم توس است . طبیعی است که با نگاه صرفآ کلاسیک و موزه ای نمی توان به این مهم دست یافت . یکی از سازنده ترین ابزارها برای ماندگاری و روزآمد کردن شاهنامه ، ابزار هنر بخصوص در حیطه تئاتر ، تلویزیون و سینما است .
هدیه روز ارتباطات .......
امروز مصادف است با روز ارتباطات و روابط عمومی . و به همین مناسبت قصد داشتم که مطلبی به رشته تحریر درآورم .می خواستم به این نکته بپردازم که هرگونه حرکت تازه اعم از اکتشاف یا اتفاق مهم محصول یک ارتباط است و هیچگاه نمی توان در انزوا به انتظار معجزه نشست . می خواستم از سه نوع ارتباط انسان سخن بگوییم ، ارتباط انسان با خدا ، ارتباط انسان با انسان و ارتباط انسان با خود .... و در نظر داشتم که از تنزل جایگاه رفیع روابط عمومی به یک تدارکاتچی در برخی ادارات و انتساب عده ای کم سواد بعنوان مدیر روابط عمومی شکوه کنم ... اما شنیدن خبر توقیف زود هنگام روزنامه یاس نو مرا وادار کرد تا مسیر قلمم را تغیر دهم و چند خطی از مصائب روزنامه نگاران آزاد اندیش بنویسم .مگرمی شود شعار افزایش دامنه ارتباطات را بر زبان جاری کرد ، اما از آزادی مطبوعات بعنوان یکی از سازنده ترین وسایل ارتباط جمعی و رکن چهارم دموکراسی غافل بود ؟! براستی که بروز چنین رفتاری را می توان یک ضایعه برای جامعه ارتباطی ایران دانست .... توقیف یاس نو بیشتر به یک لطیفه شبیه بود تا یک خبر . روزنامه ای پس از شش سال توقیف ، مجددآ منتشر می شود و بعد از همان یک شماره نخست با یک چشم بر هم زدن حکم توقیف را در دستان خویش می بیند . هرچند که رویارویی با چنین برخوردها یی برای مطبوعات اصلاح طلب امری عادی است اما براستی فضای فرهنگی ما تاکی باید شاهد این برخوردها باشد ؟! چرا همچنان یکسونگری ها د امنه تحمل اندیشه مخالف را در نظر آقایان مسدود می کند؟! آیا این می تواند آیه ای روشن از رفعت ، برادری و متانت معنوی باشد ؟! ... اکنون که در آستانه برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری هستیم انتشار روزنامه ای منتقد مانند یاس نو که بخش قابل توجه ای از تفکر اصلاح طلبان را اشاعه می داد ، می توانست در حرارت بخشیدن به فضای انتخابات، جلب مشارکت مردم و اطلاع رسانی در این راستا بسیار موثر ظاهر شود . اماصدافسوس که .................
هم اندیشی تئاتر با مطبوعات

دیروزبه میزبانی روابط عمومی سازمان مسکن و شهرسازی خوزستان جلسه مشترکی میان انجمن نمایش اهواز و خانه مطبوعات خوزستان با هدف تعامل و همکاری مشترک در انجام امور فرهنگی برگزارشد شاید کمتر کسی انتظار داشته باشد که سازمانی غیر فرهنگی مانند مسکن و شهرسازی متولی این کار فرهنگی بشود ! اما بهرحال به همت مدیرجوان و هنرمند روابط عمومی این سازمان یعنی امید زمانی جلسه مذکور بسیار صمیمانه اما واقعآ هدفمند برگزارشد. ای کاش همیشه دغدغه چنین جلساتی در وجود اهالی فرهنگ و هنر احساس شود و سایر روابط عمومی های ادارات نیز از روابط عمومی مسکن و شهرسازی الگو بگیرند. .. آنچه در ذیل می خوانید بخشی از صحبتهای من در جلسه مذکور و به نقل از خبرگزار ی شوشان است .
رضا کیانی از کارگردانان و نویسندگان تاتر در استان خوزستان نیز از انجمن نمایش به عنوان مرکز ثقل برای تبلور خلاقیت و نوآوری هنرمندان در این عرصه یاد کرد و گفت: تاتر را باید هنر نخبگان نامید. رشد و گسترش هنر تاتر می تواند باعث توسعه همه جانبه زیرساخت های فرهنگی جامعه شود. ابزار تاتر انسان است .
این کارگردان هنر تاتر را به یک مربع تشبیه کرد و گفت: مدیران و مسئولان، هنرمندان، تماشاگران و رسانه ها اضلاع این مربع هستند. رسانه ها می توانند به عنوان رکن اصلی اعتلای تاتر به حساب آیند. ما هرچه از مرکز دور می شویم تاتر بیشتر در انزوا قرار می گیرد اینجاست که مطبوعات محلی باید نقش خود را در اطلاع رسانی و شکوفایی تاتر بیشتر ایفا کنند. وی پیشنهاد کرد بعد از پایان اجرای هر نمایش در اهواز کنفراس خبری با عوامل آن برگزار شود. هنر ما باید این باشد که بتوانیم همه اقشار جامعه را برای تماشا ی تاتر ترغیب کنیم.
کیانی ادامه داد: اینكه خلق آثار هنری و نشان دادن آن در جامعه، بدون آگاه كردن مخاطبان و اطلاع رسانی خطرآفرین خواهد بود، حقیقتی انكار ناشدنی است و از سوی دیگر، با معرفی و تحلیلهای درست در مطبوعات میتوان بر میزان بسامد تأثیر آثار هنری بر احوال مخاطبان افزود. اگر هنرمندان از جامعه حذف شوند، آسیبهای زیادی بر هر جامعه رو به رشد و پیشرفت وارد خواهد آمد، بنابر این وظیفه متولیان فرهنگی و هنری هر كشور است كه هنرمندان و منتقدان ادبی و هنری جامعه خود را شناسایی كنند و با حمایت از آنان، بر جریانهای هنری و ادبی نظارت داشته باشند.
این نویسنده تاتر گفت: رسانه همواره پل میان هنرمند و مخاطب است و میتواند با پرداختن به لایههای مختلف یك اثر و كشف و شرح نشانهها، مخاطب را به شناخت بهتر اثر برساند. از این رو رسانه جایگاهی خاص و موثر، همچنین انواع و رویكردهای گوناگون دارد. یك رسانه میتواند از منظرهای مختلف به نقد نمایشهای اجرا شده یا نمایشنامههای منتشر شده بپردازد. یك رسانه علاوه بر اینكه در نقد اثر، گروه اجرا كننده را متوجه نقاط ضعف و قوت كار میكند، به تماشاگر هم كمك میكند تا به درك درست و بهتری از اثر برسد، همچنین ارائه یک نقد در مطبوعات میتواند باعث شود عدهای از دیدن یك نمایش منصرف یا بعكس ترغیب شوند تا از آن نمایش دیدن كنند. همه آنچه گفته شد، نشان میدهد نمیتوان از تئاتر صحبت كرد، ولی از نقد تئاتر در رسانه صحبتی به میان نیاورد.
برای خواندن متن کامل گزارش اینجا را کلیلک کنید.
بودن یا نبودن ...
این روزها مهمترین بحث سیاسی روز جامعه ما پرداختن به مسئله انتخابات ریاست جمهوری است . هرچند که عده ای نیز دراین بین از کمرنگ جلوه دادن بحث انتخابات از سوی صدا و سیما گله مند هستند . اما عده ای دیگر معتقدند که فضای شور و اشتیاق انتخاباتی هنوز در سطح کشور بوجود نیامده است (و یا به حد قابل قبولی نیست !) و بعید بنظر می رسد که در یک ماه آینده نیز شاهد افزایش شور و حرارت انتخابات در فضای کشور باشیم ! چرا که مردم انگیزه لازم را برای شرکت در این فراخوان ملی ندارند ! ... فارغ از هرگونه جهت گیری سیاسی می بایست از حضور در انتخابات بعنوان یک احساس مسئولیت سیاسی و اجتماعی یاد کرد . شاید که حضور پرشور و آشکار در عرصه سیاسی ( مانند حضور فعال در احزاب ، انجام سخنرانی و... ) توام با صرف هزینه های مختلف باشد اما حضور در پای صندوقهای رآی ضمن مشارکت در تغیر فضای کشور ، هیچگونه هزینه مادی و معنوی را برای افراد در برندارد . برکسی پوشیده نیست که هیچکدام از کاندیدهای حاضر در صحنه ، بطور صد درصد نمی توانند فضای ایده آل و آرمان شهر مورد نظر ما را ترسیم کنند و در برابر تمامی خواسته های ما سرتعظیم فرو آورند!. بطور حتم هریک از آنها علی رغم محبوبیت احتمالی و کارآمدی خاص ،دارای نقاط ضعفی نیز هستند که می بایست با نگاه نقادانه با آنها مواجهه شد . اما انتخاب ما باید در برهه حاضر براساس عقلانیت ، واقعیت اجتماعی و اشراف بر مقتضیات روز صورت گیرد. به بیانی دیگر انتخاب فردی با دارا بودن حداقل شرایط از میان سایر نامزدها . بهرحال هوشمندی سیاسی را می توان در یافتن راه از بیراهه در بدترین شرایط تعریف کرد .از سویی دیگر ایام انتخابات بهتر فرصت است برای تنویر افکار عمومی و بیان نقطه نظرات مختلف .
اگر نود نباشد ...
اکثر علاقه مندان به فوتبال شبهای دوشنبه را با دیدن برنامه نود سپری می کنند . با پایان یافتن مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران ، پخش برنامه نود نیز بطور موقت متوقف شد . ... همه می دانیم که محبوبیت برنامه نود تنها بواسطه پخش مسابقات فوتبال و مباحث کارشناسی نیست . بلکه به جرات می توان گفت که این برنامه با مدیرت و اجرای هنرمندانه و صریح عادل فردوسی پور بسیاری از کاستی ها و ناگفته های فوتبال ما را با استعانت از کلام کنشگر،بی طرف و منتقد هویدا کرده و با آنکه زمان پخش آن گاهی تا ۲ بامداد نیز ادامه میابد ،حتی تماشاگران غیر حرفه ای فوتبال هم با اشتیاق موارد مطرح شده در این برنامه را پیگیری می کنند .به نظر من روحیه نقد و نقد پذیری موجبات پویایی هر مجموعه ای را فراهم می آورد و جامعه مانیز به شدت محتاج به تقویت این فرهنگ است .هرچند که هیچ تضمینی برای تاثیر صد درصدی نکات ارزشمند این برنامه ،بر رویه فوتبال ایران وجود ندارد، اما در نظرمن این نکات می تواند حکم یک بیدار باش هم ازنظر فنی و هم از ابعاد فرهنگی ، مدیریتی و... برای جامعه فوتبال ما باشد.
شاخه گلی برای همیشه ....
۱۲ اردیبهشت عجین است با نام و یاد استاد شهید مطهری . انسانی وارسته و آزاد اندیش که حق بسزایی در تحکیم پایه های نواندیشی دینی و تبین آرمانهای انقلاب داشت . و صد افسوس که شهادت او در نخستین ما ههای پیروزی انقلاب ، نسل امروز را از خدمات و تعامل با او محروم کرد ... اما از سویی دیگر این روز (۱۲ اردیبهشت ) بسیاری از خاطرات شیرین دوران مدرسه را در دلم زنده می کند . برگزاری جشن روز معلم ،تهیه روزنامه دیواری (به این مناسبت ) و خاطره انگیزتر از همه ،تقدیم یک شاخه گل به معلم ... شاخه گلی ساده اما مملو از ارادات و عشقی صادقانه به مقام آموزگار.دیدن لبخند سراسر مهر معلم و جلب رضایت او ، انگیزه ای مثال زدنی در وجودنسل ما فراهم می آورد.اکنون علی رغم دوری ۱۴ ساله از دوران مدرسه، در نظر من همچنان جایگاه معلم دارای منزلتی ارزشمند و فرهنگی است . جایگاهی به قدمت تاریخ و فرهنگ ایرانی و اسلامی . فرهنگی که خرد و دانش را رمز پویایی و سرزنده گی بشریت معرفی می کند .به امید روزی که تنگناهای معیشتی معلمان عزیز ما به حداقل برسد .