باید دوباره نوشت ..........
قصه تازه شدن ...
امروز عمر وبلاگ نویسی من به عدد پنج می رسد ... پنجسال همنفس شدن با مخاطب های آشنا و حتی منتقد ، شور و شوقی در وجودم زنده کرد و به جرات از آن بعنوان یک نقطه عطف در زندگیم یاد کنم .وبلاگ نویسی برایم تجارب ارزنده ای به ارمغان آورد و هنوز هم احساس می کنم که می توان بنحو شایسته تری شبکه های ارتباطی را دراین وادی تقویت کرد ... می دانم که در شش ماه اخیر بدلیل مختلفی نتوانستم بطور مستمر و موثر در این مجال بنویسم .اما همچنان امید دارم که بازهم بتوانم با شما باشم ... بیاییم که در اولین روز زمستان ، دلهای خود را گرم نگه داریم وحرارت آن را بر روابط و تعاملات فکری و اجتماعی بنشانیم .تا هیچگاه سردی و رخوت نتواند مارا از رسیدن به اهداف والای انسانی از پای درآورد ...
شـاد زی بـا سـیاه چـشـمان شاد که جهان نیست جز فسانه و باد
ز آمـــده شـــادمـان بــبایـــد بود وز گــذشــتـه نــکــرد بایــــد یــاد
تئاتر کودک کی بزرگ می شود ؟
صحبت کردن با موضوع تئاتر کودک برایم بسیار حساس بود . چرا که می پندارم سخت ترین نوع تئاتر ،تئاتر کودک است .،در زمینه کارگردانی نیز هنوز جرات پیدا نکردم که به سراغ تئاتر کودک بروم و امیدوارم روزی تجارب لازم را برای دست یافتن به این مهم بیابم... .آنچه در ذیل می خوانید مصاحبه ای است (توسط خبرگزاری ایسنا )که بخشی از دغدغه هایم را بازگو می کند ...
| كارگردان خوزستاني: كارگردان تئاتر كودك در برابر نگاه معصوم كودكان مسئول است |
|
كارگردان تئاتر گفت: مسئولان فرهنگي بايد ذهنيت پاك و بسيار گيرا و مستعد كودكان را مدنظر قرار دهند و سختگيريهاي لازم را بر كارگرداني تئاتر كودك اعمال كنند.
رضا كياني در گفتوگو با خبرنگار فرهنگوهنر خبرگزاري ايسناي خوزستان اظهار داشت: با گسترش علم روانشناسي در قرون اخير دانشمندان بر اين كه تئاتر بهترين و ارزشمندترين راه تربيت غيرمستقيم است تاكيد داشتند؛ هنر در مساله تربيت غيرمستقيم ميتواند نقش ارزندهاي داشته باشد و بالاخص هنر نمايش كه يك هنر تركيبي است در اين وادي نقش مهمتري دارد.
وي با بيان اينكه تئاتر كودك از اختراعات بزرگ بشر در قرن 20 است، افزود: با گسترش علم روانشناسي اين هنر كه زائيده آن است به صورت تخصصي وارد عمل شد.
كياني گفت: به تئاتر كودك بايد به صورت تخصصي نگاه كرد و نبايد پنداشت كه تئاتر كودك پيش زمينه تئاتر است؛ تئاتر كودك يك كار فوق تخصصي ميطلبد زيرا اوج خلاقيت انسان در دوران كودكي شكل ميگيرد و كودك هميشه در تماشاي تئاتر، خود را به جاي قهرمان نمايش قرار ميدهد. كودك هميشه همزاد پنداري ميكند و قدرت آفرينش و پردازش قوي در زمينه تخيل دارد.
اين كارگردان تئاتر ادامه داد: برخي كارگردانان كار كودك از اين حرفه به دور هستند و ارزشهاي لازم براي فعاليت در آن را ندارند و به تئاتر كودك به عنوان شغلي براي تجارت مينگرند در حالي كه كارگردان تئاتر كودك در برابر نگاه معصوم كودكان مسئول است. بايد به تئاتر كودك به طور آكادميك و تئوريك پرداخت و به زير ساختهاي آن توجه كرد.
كياني با اشاره به اينكه تاثيري كه كودك از نمايش ميگيرد بسيار بيشتر از تاثير آموزههاي ديگر است، گفت: ما در ادبيات و فولكلر خود قصهها و روايات زيادي داريم كه ظرفيت پرداختن به كار كودك در آنها وجود دارد. همچنين در اين روايات بخش زيباشناسي و آموزش اخلاقي وجود دارد. كودك در قصههاي عاميانه، خود را به جاي شخصيت قهرمان قرار ميدهد اما تكرار مكررات براي كودكان موجب ركود فرهنگي ميشود. از اين رو ميتوان قصههاي قديمي را با پردازش نوين به كودك امروزي انتقال داد و راههاي ارتباط با كودك را بازخواني كرد و مورد سنجش قرار داد.
وي با بيان اينكه در تئاتر كودك 3 نوع تئاتر بر اساس كارگردان و بازيگر كودك يا بزرگسال وجود دارد، گفت: متاسفانه در تئاتر كودك در اهواز مشاهده ميشود كه در همه انواع تئاتر صحنه شلوغ و ميزانسن پراكنده است و كارگردانان از فهماندن موضوع نمايش به كودكان عاجزند. در نمايشهاي كودك در اهواز موسيقيهاي تكراري و كليشهاي بر متن و بازيگري غلبه دارد و باعث ميشود كودك تنها يك فضاي شاد را احساس كند در صورتي كه در تئاتر كودك بايد خلاقيت كودكان تقويت شود.
اين بازيگر و كارگردان خوزستاني معتقد است: يكي از ضعفهاي بنيادين ما، در زمينه آموزش است. در دوران راهنمايي دانشآموزان درس هنر را ميگذرانند اما بسيار سطحي و كمعمق به اين درس ميپردازند. در سن 2 تا هفت سالگي اساسترين آموزشها را ميتوان به كودكان آموخت و تا زمان نوجواني كه اوج خلاقيت است ميتوان يك طرح پلكاني براي آموزش كودكان در نظر گرفت.
|
خاک درگه اهل هنر شویم ...

کمترکسی است که نام جمشید مشایخی برایش یادآور خاطراتی به یادماندنی نباشد ... او در زمره محدود بازیگران محبوب ،کارآمد و متعهد تاریخ سینما ، تئاتر و تلویزیون ایران است و تجربه کار بانسلهای مختلف را در کارنامه ارزشمند هنری خویش دارد . زمانی او را در لباس دایی سنتگرای قیصر دیدیم اما در برهه ای دیگر سلطان صاحبقران بود و سپس قلم کمال الملک را بدست گرفت و در سریال هزاردستان تفنگچی انجمن مجازات شد ! تا اینکه در مجموعه پیک سحر ،لباس رفته گر شهرداری را به تن کرد ...
امروز شنیدم که این بزرگمرد هنرایران قدم به هفتادو هفتمین سال زندگی نهاد و مراسمی نیز به همین مناسبت برگزار شد . بهرحال جای بسی خوش وقتی است که اگر بتوانیم قدردان قطره ای از لطف و مهر هنرمندان و فرهیخته گان باشیم . وبه بهانه هایی مختلف بستری برای تجلیل و یادمان آنها فراهم آوریم قبل از آنکه در فراغشان زانوی غم به بغل گیریم و اشک حسرت بریزیم ...
آخرین بار که او را از نزدیک دیدم ،آخرین روزهای بهمن ۱۳۸۶ اختتامیه جشنواره تئاتر فجر در تالاروحدت بود زمانی که بالای سن رفت ، و در پاسخ به ابراز احساسات حاضران این شعر شورانگیز حافظ را خواند :
گردرسرت هوای وصال است حافظا باید که خاک درگه اهل هنرشوی »
مطلب ذیل را به بهانه اجرای نمایش (( روزی ,گذری ,روزگاری )) نوشته خیرالله تقیانی و کارمشترک خیرالله تقیانی و جواد نوری ( که در تالار سنگلج به روی صحنه رفت) به رشته تحریر در آوردم . شایان گفتن است که این مطلب در روزنامه ملت ما نیز به چاپ رسید .
پیشتوانه های فرهنگی ...
ارج نهادن به گونه های نمایش های سنتی ایرانی در قاب صحنه ,یکی از دغدغه های اهالی تئاتر از گذشته تا به امروز بوده است .عده ای براین باورند که با نگاهی عمیق به محتوی نمایش های سنتی و تلفیق آنها با مقتضیات اجرایی تئاتر امروز می توان موجبات تلطیف فضای صحنه , فراگیری موضوع ورفع پیچیده گی های موجود در ادبیات نمایشی مدرن امروز را فراهم آورد و پاسخهایی به پرسشهای انسان در دنیای کنونی یافت .اما دسته دیگر نیز نگاه خود را معطوف به تکنیک و فرم اجرایی گونه های نمایش های سنتی و کارایی مثبت آنها حتی در به روی صحنه آوردن متون خارجی کرده اند و معتقدند که با استعانت از این پشتوانه های ارزشمند فرهنگی می توان به شیوها ی مطلوب ارتباطی دست پیدا کرد.با این تفاسیر پیوند میان صحنه تاتر وشکلهای مختلف نمایشهای سنتی ظرافت خاصی را می طلبد.نگارش واجرای نمایش هایی چون افعی طلایی و بلبل سرگشته توسط علی نصیریان نمونه هایی بارز از تلفیق نمایش های سنتی وتاتر صحنه ای با طرح قصه هایی نو را نشان می دهد.
نمایش روزی گذری, روزگاری را هم میتوان در زمره تجربه هایی جدید در مسیر مذکور قلمداد کرد.این نمایش هرچند که در برگیرنده برخی شیوه های نمایشهای سنتی ایرانی نظیر سیاه بازی و تعزیه بود اما از نظر پردازش داستان آنچنان در خور ستایش بنظر نمی رسید به عنوان نمونه می توان به فقدان گره افکنی های قوی نمایشی و کمرنگ بودن تعلیقهای فکری در ساختار آن اشاره کرد .به جرات می توان گفت که ایجاد درگیری های پی در پی (که در بسیاری از موارد توام با تمهیدات خنده آور بود ) و همچنین تضادهای پررنگ انسانها از نظر خصویات شخصی و صنفی مهمترین عامل در جذب نگاه مخاطب در این اثر بشمار می آید .داستان نمایش حکایت دورانی پرمخاطره برای اهالی نمایش در زمان رضا شاه پهلوی است . دورانی که بنا به خواست حکومت تعزیه خوان ها از کار محروم می شوند و شرایط بسیار دشواری پیشروی هنرسایه بازی قرار می گیرید . در این فراز از نمایش , فضایی مملو از سرکوب و سانسورو در نتیجه انزوا و تنگناهای معیشتی و اجتماعی اهالی نمایش بسیار مشهود است . در ادامه بروز درگیری میان گروه تعزیه خوان و سیاه بازکه گویی ریشه در خصومتهای دیرین آنها دارد , جهشی به حرکت داستان می بخشد وزمینه را برای معرفی بهتر شخصیتها فراهم می آورد . اما داستان زمانی با کنشهای عاطفی مواجه می شود که فرزند سردسته گروه تعزیه , دل به عشق دختر خسرو سیاه (سردسته گروه سیاه باز ) می بندد و تصمیم به خواستگاری از او می گیرید .جوان هرچند که در نخستین دیدار ,به طرز تحقیر آمیزی و با خوردن یک سیلی از خسرو سیاه جواب رد دریافت می کند اما در دیدار بعدی با پاسخ مثبت او مواجهه می شود , تغیر رویه در رفتار خسروسیاه به گونه ای است که او حتی شرط موافقت خود با ازدواج میان دخترش و پسر تعزیه خوان را ورود به گروه تعزیه خوانها عنوان می کند و در انتهای نمایش نیز او را در قامت تعزیه خوانها میبینیم و.... بانگاهی دیگر به این نمایش می توان به معضلات مختلف زندگی هنرمندان نمایش پی برد . معضلات و مشکلاتی که برهه زمانی و مکانی مشخصی ندارند وتنها زاییده خودبینی و نگاه سلبی است .می توان دریافت که برقراری تفاهم در میان خانواده اهل هنر و بخصوص نمایش یکی از پیامهای این تجربه بود . تفاهمی که نتیجه گذشت, ایثار و تحمل مخالف است و لازم به دخالت دیگران نیست .بازی حسین محب اهری بعنوان یک پیشکسوت در میان هنرمندان جوان یکی از نکات ارزشمند این نمایش بود هرچند که نباید از نقش آفرینی خلاقانه رضا پاپی در نقش شاپورشمر, بی تفاوت گذشت
حکایت من و بیست و دومین جشنواره تئاتر خوزستان ....
|
کارشناس نقد جشنواره تئاتر خوزستان: ارج نهادن به اجراهاي عمومي بنيه هاي تئاتر را تقويت مي کند (1389/08/14) | |
|
کارشناس جلسات نقد و بررسي بيست و دومين جشنواره تئاتر استاني گفت: ارج نهادن به اجراي عمومي،توجه به زيرساخت هاي آموزشي و پرهيز از حاشيه بنيه هاي تئاتر را تقويت مي کند. به گزارش روابط عمومي اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي خوزستان، رضا کياني در پايان جلسات نقد و بررسي تئاتر هاي اجرا شده در اين جشنواره اظهار داشت: برگزاري جشنواره براي اعتلا تئاتر استان شرط لازم است ولي کافي نيست چرا که خوزستان ظرفيت اين را دارد که فعاليت هاي پژوهشي و تئوريک در کنار فعاليت هاي عملي به طور مستمر و نه مقطعي و جشنواره اي در آن پربار باشد. وي با اشاره به دو مرحله اي شدن بازبيني جشنواره امسال افزود: در اين دوره فرصت مجدد بازبيني اتفاق خوبي بود که بر حسب ضرورت و بر اساس تدبير مسولان باعث افزايش کيفيت آثار شد. کياني همچنين با تاکيد بر ضرورت نقد و بررسي آثار گفت: ارزيابي آثار و جلسات نقد و بررسي از ضروريات جشنواره است و جشنواره بدون اين جلسات رسالت خود را به خوبي انجام نداده است. وي با بيان اينکه در اين جشنواره جرقه هاي خوبي زده شد و ثابت شد که در خوزستان هنوز هم حرف هاي زيادي براي گفتن وجود دارد، افزود: اگرچه کارهاي ارائه شده قابل نقد و داراي ضعف تئوريک و آموزشي هستند، اما بايد جوانان را باور و براي فعاليت بهتر از آنان حمايت کرد. اين نويسنده و کارگردان خوزستاني خاطر نشان کرد: در صورتي که تئاتر به عنوان يک ضرورت اجرا شود و در مدارس کنار درس هنر به ويژه در استان خوزستان به طور جد و نه فرمايشي پيگيري شود، مي توان شاهد اعتلاي استان در اين زمينه باشيم و کاستي ها به حداقل مي رسد. کياني ادامه داد: در شهرستان هاي استان پتانسيل هاي خوب و بالقوه اي از لحاظ نگارش و نمايشنامه نويسي وجود دارد که بايد بالفعل و سازماندهي شوند. وي با تاکيد بر اجراي عمومي گفت: تئاتر بايد به جريان مستمري تبديل شود و محدود به يک دايره نباشد. اين کارشناس نقد با تاکيد بر اينکه هنرمندان نياز به حمايت، هدايت و نظارت دارند، افزود: بايد از شعارگويي پرهيز کرد و علاوه بر بستر سازي اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي نهادهاي ديگري چون شهرداري و ساير ادارات که به مسائل فرهنگي ارج مي نهند نيز در اين وادي وارد شوند. وي فعاليت و دلسوزي مسئولان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي خوزستان را قابل تحسين دانست و گفت: هنرمندان نيز در کنار مسئولان بايد بيش از پيش در اعتلاي هنر کوشا باشند.
| |
قضاوت با شماست ...
این خبر را به دقت بخوانید :
به گزارش فارس، تشکل با عنوان «حاميان و ديده بانان حقوق حيوانات» با انتشار مطلبي نسبت به پوشش بازيگران سريال «قهوه تلخ» که بيشتر از پوست حيوانات تشکيل شده، واکنش نشان دادند.
بنابراين گزارش، در بخشي از اين نامه که نسخه اي از آن براي فارس ارسال شده، آنها هدف از انتشار اين نامه را چنين ذکر کرده اند: در پوشش هنرپيشه هاي اين مجموعه، متاسفانه، مقادير زيادي پوست حيوانات از گونه هاي مختلف و آنچه عامه به آن خز مي گويند استفاده شده است. به دليل عدم آگاهي احتمالي سازندگان اين مجموعه و مردم، بر آن شديم تا با ارسال نامه اي به کارگردان و توليد کنندگان اين مجموعه ضمن آگاه سازي عزيزان، درخواست کنيم از تبليغ چنين پوششي که منجر به آزار حيوانات مي شود حذر کنند.
نگارندگان نامه در پايان به محصولات مذکور استفاده شده تا پايان مجموعه سوم قهوه تلخ اشاره کرده اند که به شرح زير است:
پوشش يقه همسر شاه از پوست کامل روباه سياه و شال گردن خاکستري از پوست چين چيلا يا مشابه، شال گردن پيشگوي دربار از ترکيب حدود 10دم قطع شده روباه، پوشش يقه و سر آستين پزشک مخصوص از پوست روباه و حاشيه کلاه شخصيت فوق از پوست روباه و يا سگ سان مشابه، يقه عموي شاه از پوست رنگ شده گرگ و يا سگ سان مشابه، يقه پدر شاه از پوست روباه خاکستري و در سفر از پوست رنگ شده گرگ يا سگ سان مشابه، شال گردن شاه در سفر از پوست رنگ شده گرگ با رگه هاي پوست روباه و کلاه اين شخصيت از پوست مينک يا راسو، پوشش يقه و کيف مترجم همسر روس شاه از پوست روباه و کلاه اين شخصيت از
پوست خرگوش و حاشيه کلاه از پوست سمور يا مشابه، يقه همسر روس شاه از پوست رنگ آميزي شده گرگ يا سگ سان مشابه، کلاه از پوست سمور يا مشابه و لبه کلاه از پوست روباه سفيد.
نتیجه اخلاقی : اگر همه صنوف مانند حیوانت چنین مدافعانی داشته باشند و خبرگزاری های رسمی نیز به انعکاس اخبارشان بپردازند ، جای بسی خوشوقتی است . البته این راهم بگذارید به پای حاشیه های سریال قهوه تلخ
غیبتم در این فضای مجازی داره زایدالوصف میشه !
با چه ادبیاتی محبت شما رو جبران کنم ؟
اما همین را بگم که خودم را سزاور بخشش نمی دونم !
فردا، روز میلاد امام رضا (ع) است ،به شکرانه این روز فرخنده بیاییم با خود عهد ببندیم که هرروزمان بهتر از دیروز باشد و درایت و کلام سراسرمنطق آن امام معصوم را سرلوح خویش قرار دهیم ...
هنوز رزمنده ایم ...
هفته دفاع مقدس از راه رسید تا دوباره یاد یکی از مقاطع سخت تاریخ معاصر ایران در اذهان زنده شود ... چه عزیزانی که در آن دوران جان خویش را در طبق اخلاص نهادند و امروز جایشان بسیار خالی است و چه دیگر انسانهای آزاده ای که قسمتی از جسم خویش را تقدیم به عزت و سرافرازی ایران و اسلام کردند و همچنین شهرها و مناطقی که قربانی آتش جنگ شدند ... بطورکلی هشت سال جنگ تحمیلی خسارت بیشماری را به کشور وارد ساخت .. برکسی پوشیده نیست که تفکر جنگ طلبی و خشونت اساسآ هیچگاه نمی تواند آبادانی و آسایش را به ارمغان آورد وای کاش که دیگر این سایه شوم بر خاک معصوم ما ثانیه ای نقش نبندد ... اما در عین حال بزرگترین دستاورد ایام جنگ سنجش ایمان و حماسه آفرینی مردمان این دیار بود ...
بالاخره روزی را هم بنام سینما در تقویم پیدا کردیم . و بهانه ای برای نگارش یک مطلب جدید دراین فضای پرشر و شور مجازی ... اگر تئاتر را یک رسانه محدود و در سرزمین ما بعنوان رسانه رو شنفکران بدانیم و تلویزیون را هم رسانه ای فراگیر و عمومی می شناسیم ، سینما در میانه تئاتر و تلویزیون از نظر دارا بودن مخاطب قرار دارد . هرچند که با پیشرفت روز افزون تکنولوژی سینما تا حدی بشکل صنعت درآمده است و . از سویی دیگر فقر مادی سینما گاهی راه را برای ورود دلالان دراین عرصه هموار می کند .و این تهدیدی است برای جنبه های فرهنگی و هنری آن ...به بیانی دیگر می بایست دانش و فن در خدمت سینما باشد ونه محتوی سینما بواسطه صنعت و اقتصاد به بیراهه منحرف شود .اگر در آرزوی باروری سینمای ملی هستیم راهی بجز ارج نهادن به مقتضیات زمان نداریم ...
