تبليغاتX
عرفان، آزادی، برابری

عرفان، آزادی، برابری

 

                               مازنده به آنیم که آرام نگیریم ... 

 

                    

امروز مصادف است با سالروز تولد علامه اقبال لاهوری .... نمی دانم که در این مجال  کوتاه به کدامیک از ابعاد شخصیتی اقبال اشاره کنم . اکثر قریب به اتفاق مردم ما  او را به عنوان یک شاعر پارسی گوی هندی می شناسند و بیشتر برغنای ادبی او در تجلی باورهای سلیم و روشنگرانه با استعانت از زبان فارسی تاکید می ورزند .و  براستی که این ذوق و قریحه سرشار ادبی ومعنوی بخشی از شخصیت آن انسان آزاداندیش را تشکیل می دهد که  نام و اندیشه او را جاودانه ساخته است . اما اقبال را نمی توان تنها در سرایش شعر خلاصه کرد .او نخستین کسی بود که طرح تشکیل یک کشور مستقل را برای مسلمانان هند ارائه داد که در نهایت منجر به تشکیل کشور پاکستان شد .

نگارش این مطلب ادامه دارد ...

          

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 13:31  توسط رضا کیانی  | 

 

                                        

                                              امان از حاشیه ها ...

 

امروز پای درد دل یکی از دوستان نشستم که به شدت از روند روبه رشد مباحث حاشیه ای !!! ونادیده گرفتن اصول اخلاقی و مسایل مهم در محافل مختلف می نالید ! ... طبیعی است که شنیدن اینچنین درددلهایی ما را وادار به گرفتن موضع موافق در محکوم کردن مباحث حاشیه ای و هم نوا شدن با گوینده و تایید سخنان و دغدغه های او می کند . همه می دانیم که در شعار به راحتی می توان سخن از انجام عمل شایسته و دوری جستن از مباحث حاشیه ای و ضد اخلاقی کرد ، اما آیا در عمل خود نیز به چنین اندیشه هایی وفاداریم ؟ ... امروزه در محیطهای مختلف  ، مباحث جنجال برانگیز حاشیه ای وجود دارد و در مواقعی بحدی است که متاسفانه مرزهای عقیدتی و دینی افراد را نیز مورد خدشه قرار می دهند ! کافی است نیم نگاهی  به دعواهای روزمره بیاندازیم . انصافآ در این مجادلات تا چه اندازه به بیان استدلال ،منطق و  حفظ کرامت انسانی توجه می شود ؟؟... در نظرهر انسان آزاده ای نخستین راه جهت  رهایی از این تفکرات  ناسالم و شیطان پسند تمسک به تقوی الهی است. و گام بعدی در این راه افزایش بار مطالعاتی و فرهنگی افراد است . در نظرمن هرچقدر که فرهنگ مطالعه و ارج نهادن به مسایل فکری و پژوهشی افزایش یابد ، افراد کمتر درگیر مسایل حاشیه ای خواهند شد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 11:49  توسط رضا کیانی  | 

 

                           سرود سبز  زندگی را سر دهیم ...

 

دیروز در هنگام پخش مسابقه فوتبال میان تیمهای شاهین بوشهر و استقلال تهران ، شعارهایی در نفی و مبارزه با آمریکا (به استقبال روز ۱۳ آبان ) از شبکه سوم سیما نمایان شد. شعارها همان شعارهای دهه ۶۰ بودند که بنا به مقتضیات آن زمان در جامعه منتشر می گردید و درعین حال خاطرات زیادی در اذهان ما زنده می کند .در دوران دبستان و راهنمایی به یاد دارم که نام ۱۳ آبان همیشه عجین با شعار مرگ برآمریکا بود و هیچگاه خاطرات آتش زدن آدمک عموسام (سنبل آمریکا ) و لگدمال کردن پرچم آمریکا از یادم نمی رود... در بروز شیطنتهای آمریکا از بعد از پایان جنگ جهانی دوم درکشورمان جای هیچ شک و تردیدی نیست .بویژه در براندازی ناجوانمردانه دولت مردمی زنده یاد دکترمصدق بواسطه کودتای ننگین ۲۸مرداد و همکاریهای مستمر در سرکوب آزادیخواهان ایرانی در قبل از انقلاب ، همکاری بارژیم بعثی در جنگ هشت ساله  و مسائلی دیگر ، که می بایست بایک نگاه کنشگر به تحقیق پیرامون آنها پرداخت . اما در عین حال می بایست اذعان کردن که شعار مرگ بر آمریکا نباید بعنوان یک شعار مقدس و ارزشی  در سطح جامعه معرفی شود .ضروری است که به  مقتضیات امروز توجه جدی کرد، و موضع گیری هایمان را براساس سیاستهای روز و در راستای کاهش تنش در روابط بین الملل و دفاع از منافع ملی  انجام دهیم . اکنون بعداز سه دهه  از حرکت دانشجویان در تسخیر سفارت آمریکا ، فرصت خوبی است برای نقد و بررسی منصفانه این رویداد تاریخی . نباید فراموش کرد که خرد ، منطق و حکمت ایرانی از روزگاران گذشته زبانزد عالم بود .اکنون جامعه ما بیشتر به امید توام با بیداری و سرزنده گی نیاز دارد . دشمن ما ، در گام نخست نفس اماره و شیطان درون  ما است . همان که روح جوانمردی و صداقت را از کالبد آدمیان خارج می سازد و در هر لحظه ممکن است  شخصیتمان را در معرض کوته بینی و نادیده گرفتن ارزشهای انسانی و اسلامی  و انجام حرکات غیر عقلانی قرار دهد .

 در همین زمینه اینجا را بخوانید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 12:14  توسط رضا کیانی  | 

 

                                         مردی که از تاریخ آمد ...

 

                            

      

". . . آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. . . نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این سرزمین وارد آید. برده داری را برانداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم..." کوروش کبیر

دو روز پیش چندین SMS با موضوع تبریک هفتم آبان ، روز بزرگداشت کوروش کبیر دریافت کردم . نکته جالب در اینجاست که  زمان  دریافت پیامهای مذکور بعد از ساعت ۲۲ بود ! ... متاسفانه باید به این موضوع اعتراف کنم که  امسال برای اولین بار  نام چنین روزی  را شنیدم و  بعنوان یک ایرانی تاکنون هیچ اطلاعی از مناسبت مذکور  در ذهن نداشتم ! بهرحال شنیدن این خبر ، که  در طول سال روزی را هم  بانام و یاد کوروش کبیر در تقویم ایرانی می توان یافت ،مرا شادمان کرد.  ،اما جالب تر اینکه رسانه ای مستقل ، خودجوش ، نوین و فراگیری  بنام SMS ، مروج این خبر بوده است !

 

            

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 14:58  توسط رضا کیانی  | 

                                       عاشقانه تا هشت می شمارم ....

 

                      

 

    یا رضا (ع) ، قسم به نام زیبایت که ترجمان رضایت و بخشش و خضوع عاشقانه در برابر معبود است ، قسم به تربت پاک و آل اطهارت ، قسم به کلام نورانی تو  ، قسم به مهر و صبر کبریایی تو  و قسم به همه وجود تو که هشتمیت حجت سرمدی است و همه ایرانیان آزاده و عاشق به تو بعنوان نگین این سرزمین اهورایی می بالند ... ای کاش امشب در کنار تربت نورانیت بودم ، اما متاسفانه اکنون  سعادت زیارت و تبرک جستن از قبور پاکت  را ندارم ... کلام و قلمم در ستایش تو قاصر است ، می دانم که به همه ما نظر داری ، امروز باخود می گفتم که ما چقدر در شناخت تو کوتاهی کرده ایم ! امروز جامعه ما به شدت نیازمند به بینش سلیم و انسانی رضوی است .ای کاش نه در شعار ، بلکه در عمل به سیره اجتماعی و سیاسی تو  وفاداریمان را ثابت کنیم . جهان تشیع به حلم و بردباری تو افتخار می کند ، ای کاش که ما هم قطره ای از آن اقیانوس بیکران منطق و اندیشه انسانی و الهی تو را در وجودمان داشته باشیم . یا ضامن آهو (ع)  ! شنیده ایم و خوانده ایم که مناظره های  کلامی تو با دیگران و حتی دشمنانت  آنچنان سرشار از تواضع ، درایت ، ایمان  و تحمل مخالف بود که سیمای شریعت محمدی  (ص) را جلای دوباره بخشید ... ما امروز در آرزوی احیای سنت الهی تو هستیم .

 

                                

ای پسر فاطمه (س) ،نور هدی

سبزترین باغ بهار خدا

با تو دل از غصه رها می شود

پاکتر از آینه ها می شود

ای گل گلزار خدا، یا رضا

آینه قبله نما یا رضا

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 21:29  توسط رضا کیانی  | 

                  

                                     زرداندیشان ...

 

امروزه  در میان هر خانواده ای حداقل یک نشریه زرد یافت می شود .  بدون شک رشد مطبوعات زرد را می توان بعنوان  یکی از دستاوردهای رسانه ای چند سال اخیر در ایران  نامید . از مولفه های اینگونه مطبوعات می بایست به عامه پسند بودن ،  داشتن ساده گی و جذابیت  ، پاسخگویی به نیاز های خانواده  و عدم هرگونه جهت گیری سیاسی  و کاوشهای عمیق فلسفی اشاره کرد .بسیاری از چهره های مطرح  هنری و ورزشی تثبیت و استمرار شهرت  و محبوبیت خود را مدیون این نشریات می دانند و از دگر باید گفت که بخش عمده ای از  فروش  مجلات زرد در گرو چاپ عکس و بیوگرافی ستاره های معروف هنر  و ورزش است .بسیاری از نخبه گان فکری رشد مطبوعات زرد را عامل رخوت در اندیشه ورزی و کنکاش فکری و ترویج روحیه احساسی در میان خانواده های ایرانی می دانند و از دگرسو عده ای دیگر از افراد به شدت حامی اینگونه رسانه ها هستند .البته ناگفته نماند جمعی از دست اندرکاران نشریات زرد برای  ایجاد سپر در برابر چسبهای احتمالی  وگریز  از  دام کلیشه های خودساخته ، نشریه خویش را زرد حرفه ای معرفی می کنند . وبطور جدی تلاشند تا در حین جذب مخاطب عام ، مرز خود را نیز  با نشریات مطرح زرد پر رنگ نگه دارند .

بنظرمن می بایست با پدیده مطبوعات زرد با یک نگاه دقیق کارشناسی نگریست . بهرحال باید پذیرفت که بخش عمده ای از جامعه ما را افراد غیر فعال در حوزه روشنفکری ، فرهنگ و سیاست تشکیل می دهند . اما این دلیل نمی شود که با رشد بی رویه اینگونه مطبوعات و توقیف  و یا عدم حمایت از مطبوعات روشنگر و آزاداندیش ، به باروری و توسعه در امر  فرهنگ و رسانه امیدوار بود .  نباید  از یاد برد که این سرزمین از دیرباز مرکز ثقل و تجلی گاه اندیشه ، ادب، حکمت  بود و مطبوعات نیز  می توانند در تداوم این روحیه و میراث ارزشمند ، در عصرحاضر بخوبی ایفای نقش کنند .    

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 14:6  توسط رضا کیانی  | 

 

امروز خواستم  غیبت سه روزه ام را در این فضای مجازی به پایان رسانم ، و اولین روز هفته با نگارش و ثبت یک مطلب جدید در خدمت مخاطبان مهربان و صبور باشم . احساس می کنم که زبان  زیبای شعر و هنر می تواند بسیاری از دردهای جانکاه را التیام بخشد . شعر ذیل را مناسب حال اوضاع امروز دیدم . این همان سروده ای است که در ماههای اخیر و در همان ایام اعتراضات مردمی  و مسالمت آمیز جنبش سبزایران با صدای گرم استاد محمدرضا شجریان شنیده شد. تا هم یاد و نام شاعر محبوب و فقید معاصر ، فریدون مشیری عزیز دوباره زنده شود و هم هنر ، دوباره معنای انسانی و فطری خویش را در تبلور دغدغه های روز به منصه ظهور رساند و مسئولیت هنرمند در برابر دردهای جامعه معنا یابد .

 

زبان آتش

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.

برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.

تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...

اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...
                                             (( فریدون مشیری ))
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 7:42  توسط رضا کیانی  | 

 

                                   ارتباطات یخ زده !

 

از آغاز بکار شبکه( SMS) در سیستم تلفن همراه ایران حدود ۶ سال است که می گذرد . انصافآ فعال سازی این شبکه خدمات ارزشمندی را هم نصیب مردم کرده است . ارسال پیامک در زمانی که امکان گفتگو مهیا نباشد بسیار ضروری است ، از طرفی دیگر از نظر هزینه نیز مقرون به صرفه است .  اما اینها به معنای نادیده گرفتن معایب SMS نیست ! بنظر من یکی از معضلات کارآیی بیش از حد SMS ،سرد کردن ارتباطات گفتاری و در نتیجه کمرنگ کردن عواطف انسانی در تعاملات روزمره ما است . ارسال برخی سخنان  , اشعار و پیامهای ارزشمند کوتاه , مانند سخن بزرگان ,   تنظیم و ارسال پیام و یا جمله به مناسبتهای ملی و مذهبی , اطلاع رسانی برخی برنامه ها  و جلسات را می توان در قالب sms انجام داد .اما متاسفانه مشاهده می شود که در مواقعی جویا شدن از احوال دوستان و یا پیام تسلیت و تبریک نیز در برهه کنونی از طریق ارسال پیامک صورت می گیرد !!! این دقیقآ موجبات رخوت و انفعال را در ارتباطات انسانی فراهم می آورد .خودتان قضاوت کنید ، بیان احساسات عاطفی از طریق گفتگو بهتر می تواند روحیه مخاطب را تسکین دهد یا از طریق نوشته ؟ آنهم نوشته هایی که در مواقعی بدلیل ترافیک خطی به مقصد نمی رسند و یا کامل دریافت نمی شوند ! 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 14:45  توسط رضا کیانی  | 

 

                                            تراژدی مدرن ...!

 

چهارشنبه شب  تله تئاتر مرگ دستفروش ، نوشته ماندگار نمایشنامه نویس بنام و معاصر آمریکایی ، آرتور میلر از شبکه چهار سیما پخش شد . بیشتر اهالی تئاتر با آرتورمیلر و آثارش بویژه مرگ دستفروش  آشنا هستند . من نیز  در سالیان  پیش چندین بار  این متن را مطالعه کردم . اما تاکنون اجرایی از آن را ندیده بودم. دیدن تله تئاتر مذکور مرا وادار کرد تا دوباره فکرم را معطوف به ارزشهای نوشتاری قلم آرتورمیلر در این اثر کنم . و به جرات می توانم بگویم که جرقه های تازه ای را در ذهنم بوجود آورد . به سمت کتابخانه شخصی ام رفتم و  پس از سالها ،دوباره صفحات کتاب مرگ دستفروش را ورق زدم ... نمایشنامه مرگ دستفروش حکایت زندگی شخصی بنام ویلی لومان را روایت می کند که پس از سالها خدمت برای موسسه ای متعلق به خانواده واگنر اکنون ورشکسته و مجبور به کناره گیری دائم از کار می شود  ... در حقیقت می توان گفت که جانمایه این نمایشنامه جدال انسانهای آرمانگرا با دنیای مدرن است . که بدون شک تحلیل و تفسیر جامع آن در این مجال نمی گنجد .در نمایشنامه می خوانیم که ویلی لومان زمانی تمام توان خویش را مصروف به فعالیت در شرکت واگنرها کرد اما نسل امروز این خانواده برخلاف گذشته گان، قدر و منزلت خدمات و تلاش لومان را نمی داند و با بی مهری او را کنار می زند ... امری که متاسفانه گاهی در دنیای امروزهم  شاهد استمرار آن هستیم یعنی قدرنشناسی و نادیده گرفتن مطالبات و منزلت پیشکسوتان .در انتهای نمایش میبینیم که ویلی لومان به ناچار دست به خودکشی می زند چراکه او به این نتیجه رسیده است که در این بن بست مالی و معیشتی ،  تنها می توان با پول بیمه بعد از مرگ به اوضاع زندگی همسر و فرزندان خویش سامان داد .بدین ترتیب او خود را قربانی خانواده می کند . در نظرمن  دیدن نمایش مرگ دستفروش  به ما ثابت می کند که عمر تراژدی محدود به یونان باستان ویا دوران شکسپیر نیست . حیات تراژدی در قرن معاصر نیز استمرار دارد .اگر در تراژدیهای یونان باستان با طرح داستانهایی فوق هستی و اسطوره ای  ،  قهرمان نمایش ( که عمدتآ از خانواده شاهان بودند )  در نبرد با خدایان اسیر تقدیر می گردید ، در جهان کنونی نیز انسانها  از صنوف و طبقات مختلف  به نبرد با  مناسبات اجتماعی روز ، بروکراسی اداری و ... برمی خیزند.و چه بسا که سرمایه وجودی خویش را نیز در این راه فدا کنند .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 13:7  توسط رضا کیانی  | 

 

                                        فریاد رسی می آید..

 

بیستم مهرماه را با نام روز حافظ  شیرازی می شناسیم .وقتی که از حافظ سخن به میان می آوریم ،به سختی می توان تنها به یکی از ابعاد شخصیتی و اندیشه او پرداخت . بقول استاد عبدالعلی دستغیب حافظ جمع مولوی ،سعدی و خیام است و شعر حافظ هنوز شناخته نشده است... شاید چنین انتظار رود که همه ساله در این روز ، زندگی  و آثار حافظ  آنهم به گونه ای موزه ای وبا زبانی کاملآ روشنفکرانه و فاخر روایت شود . اما برکسی پوشیده نیست که نام حافظ و داستان زندگی او برای   اکثر قریب به اتفاق مردمان این دیار آشنا است و نیاز به تکرار (به شیوه های سنتی ) ندارد . در نظرمن می بایست سالروز حافظ همیشه توام با بازشناسی و  ارائه نظرات وپژوهشهایی جدید جهت اجرایی کردن اندیشه های آن بزرگمرد ، در عصرحاضر باشد ...  

                        از غم هجـــــر مکن ناله و فریاد که دوش
زده ام فـــالی و فریــادرســـی مـــی آید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 10:20  توسط رضا کیانی  |